نام «دماغه اميدنيك» همواره با يادآوري ماجراجويي‌هاي دريانوردان در قرون گذشته همراه بوده است. اين دماغه براي دريانوردان خسته و بيمار كه از مناطق و قاره‌هاي دور، به اين منطقه زيبا مي‌رسيدند، پيام‌آور آرامش و سلامتي بوده است. ديدن اين منطقه و جاذبه‌هاي آن بيشتر از اين‌رو قابل تامل است كه بدانيم آفريقايي‌ها براي اداره و مديريت پارك‌هاي ملي و در مجموع اكوتوريسم چه پيشرفت قابل ملاحظه‌اي داشته‌اند. متأسفانه در كشور ما و در فاصله سال‌هاي اخير، سخن از طبيعت‌گردي و اكوتوريسم، بسيارگفته شده و سازمان ميراث‌فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري نيز در اين زمينه، حرف‌هاي بسياري زده است.

 اما موضوع، دقيقا به اين نقطه باز مي‌گردد كه هر‌بار اين سازمان، منطقه‌اي طبيعي و قابل توجه را به‌عنوان منطقه نمونه گردشگري تعيين و براي توسعه و رونق گردشگري معرفي كرد اوضاع طبيعت در آن به هم ريخت و محيط‌زيست در آنجا به شدت در معرض خطر قرار گرفت. با اين اوصاف آخر آفريقا را بايد با اين نگاه خواند كه بر خلاف تصور ما درباره كشورهاي آفريقايي آنها چقدر قدرشناس طبيعت و موقعيت جغرافيايي خود هستند و قواعد اكوتوريسم را به اجرا مي‌گذارند.

دماغه اميد نيك، انتهاي آفريقا

نام قاره آفريقا، با نام مناطق طبيعي و پارك‌هاي ملي مهم و همچنين نام برخي حيوانات نام آشنا مانند زرافه، زبرا (گورخر آفريقايي) و شيرآفريقايي عجين شده و از نظر اكوتوريسم (طبيعت‌گردي) حائز اهميت فراواني است. در جنوبي‌ترين قسمت قاره آفريقا، كشور زيباي آفريقاي جنوبي واقع شده و يكي از مناطق ارزشمند در آفريقاي جنوبي، «دماغه اميدنيك» است.

در بررسي نقشه جغرافيا، قاره آفريقا در انتهاي جنوبي خود منطقه كم عرضي را تشكيل مي‌دهد كه به شكل يك شبه‌جزيره از شهر كيپ تاون آغاز شده و تا دماغه اميد نيك در انتهاي خود، امتداد دارد و پارك ملي تيبل مانتين نيز در همين محدوده قرار دارد.

با اين وصف، به تعبيري، دماغه اميدنيك را كه درجنوبي‌ترين قسمت كشور آفريقاي جنوبي قرار گرفته مي‌توان آخر قاره آفريقا قلمداد كرد. دماغه اميدنيك و پارك ملي تيبل مانتين، جاذبه‌هاي طبيعي بي‌شماري را در خود جاي داده و همواره طبيعت‌گردان بسياري را از اقصي‌نقاط جهان به‌خود جذب مي‌كنند. هر نقطه از اين منطقه، يك چشم‌انداز زيبا، براي گرفتن يك عكس ماندگار به شمار مي‌رود.

چشم‌اندازهاي ماندگار در محل تلاقي 2 اقيانوس

اين دماغه محل تلاقي اقيانوس هند (از سمت شرق) و اقيانوس اطلس (از سمت غرب) است و يكي از نادرترين ويژگي‌هاي اين منطقه، مشاهده همزمان منظره 2 اقيانوس از دماغه اميدنيك است. هنگام ايستادن بر بلندي مشرف بر اين دماغه و تماشاي 2 اقيانوس، مي‌توان محل اتصال اين اقيانوس‌ها را به شكل يك خط فرضي، كه به واسطه پيشروي دماغه اميدنيك در آب به وجود آمده، مشاهده كرد.

فانوس دريايي معروف دماغه اميدنيك نيز از ديدني‌هاي جالب به شمار مي‌رود. اين فانوس در نقطه انتهايي شبه جزيره قرار دارد و چشم‌اندازهاي زيبايي از 2اقيانوس و خليج فالزبي را در شمال‌شرقي به نمايش مي‌گذارد.

در پايين دست فانوس دريايي، آنجا كه اقيانوس اطلس و اقيانوس هند به يكديگر پهلو مي‌زنند، دوربين‌ها بي‌وقفه به كار مي‌افتند و اگر دوربين ديجيتال ابداع نشده بود، شايد هزينه عكس و فيلم از اين منطقه مي‌توانست از اقلام اصلي هزينه سفر ما محسوب شود.
چشم‌اندازهاي بسيار زيباي جنگل در مناطق شمالي دماغه اميد نيك (در پارك ملي تيبل مانتين) و همچنين كوهستان و مراتع غني با درختچه‌هاي كوتاه، همراه با آبي بيكران اقيانوس، تلفيقي از رنگ‌هاي‌تند و حيات‌بخش طبيعت را در اين مناطق به معرض نمايش مي‌گذارند.

حيات وحش اين منطقه نيز به جهت طبيعت بكر و پوشش گياهي مناسب آن از تنوع زيادي برخوردار است. بابون‌ها (از گروه ميمون‌ها) به وفور در سطح منطقه حتي در مسير جاده‌ها و سواحل اقيانوس مشاهده مي‌شوند. اين جانوران معمولاً با گردشگران نيز رابطه بدي ندارند و حتي از خودروي گردشگراني كه براي گرفتن عكس پياده مي‌شوند نيز براي نشستن و ژست گرفتن استفاده مي‌كنند.

ضمناً اين منطقه زيستگاه حيات وحش جانوري منحصر به فرد از جمله زبرا (گورخر آفريقايي) و آنتالوپ‌است. پارك ملي تيبل مانتين كه گستره وسيعي را شامل مي‌شود، چشم‌اندازهاي زياد ديگري را در شمال دماغه اميد نيك شامل مي‌شود كه از آن ميان، مي‌توان به حضور وال‌ها در سواحل شرقي اين پارك در ماه سپتامبر (در خليج فالزبي در حاشيه اقيانوس هند) و همچنين زيستگاه طبيعي پنگوئن‌ها اشاره كرد كه بسيار جالب توجه است.

زيستگاه پنگوئن در آفريقا

با توجه به شهرت «پنگوئن امپراتور» كه بزرگترين نوع از انواع پنگوئن‌ها به شمار مي‌رود و در قطب‌جنوب زندگي مي‌كند، شايد بسياري از ما پنگوئن‌ها را مختص قطب جنوب بدانيم و از اينكه گونه‌اي از پنگوئن‌ها در سواحل صخره‌اي كشور آفريقاي جنوبي (در سواحل اقيانوس هند) زندگي مي‌كنند، بي‌خبر باشيم.

پنگوئن‌هاي پارك ملي تيبل مانتين يكي از 4 گــونه پنگــوئن شناخته شده در جهان است كه به «‌پنگوئن آفريقايي» مشهور است. زيستگاه اين پنگوئن‌ها در نزديكي شهر «‌سيمونز تاون‌» در صخره‌هاي برآمده در نزديكي سواحل اقيانوس هند مشاهده مي‌شود. اندازه اين‌گونه از پنگوئن‌ها بسيار كوچكتر از ساير گونه‌ها بوده و قد آنها حداكثر 30تا 40سانتي‌‌متر است.

وجود يك مركز بازديدكنندگان شامل فروشگاه و سالن نمايش‌فيلم، تريل‌هاي چوبي (مسيرهاي پياده روي) و طراحي زيباي فضاي طبيعي در ساحل اقيانوس هند، از جاذبه‌هاي اين منطقه است كه در كنار سايت بازديد از پنگوئن‌ها براي توريست‌ها فراهم شده است.

بازديد از جزيره فك‌هاي دريايي

 سطح جزيره فك‌هاي دريايي تقريباً به‌طور كامل توسط فك‌هاي در حال استراحت، پوشيده شده بود و با مشاهده فك‌ها در سواحل جزيره و هنگام شنا و جست و خيز در اطراف كشتي، دريافتيم كه اين جانوران برخلاف اينكه در خشكي، سرعت كمي دارند، در محيط آب، بسيار شناگران فعال و قابلي هستند.

جزيره فك‌ها در نزديكي سواحل غربي پارك ملي تيبل مانتين و در شمال غربي دماغه اميد نيك قرار گرفته است. دسترسي به اين جزيره از طريق خليج «هوت بي» درساحل اقيانوس اطلس، ميسر مي‌شود. در اين خليج، هنگام حركت به سمت اين جزيره و همچنين در بازگشت از آن، علاوه بر امكان خريد از بازار صنايع‌دستي، حضور افرادي كه با ساز و آواز به استقبال و بدرقه توريست‌ها مي‌پردازند نيز بسيار ديدني است.

 مشاركت سازمان‌هاي دولتي در اداره پارك‌هاي ملي

نحوه مديريت و تامين مالي هزينه‌هاي پارك ملي تيبل مانتين بسيار جالب توجه است. در مديريت اين پارك كه تحت‌نظر اداره پارك‌هاي ملي آفريقاي جنوبي مديريت مي‌شود، علاوه بر جلب مشاركت مردمي، از مشاركت ادارات و سازمان‌هاي دولتي مرتبط نيز به خوبي بهره گرفته شده است. مشاركت مالي سازمان‌هاي شهري، مانند شهرداري كيپ تاون در برنامه‌هاي اجرايي پارك تيبل‌مانتين در اين ارتباط، قابل ذكر است.

به عبارت ديگر، درصورت عملكرد بهينه اين پارك ملي منافع بيشتري در سطح منطقه حاصل مي‌شود كه منجر به توسعه منطقه و شهرهاي پيرامون آن مي‌شود. بنابراين، برخي سازمان‌ها كه از رهگذر جلب گردشگر منافعي كسب مي‌كنند، از حاميان مالي مهم براي اداره و انجام اقدامات اجرايي در پارك ملي به شمار مي‌روند.

عکسهایی از یک ویلای گران قیمت

ویلا

ویلا

ویلا

ویلا

ویلا

ویلا

ویلا

ویلا

ویلا

ویلا

عکسهایی از یک ویلای گران قیمت

ویلا

با عرض سلام خدمت همه دوستان و خوانندگان محترم وبلاگ از اینکه با نظرات پر مهر خودتان من را دلگرم میکنید از همتون تشکر می کنم امیدوارم به تونم بهتر از قبل با گلچین مطالب از اینترنت رضایت شما دوستان خوب را فراهم اورم اول از همه می خوام از همتون عذر خواهی کنم چون به خاطر مشغله های کاری یه مدت طولانی نتوانستم وبلاگ را به روز کنم اما از این به بهد سعی دارم تا هر هفته مطالب جدیدی در سایت قرار دهم

ممنون

در ضمن از اینکه پیش بینیم در مورد جنگهای خاورمیانه تقریبا درست از کار درامد راستش به خودم افتخار میکنم البته دلیل بر خود ستایی نیست به خدا ادم مغرور یا خود پسندی نیستم  ولی از اینکه باتوجه به احادیث امامان و پیامبر وقوع حوادث در خاورمیانه درست از کار درامد خیلی زوق زده شدم سعی میکنم در این رابطه مطالب بیشتری در سایت قرار دهم و البته هدف اصلی وبلاگ که بیشتر به رخدادهای اقتصادی و مطالبی در این مورد اختصاص دارد ازاین که با نظرات خوب خودتان باعث دلگرمی من در نوشتن و جمع اوری مقاله ها هستین تشکر میکنم.

 

اقتصاد امریکا


از سال ۱۹۷۱ تاكنون حدود ۲۴ بحران اقتصادى در جهان به وقوع پيوسته كه تقريباً هر يك سال و نيم يك بحران اقتصادى رخ داده است و تأثيرات آنها بر اقتصاد جهان متفاوت و مختلف بوده است. اما بحران اقتصادى كه آمريكا در حال حاضر با آن مواجه است تهديدى براى ساير كشورها به شمار مى رود كه با آمريكا از نظر اقتصادى ارتباط دارند. آمريكا قطب اصلى اقتصاد جهان به شمار مى رود و اين كشور شريك تجارى بسيارى از كشورها خصوصاً كشورهاى نفت خيز به حساب مى آيد. بحران اقتصادى فعلى تا حد زيادى به بحران جهانى اقتصاد در سال ۱۹۲۹ مشابهت دارد. بحران اقتصادى آمريكا در حالى فرارسيده است كه اكنون اقتصاد جهان از بحران هاى اقتصادى شديدى رنج مى برد. بازارهاى مالى، بانك ها و ميانجيگران مالى با مشكلات زيادى مواجه اند و قيمت كالاها، خدمات و نفت در سطح جهان با افزايش روبه رو شده است، مسائل فوق باعث شده تا بسيارى از اقتصاددانان به اين فكر بيفتند كه آيا جهانى سازى دستاوردى براى جهانيان دارد و يا اين كه ضررهاى آن از دستاوردهايش بيشتر است

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

صادرات غیر نفتی

كاهش 15 درصدي صادرات غيرنفتي
تازه‌ترين آمار رسمي گمرك نشان مي‌دهد كه صادرات غيرنفتي كشورمان در نيمه اول امسال با 2/15درصد كاهش نسبت به مدت مشابه سال قبل به 4/11ميليارد دلار افت كرده است و اين در حالي است كه حجم صادرات در همين مدت از نظر وزني 21درصد افزايش نشان مي‌دهد كه اين معادله به مفهوم دريافت ارز كمتر در ازاي صادرات بيشتر است. ميزان واردات كشور نيز در نيمه اول امسال معادل 23ميليارد دلار اعلام شده است.

تازه‌ترين آمارهاي گمرك ايران نشان مي‌دهد ارزش صادرات غيرنفتي در شش ماهه اول سال‌جاري مانند ماه‌های گذشته روند کاهشی در پیش گرفته و با صادرات نزديك به 9 میلیارد دلار بدون احتساب میعانات گازی در این مدت نظام بازرگاني كشورمان شاهد افت 15/10‌درصدی صادرات بوده است. البته آمار واردات نیز در 6 ماه گذشته با بیش از 20‌درصد کاهش به بیش از 23 میلیارد دلار رسیده است.
قابل ذكر است كه وزن صادرات بدون احتساب ميعانات گازي20/19‌درصد افزايش داشته ولي به لحاظ ارزش 10/15‌درصد كاهش داشته است.
به گزارش روابط‌ عمومي گمرك ايران، در مدت ياد شده بدون احتساب ميعانات گازي 8‌ميليارد و 978‌ميليون دلار انواع كالا صادر شد كه وزن اين ميزان كالاي صادراتي 20‌ميليون و 500 هزار تن بود. بنابراين گزارش صادرات غيرنفتي در اين مدت با احتساب ميعانات گازي به 25‌ميليون و 131‌هزار و 100 تن و به ارزش 11‌ميليارد و 375‌ميليون و 590‌هزار دلار رسيد كه در مقايسه با مدت مشابه سال قبل از نظر وزن 25/21‌درصد افزايش و به لحاظ ارزش 15/15‌درصد كاهش داشته است.
همچنين براساس بررسي‌هاي به عمل آمده در دفتر آمار و فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات گمرك ايران، در شش‌ماهه اول سال‌جاري 23‌ميليون و 122 هزار و 390 تن انواع كالا به ارزش 23‌ميليارد و 668‌ميليون و 940‌هزار دلار وارد كشور شده است. واردات كشورمان در اين مدت در مقايسه با مدت مشابه سال قبل از نظر وزن 88/10‌درصد افزايش و به لحاظ ارزش با كاهش 78/20‌درصدي همراه بود.

کاهش صادرات میعانات گازی و محصولات پتروشیمی
در شش‌ماه اول سال جاري سهم ميعانات گازي از كل ارزش صادرات غيرنفتي 08/21‌درصد و سهم محصولات پتروشيمي 96/27‌درصد بود، همچنين در مدت ياد شده 96/50‌درصد از ارزش كل صادرات غيرنفتي نيز به ساير كالاها اختصاص داشته است.
در اين مدت صادرات ميعانات گازي و محصولات پتروشيمي از نظر وزن به ترتيب 24/31 و 15/22‌درصد افزايش داشت، اما ارزش صادرات اين كالاها به ترتيب با 78/29‌درصد و 46/30‌درصد كاهش همراه بود.
اين درحالي است كه صادرات ساير كالاها در مقايسه با مدت مشابه سال قبل از نظر وزن 21/19‌درصد و به لحاظ ارزش 98/6‌درصد افزايش يافته است.
همچنين متوسط قيمت هر تن كالاي صادراتي در نيمه نخست سال جاري 437 دلار و 95 سنت بود كه نسبت به مدت مشابه سال گذشته به ميزان 62/24‌درصد كاهش داشته است.
در بخش واردات نيز بيشترين ارزش و سهم واردات در شش‌ماه اول سال‌جاري به «شمش از آهن و فولاد غيرممزوج» اختصاص دارد. در اين مدت يك ميليارد و 105‌ميليون و 300‌هزار دلار «شمش از آهن و فولاد غيرممزوج» وارد كشور شد و سهم اين كالا از كل ارزش واردات در مدت ياد شده 67/4‌درصد بود. «بنزين» با اختصاص 97/3‌درصد از ارزش كل واردات در رتبه دوم و «گندم» با 70/3‌درصد در رتبه سوم قرار دارد.

عراق همچنان در راس
در مدت ياد شده عراق با واردات يك ميليارد و 781‌ميليون و 660‌هزار دلار انواع كالا از ايران و با اختصاص 84/19‌درصد از ارزش كل صادرات مهم‌ترين شريك تجاري كشورمان در بخش صادرات بود.
همچنين چين با واردات يك ميليارد و 330‌ميليون و 480‌هزار دلار انواع كالا از ايران و با اختصاص 82/14‌درصد سهم از كل صادرات كشورمان در رتبه دوم قرار دارد و امارات متحده عربي، هند و افغانستان نيز به ترتيب در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند و بيشترين ميزان واردات را از ايران در مدت ياد شده داشته‌اند.

امارات بزرگ‌ترین شریک تجاری
بنابراين گزارش، در مدت ياد شده امارات متحده عربي، بزرگ‌ترين شريك تجاري ايران در بخش واردات بود، به طوري كه طي شش‌ماه اول سال‌جاري 45/26‌درصد از ارزش كل واردات كشورمان از امارات متحده عربي اختصاص يافته است.
آلمان با اختصاص 92/9‌درصد از ارزش كل واردات در رتبه دوم قرار دارد و چين، كره و سوئيس نيز به ترتيب رتبه‌هاي بعدي را به خود اختصاص داده‌اند.

اخر زمان

با سلام خدمت خوانندگان محترم و تبریک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان

امروز می خواستم مطالبی غیر از موضوع اصلی سایت قرار دهم امیدوارم

مورد استفاده علاقه مندان وعاشقان اهل بیت (ع) قرار گیردالبته این گفتار

بیشتر جنبه حدث و مطالعه دارد نه جنبه استنادی من حتما خوشحال میشوم

نظر دوستان را دراین مورد بشنوم .

        می خواستم در باره اشارات قران کریم از نابودی اسرائیل و ظهور حضرت امام مهدی (عج) و شایداخر زمان که از سایتها و کتب مختلف و حدثیات

خودم باشد را در سایت قرار دهم .

اینکه می گن سال 2012 پایان دنیا است رو حداقل من قبول ندارم ولی ان را سال شروع وقایع حتمی قبل لز ظهور میدانم البته با دلیل و مدرک من در سایت مهدویت خواندم که در سوره اسراء به زمان نابودی اسراییل اشاره شده خودم هم این سوره را خواندم در این سایت گفته شده عین مطلب را میارم(( از شمارش این کلمات ناگهان متوجه میشویم که تعداد آنها درست 1443 کلمه است. از آنجا که در سوره کهف هر کلمه نمایانگر یک سال است به این نتیجه میرسیم که ممکن است عدد 1443 به سال سقوط اسرائیل اشاره داشته باشد. اگر خداوند بعد از کلمه لفیفا به عدد 1443 اشاره میکرد، مانند آنچه در سوره کهف بکار برد، دیگر شکی باقی نمیماند که قرار است زوال بنی اسرائیل در سال موعود اتفاق بیفتد. اما حالا که خداوند به سال مورد نظر اشاره نکرده است سوال اینست که آیا با کشف فرمول فوق که در موارد دیگر کارآیی خودش را نشان داده و با دقت تمام جواب داده است و دقیقا از نظر زمانی درست از آب در آمده است، اینجا نیز به همان فرمول میتوان اعتماد کرد یا خیر. پاسخ اینست که قطعا فرمول استفاده شده در تمام موارد مشابه قابل استفاده است. همانطور که اگر در آیات مربوط به سوره کهف حتی اگر به عدد 309 اشاره نمیشد با شمارش کلمات آن میتوانستیم طول زمانی آنرا بدست بیاوریم اینک نیز که به فرمول مربوطه دست یافته ایم با محاسبه کلمات مربوط به سرنوشت بنی اسرائیل میتوان به سال سرنوشت ساز زوال آنان دست یافت. اما اگر این عدد فقط در همین یک مورد استخراج میشد ، میشد آنرا تصادف تلقی کرد و به حدس و گمان توجه نکرد. اما وقتی در محاسبات مختلف در این دو سوره شریفه دوباره و چند باره این عدد یا معادل تقویمی آن در موارد مختلف وبه انحاء گوناگون ظاهر میشود، راه بر هر شک و ریبی مسدود و حقیقت آیات آشکار میشود. در یکجا به عدد 1443 میرسیم ودر جای دیگر به عدد 1401 ودر محاسبه دیگر به 2022 و در مورد دیگر به عدد 5782. در آغاز این اعداد بی ربط بنظر میرسند اما وقتی تقویم را میگشائیم میبینیم .

شگفتا تمامی این اعداد شماره سال مخصوصی است در آخر الزمان، و هرکدام معادل دیگریست. یعنی سال 1443 هجری قمری مساوی با سال 1401 هجری شمسی ومصادف با سال 2022 میلادی ومقارن با سال 5782 عبری میباشد. شگفت آور تر آنکه حتی از نظر حساب جمل نیز سال 1401 معادل با حروف تلفظ عربی سال 2022 میباشد.

به این نتیجه میرسیم که خداوند با استفاده از این اعداد به همان سال مخصوص اشاره میکند. وازینکه این اعداد درست از محاسبه همان آیاتی بدست میآید که درآن به متلاشی شدن بنی اسرائیل و ظهور حضرت مهدی و استقرار حکومت عدل جهانی اشاره شده است دیگر برای هر انسان متفکری چاره ای جز پذیرش این واقعیت نمیماند که خداوند این سال را سال تنبیه بنی اسرائیل قرار داده است. دستکم به این نتیجه میرسیم که قرار است در این سال اتفاق بزرگی بیفتد.)) البته بخشی از این مطلب است که در پایان ادرس سایت را خواهم نوشت به نظر من  هم البته خداوند بزرگ بهتر میداند؟ این مطالب می تواند درست باشد من این را با انقلاب اسلامی ایران مقایسه میکنم :

چرا انقلاب اسلامی ایران در سال 1357  اتفاق افتاد چرا مثلا چند سال بعد یا قبل نبود و یا مهمتر از ان در 11امین  ماه سال و12 امین روز شروع ودر 22امین روز انقلاب به پیروزی رسید بادقت دران میشود فهمید که جمع اعداد سال منظورم دو رقم پایانی به 12 میرسیم و 10 روز طول میکشه تا انقلاب پیروز بشه  و حالا چون انقلاب حضرت مهدی جهانی با تقویم جهانی از سال  2012  به بعد احتما لا شروع فتنه های بزرگ از جمله خروج سفیانی و یا جنگهای بزرگ در خاورمیانه و بیشتر روایاتی که موجود است من بیشتر نمیگم تا سال 2022 که طبق گفته بالا از سایت مهدویت شاهد ظهور منجی و نابودی اسراییل باشیم ان شاء الله

البته بیشتر از حدث و گمان و تدبر در حوادث بر می اید و غیر از خداوند متعال کسی بر زمان دقیق ان اگاه نیست .

اقتصاد های نوظهور

دنیای‌اقتصاد- براساس رتبه‌بندی جدید اقتصادهای جهان، کشورهای هنگ‌کنگ، سنگاپور، نیوزلند، سوئیس و آمریکا آزادترین و کشورهای زیمبابوه، میانمار، کنگو، آنگولا و ونزوئلا بسته‌ترین اقتصادهای جهان معرفی شدند. مهم‌ترین شاخص‌های اندازه‌گیری در این بررسی فضای کسب‌و‌کار، میزان یارانه‌ها، میزان دخالت دولت، میزان کنترل بازار مالی، دسترسی به بازارهای بین‌المللی و رعایت حقوق بخش‌خصوصی بوده است.

پس از بررسی اطلاعات ۱۴۱ کشور مشخص شد : هنگ‌کنگ آزادترین اقتصاد جهان

رهام‌وزیری – هنگ‌کنگ بار دیگر به عنوان آزادترین اقتصاد جهان معرفی شد. موسسه تحقیقات اقتصادی کیتو که یکی از تانک‌های فکری اقتصادی در ایالات متحده به شمار می‌آید همانند سنت هر ساله خود فهرست جدید آزادترین اقتصادهای جهان را اعلام کرده است. در این فهرست از اطلاعات و آمارهای کشورها طی سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ استفاده شده است. دلیل اصلی استفاده از آمارهای قدیمی در مورد برخی کشورها عدم اعلام آمارهای رسمی جدید از سوی آنها عنوان شده است.
در این فهرست پنج شاخص کلی برای رتبه‌بندی کشورها در نظر گرفته شده است که هر یک چند زیرشاخه دارند. اولین شاخصی که در این مطالعه مورد توجه قرار گرفته اندازه دولت است. این شاخص با توجه به زیرشاخه‌هایی همچون میزان هزینه‌های عمومی دولت، یارانه‌های پرداختی، میزان ورود دولت به کسب‌وکار و سرمایه‌گذاری دولتی و میزان مالیات دریافتی محاسبه شده است. شاخص دوم ساختارهای قانونی و میزان رعایت حقوق بخش‌خصوصی در اقتصاد است. دسترسی به پول سالم و چگونگی مدیریت بازار پول کشورها شاخص سوم ارزیابی اقتصادی کشورهای جهان در این تحقیق است. میزان آزادسازی در جهت دسترسی بازرگانان به بازارهای بین‌المللی و توسعه تجارت بین‌الملل از دیگر موارد مورد نظر در این رده بندی است. این شاخص خود زیرمجموعه‌هایی دارد که میزان مالیات بر واردات و صادرات، برطرف کردن موانع تجارت، سهم بخش تجارت در اقتصاد و میزان کنترل بازارهای مالی از مهمترین بخش‌های این شاخص هستند. هنگ‌کنگ در این شاخص بیشترین امتیاز را آورده است. هنگ‌کنگ در چهار فاکتور از هفت فاکتور این شاخص امتیاز کامل ۱۰ را کسب کرده است. پنجمین و آخرین شاخص کلی که در این تحقیق مورد توجه قرار گرفته است میزان وام‌های اعتباری، بازار کار و فضلی کسب‌وکار در اقتصادهای مختلف است.
آزادترین‌ها
در این فهرست هنگ کنگ بهشت کسب‌وکار در جهان عنوان شده است. این کشور آسیایی که اکنون به یکی از مراکز اصلی تجارت جهانی و باز صادرات دنیا تبدیل شده است توانسته با کسب امتیاز ۹/۸ از ۱۰ عنوان آزادترین اقتصاد جهان را به خود اختصاص دهد. آسانی تاسیس شرکت‌های بازرگانی در هنگ‌کنگ، پایین بودن تعرفه‌های واردات و صادرات، عدم سرمایه‌گذاری دولت در بخش تولید و بازرگانی و عدم سیاست‌های حمایت‌گرایانه از مهمترین ویژگی‌هایی است که سبب شده هنگ‌کنگ بتواند درصدر این فهرست قرار گیرد. پس از هنگ‌کنگ دیگر کشور آسیایی یعنی سنگاپور با ۸/۸ امتیاز قرار گرفته است. اصلی‌ترین عاملی که سبب شده سنگاپور نتواند از هنگ‌کنگ پیشی بگیرد سخت‌تر بودن تجارت در سنگاپور نسبت به هنگ‌کنگ است. نیوزیلند و سوئیس با امتیازهای ۵/۸ و ۳/۸ در رده‌های بعدی قرار گرفته‌اند.
ایالات متحده که در ذهن برخی به عنوان آزادترین اقتصاد جهان شناخته می‌شود در این رده‌بندی توانسته عنوان پنجم را به خود اختصاص دهد. کنترل‌های امنیتی و مالی که پس از حوادث یازدهم سپتامبر در آمریکا وضع شده است. در این گزارش اصلی‌ترین مانع افزایش رنکینگ آمریکا در آزادسازی اقتصادی عنوان شده است.
دولتی‌ترین‌ ها
این تحقیق که ۱۴۱کشور دارای آمار در دسترس جهان را مورد مطالعه قرار داده عنوان می‌کند که زیمبابوه بسته‌ترین و تحت کنترل‌ترین اقتصاد جهان را دارد. در این بررسی زیبمابوه از مجموع ۱۰امتیاز تنها ۹/۲امتیاز را کسب کرده است. توقف تجارت خارجی، تورم تازنده، کنترل دولتی در کسب و کارها و مالیات بالا از عمده عواملی است که زیمبابوه را در بدترین شرایط اقتصادی قرار داده است. میانمار، جمهوری دموکراتیک کنگو و آنگولا نیز دیگر قعرنشینان این فهرست هستند. ونزوئلا با امتیاز ۹/۴ از ۱۰ در این رده‌بندی رتبه ۱۳۵ را کسب کرده است. روند دولتی‌سازی که از سوی هوگو چاوز در یک سال گذشته تشدید شده است. بیشترین نقش را در بسته شدن فضای اقتصادی ونزوئلا داشته است.
گروه هشت
از مجموع هشت اقتصاد صنعتی جهان تنها ایالات متحده، بریتانیا و کانادا در جمع ۱۰اقتصاد آزاد جهان قرار دارند و بقیه در رتبه‌های پایین‌تر قرار گرفته و این در شرایطی است که رتبه برخی از آنها بسیار دور از انتظار است. ژاپن به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد آسیا و دومین اقتصاد بزرگ جهان از نظر آزادی فضای اقتصاد در رتبه ۲۲ قرار گرفته است. ایتالیا و فرانسه با امتیاز ۷ به طور مشترک در رتبه ۵۲ قرار دارند. آلمان به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا در این رده‌بندی با ۶/۱۷ امتیاز در رده ۱۸ ایستاده است. اما در جمع هشت کشور صنعتی جهان روسیه بدترین جایگاه را به خود اختصاص داده است. روسیه با امتیاز ۸/۵ رتبه‌ای بهتر از ۱۱۲ را نتوانسته کسب کند.
مشکلات تعرفه‌ای که خصوصا واردات را به روسیه و حتی ژاپن دشوار می‌کند در کنار مشکلات بازار کار که همواره در این کشورها وجود دارد اصلی‌ترین مانع بالا رفتن کشورهای صنعتی در فهرست اقتصادهای آزاد جهان است.
اقتصادهای نوظهور
اقتصادهای نوظهور که با رشد اقتصادی چشمگیر خود توجه جهان را جلب کرده‌اند در زمینه ایجاد اقتصاد آزاد واقعی با تمام معیارهای آن چندان موفق نبوده‌اند. کشورهای نوظهور اقتصادی اگرچه در جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی و توسعه صادرات خود موفق بوده‌اند و توانسته‌اند به این ترتیب رشد اقتصادی خود را افزایش دهند، اما همین کشورها اکثرا از وجود بازار پول و ارز بیمار رنج می‌برند. این بیماری‌ها عموما زاییده کنترل‌های دولتی در میزان نرخ برابری ارزها است.
همچنین بازار کار این کشورها بسیار نابسامان است و عمدتا کارگران با دستمزدهای ناچیز و بدون بیمه و دیگر حقوق کارگری فعالیت می‌کنند. پولشویی یکی از بارز‌ترین بیماری‌های اقتصادی در اقتصادهای نوظهور است.
به دلیل سرعت توسعه کسب و کار و پذیرش بالای سرمایه‌های خارجی اکنون اقتصادهای نوظهور به مقصد اول پول‌های کثیف تبدیل شده‌اند.
در میان اقتصادهای نوظهور هند با رتبه ۶۹ بهترین وضعیت را دارد. ترکیه با ۲/۶ امتیاز در رتبه ۹۱ است و چین نیز با ۳/۶ امتیاز رتبه ۸۶ جدول اقتصادهای آزاد جهان را کسب کرده است.

مزیت نسبی صادرات

در بخش اول اين مقاله ضمن بررسي عوامل مؤثر در صادرات پايدار محصولات كشاورزي، تأثير خريدهاي تضميني بر صادرات مورد اشاره قرار گرفت. در بخش پاياني مزيت نسبي محصولات صادراتي باغي و زراعي و موانع پيش روي توسعه صادرات مورد بحث قرار گرفته است.
    
    توليدات كشاورزي از نظر مزيت نسبي، ميزان توليد و ارزش صادراتي وزن و اهميت يكساني ندارند. بايد توجه داشت كه مزيت نسبي با استفاده از هزينه هاي توليد محصول محاسبه مي شود لذا شاخصي ثابت و پايدار نيست و طي زمان با تغييرات هزينه توليد، فناوري مورداستفاده و افزايش بهره وري، از منطقه اي به منطقه ديگر و از محصولي ديگر تغيير مي يابد اما بااعمال سياست هاي مطلوب مي توان آن را حفظ و يا تقويت كرد.
    بررسي ها نشان مي دهد ايران داراي مزيت نسبي بسيار بالايي در توليد چند محصول باغي مانند پسته، خرما، بادام، گردو و سيب در مقايسه با ديگر كشورهاي توليدكننده اين محصولات است كه بيشترين مزيت نسبي مربوط به پسته و كمترين آن مربوط به محصول سيب است.
    در ايران مزيت نسبي باثباتي در مورد محصولات زراعي مشاهده نمي شود، ولي مزيت نسبي محصولاتي مانند پنبه، لوبيا، سير، پياز، سيب زميني و كنجد با برنامه ريزي هاي مناسب قابل افزايش بوده، در اقدام به صادرات آنها نيز تأثيرگذار است. در ميان محصولات فرآوري شده، توليد كشمش داراي مزيت نسبي خوبي است. به طور كلي، در اين مطالعه محصولات به ۳ گروه تقسيم شده اند:
    گروه اول شامل محصولاتي كه ايران در زمينه توليدو صادرات آنها در تمام سال هاي ۶۸ تا ۷۸ مزيت نسبي داشته است: بادام، پسته، گردو، آبميوه ، لوبيا، پنبه، سيب، خرما، پياز، سيب زميني ، كشمش، كنجد و گوجه فرنگي.
    براساس اين مطالعه، دراين گروه، تمركز اصلي سياست ها بايد بر محور گسترش و يا دست كم حفظ توليد محصولات در الگوي كشت و افزايش بهره وري آنها باشد. سياست هاي تجاري نيز بايد در راستاي تسهيل كردن صادرات اين كالاها از راه كاهش و حذف موانع تجاري در كشور و رايزني مناسب براي كاهش موانع تجاري كشورهاي واردكننده و افزايش سهم نسبي محصولات ايران در بازارهاي جهاني باشد.
    گروه دوم شامل محصولاتي است كه ايران در سال هايي از دوره ۶۸ تا ۷۸ در توليد آنها داراي مزيت نسبي بوده و در سال هايي نيز اين مزيت را از دست داده است: فندق ، سبزيجات ، پيله كرم ابريشم، انجير خشك، انجير، سير، ليمو ، مو و پوست، پرتقال ، عسل ، چاي.
    دراين گروه، لازم است به استمرار در مزيت هاي نسبي و حضور در بازارهاي جهاني توجه بيشتري صورت گيرد و نوسان هاي توليد و تغييرات مقطعي در سياست هاي تجاري كنترل شود. نوسانها اغلب از به هم ريختگي روابط نسبي قيمت ها در داخل و در پي دخالت هاي دولت در بازار محصولات پديد مي آيد . بنابراين، در تنظيم قيمت هاي تضميني و وضع تعرفه ها تا زماني كه اين سياست ها پابرجاست، مي بايست به چگونگي تأثيرات آنها برقيمت هاي نسبي توجه كرد تا به گونه اي اعمال شود كه توليد مستمر اين محصولات را در سطح مورد نظر براي مصارف داخلي و صادرات تضمين كند. افزايش بهره وري در توليدو كاهش هزينه ها اقدام مناسبي براي حفظ جايگاه كشور درميان رقيبان تجاري به شمار مي رود.
    گروه سوم شامل محصولاتي است كه ايران در دستيابي به مزيت نسبي آنها هرگز موفق نبوده : زردآلو ، هلو، شليل، ابريشم.
    موانع توسعه صادرات محصولات كشاورزي
    پائين بودن نسبي عملكرد محصولات باغي و بالا بودن قيمت تمام شده محصول، ضعف عمليات بازاريابي شامل جمع آوري، بسته بندي، درجه بندي، حمل و نقل، انبارداري و فرآوري، رعايت نكردن استانداردهاي بهداشتي و كيفي، روان نبودن اعتبارات صادراتي و تسهيلات بانكي و بالا بودن سود تسهيلات بانكي، نبود تشكل هاي توليد و صادراتي توانمند و فقدان نظام ساماندهي صادركنندگان از جمله مهمترين موانع توسعه صادرات محصولات كشاورزي است. حضور صادركنندگان غيرحرفه اي به علت ضابطه مند نبودن سياست صادراتي و نبود كنترل لازم بر آنها، ضعف نظام اطلاع رساني در مورد بازارهاي خارجي، عدم توجه به سليقه متقاضيان در بازارهاي جهاني، نبود مديريت بعد از برداشت براي محصولات كشاورزي، عدم ثبات مقررات و قوانين صادرات و واردات، تفاوت در ميزان معافيت هاي مالياتي كالاهاي صادراتي بخش صنعت و كشاورزي، كمبود صنايع تبديلي و بسته بندي مناسب براي صادرات محصولات كشاورزي و صادرات فله اي برخي كالاهاي كشاورزي (پسته و خرما) از جمله ديگر موانع توسعه صادرات محصولات كشاورزي است.
    خريد تضميني و صادرات
    به طور كلي قيمت يكي از عوامل مؤثر بر عرضه صادرات است و در ساليان اخير، قيمت تضميني به عنوان قيمت كف بازار در تعيين قيمت عمده فروشي محصول بر قيمت خريد صادركننده تأثير داشته و عاملي مؤثر بر ميزان صادرات برخي محصولات بوده است. اثر اين عامل با وجود يا عدم ساير عوامل مانند شرايط بازارهاي هدف، قيمت جهاني محصول، كيفيت محصول توليدي، نحوه بسته بندي و بازاررساني تقويت يا تضعيف شده است.
    چنان كه گفته شد، قيمت تضميني طبق قانون بر مبناي هزينه توليد محصول در يك واحد بهره برداري متعارف برآورد مي شود. از آنجا كه هزينه هاي توليد شامل هزينه نهاده ها (كود، سم، نهال يا بذر، بخشي از هزينه ماشين آلات موردنياز، دستمزد كارگر، آب بها و...) است كه به دليل شرايط تورمي در كشور پيوسته رو به افزايش است، از اين رو سياست قيمت گذاري تضميني در سال هاي گذشته عمدتاً در جهت تخفيف اثرات افزايش قيمت نهاده ها بر قيمت محصول عمل كرده و ساير اهداف مورد نظر قانونگذار مانند ايجاد تعادل در نظام توليد و تخصيص بهينه منابع و كاهش ضايعات محقق نشده است.
    دستمزد كارگر در سال هاي گذشته بشدت افزايش يافته و بويژه در مورد محصولات باغي كه سهم دستمزد كارگر در مجموع هزينه بسيار بالاست، قيمت تمام شده محصول را افزايش داده است. در واقع، قيمت تمام شده محصول به دليل عدم رشد مناسب بهره وري در داخل بخش، افزايش يافته است. براساس مطالعات انجام شده، برخي از محصولات باغي مانند كشمش و خرما و همچنين محصولات زراعي شامل سيب زميني و پياز داراي مزيت نسبي در توليد و صادرات است ولي با توجه به مبناي محاسباتي مزيت نسبي كه همان هزينه هاي توليد است، اين شاخص پايدار نبوده، با توجه به افزايش هزينه هاي توليد روند كاهشي دارد. در اين شرايط، دور باطل افزايش هزينه هاي توليد در داخل كشور، افزايش قيمت تضميني، افزايش قيمت هاي عمده فروشي، كاهش مزيت نسبي توليد و صادرات ادامه مي يابد. بنابراين، با اين تحليل مي توان گفت كه براي بررسي عملكرد سياست قيمت تضميني به عنوان يك ابزار حمايتي بايد به عوامل ريشه اي تر مانند هزينه هاي توليد و كاهش بهره وري در بخش توليد توجه كرد. در شرايط نبود سياست قيمت تضميني، هم كشاورز افزايش هزينه ها را متحمل مي شود و هم قيمت تمام شده محصول بالا مي رود. پس با توجه به تأثير كلي قيمت محصول بر صادرات، لازم است از طريق برنامه ريزي براي بهبود شيوه هاي توليد، مصرف صحيح نهاده ها و افزايش بهره وري به منظور كاهش هزينه توليد اقدام شود.
    عرضه صادرات محصولاتي كه بخش عمده آن ها صادر مي شود، مانند كشمش، از عوامل خارجي و داخلي متعددي تأثير مي پذيرند. براي مثال، حضور كشورهاي رقيب كه محصول خود را با قيمت ارزانتر روانه بازار مي كنند و نوسان هاي قيمت در بازارهاي جهاني به همراه افزايش قيمت داخلي بر ميزان صادرات كشمش تأثير گذار است. در مورد مركبات، سيب، انار و انجير با توجه به اهميت و سهم كمتر صادرات آنها، تاكنون قيمت تضميني بر ميزان صادرات تأثير گذار نبوده، صادر كنندگان اين محصولات را به قيمتي حدود ۲ برابر قيمت تضميني صادر كرده اند در مورد محصولات زراعي صادراتي شامل سيب زميني و پياز نيز قيمت تضميني بر صادرات آنها مؤثر نبوده است. براي صادرات محصولاتي كه از مزيت نسبي مناسبي در سال هاي گذشته برخوردار بوده اند، مانند كشمش و خرما، راهبرد صادراتي مشخصي وجود ندارد و اين مزيت براساس مطالعات روبه كاهش است. اين محصولات همچنان با كيفيت نازل و در مورد خرماگاه به صورت فله اي، بدون بسته بندي متناسب با سليقه متقاضيان در بازارهاي هدف، صادر و در كشورهاي ديگر به صورت مناسب بسته بندي و مجدداً صادر مي شوند. بنابراين، ضروري است با تقويت پيوند بخش هاي صادرات و توليد و برنامه ريزي مناسب، زمينه براي «توليد براي صادرات» فراهم شود. با توجه به موانع توسعه صادرات، روند صادرات غير نفتي و محصولات كشاورزي تنها تابع قيمت تمام شده داخلي نيست و عوامل زيادي بر صادرات تأثير گذارند كه بدون اصلاح و كنترل آنها، حتي با حذف حمايت قانوني از توليد كننده از طريق سياست قيمت گذاري جهش صادراتي امكان پذير نيست.
    سياست قيمت گذاري و خريد تضميني براي محصولات مهم صادراتي كارا نيست و بهتر است در مورد اين محصولات ساير ابزارهاي حمايتي كه به كاهش هزينه هاي توليد و افزايش بهره وري منجر مي شود، مانند سرمايه گذاري دولتي در زيرساخت هاي توليد و بازار رساني محصول، برقراري بيمه درآمد يا ايجاد صندوق تثبيت درآمد بويژه براي محصولاتي كه سهم صادراتي بالايي دارند، پرداخت يارانه به نهاده هاي مورد استفاده و هدايت نحوه استفاده از نهاده ها به منظور كاهش هزينه توليد به كار گرفته شوند. ايجاد تشكل هاي توليدي و تقويت ارتباط ميان صادر كنندگان و اين تشكل ها، براي تسهيل امر اطلاع رساني از بازارهاي خارجي و داخلي و سهيم كردن توليد كننده در سود بازار ضروري است.
    راهبرد صادراتي مشخص و «برنامه توليد براي صادرات» در مورد محصولاتي كه داراي مزيت نسبي اند، به منظور كنترل بهداشت و كيفيت محصول توليدي، تدوين شود.باتوجه به ماهيت متفاوت بازارمحصولات، سياست هاي حمايتي مناسب براي محصولات صادراتي تدوين شود و تا زماني كه قانون، دولت را ملزم به تعيين قيمت خريد مي كند، در تعيين قيمت تضميني و به كارگيري اين ابزار حمايتي مي بايست به اهميت صادرات محصول، قيمت هاي جهاني و شرايط بازار جهاني توجه كافي صورت گيرد. با توجه به پيوند و ارتباط تنگاتنگ توليد و صادرات، حمايت همزمان از توليد و صادر كننده نفي كننده يكديگر نيست، بلكه به تقويت و پايداري هر دو بخش مي انجامد.


     تركيه كه به سبب موقعيت جغرافيايي خاص خود هرچهار فصل سال مي تواند مورد توجه گردشگران خارجي قرار بگيرد، بين كشورهايي كه از طريق توريسم موفق به كسب بيش ترين ميزان درآمد در جهان شده اند، رتبه هشتم را به خود اختصاص داده و علاوه براين بين 10 كشور برتر در زمينه صنعت گردشگري، در سال 2005 هيچ كشوري نتوانسته است عرصه توريسم خود را به اندازه تركيه با افزايش ميزان درآمد روبه رو كند.
    
    به گزارش سازمان جهاني گردشگري، تركيه با كسب 2/18 ميليارد دلار درآمد از طريق توريسم، بعد ازكشور آلمان و قبل از كشور استراليا، رتبه هشتم جهان را به خود اختصاص داده است. برپايه گزارش فوق بيش ترين درآمد صنعت گردشگري جهان توسط آمريكا كسب شده; چنان كه ايالات متحده در سال 2005، به واسطه توريسم، 7/81 ميليارد دلار درآمد داشته و اين رقم در مقايسه با درآمد سال 2004 اين كشور 6/9 درصد افزايش را نشان مي دهد. آمريكا در سال 2004 نيز با كسب 5/74 ميليارد دلار درآمد از طريق صنعت توريسم، در جدول سازمان جهاني گردشگري در صدر ليست كشورهاي جهان نشسته بود.
    
    بعد از آمريكا، كشورهاي اسپانيا و فرانسه در عرصه گردشگري پردرآمدترين كشورهاي جهان به شمار مي آيند. درآمد حاصل از گردشگري اسپانيا در مقايسه با سال 2004، با 8/5 درصد افزايش، در سال 2005 به 9/47 ميليارد دلار رسيده و درآمد توريسم فرانسه در مدت زمان مشابه، از 8/40 ميليارد دلار به رقم 3/42 ميليارد دلار افزايش يافته است. ايتاليا نيز اگرچه در ليست كسب درآمد از طريق گردشگري، در سال 2005 رتبه چهارم جهان را به خود اختصاص داده، درآمد صنعت توريسم اين كشور در مقايسه با آمار سال 2004، 7/0 درصد كاهش را نشان مي دهد. در سال 2005 انگلستان با كسب 4/30 ميليارد دلار و چين با كسب 3/29 ميليارد دلار درآمد، دارندگان رتبه هاي پنجم و ششم جدول سازمان جهاني گردشگري به حساب مي آيند. درآمد حاصل از صنعت توريسم آلمان در سال 2005، 2/29 ميليارد دلار و درآمد تركيه نيز 2/18 ميليارد دلار بوده. آلمان و تركيه به ترتيب صاحب رتبه هاي هفتم و هشتم دنيا در جدول كسب درآمد از طريق صنعت گردشگري محسوب مي شوند.
    
    اما بين 10 كشور برتر در زمينه كسب درآمد به واسطه گردشگري در طول سال گذشته هيچ كشوري به اندازه تركيه با افزايش درآمد مواجه نبوده; چنان كه درآمد 9/15 ميليارد دلاري توريسم تركيه در سال 2004 با 2/14 درصد افزايش در سال 2005 با 2/18 ميليارد دلار رسيده است. درخصوص افزايش ميزان درآمد از طريق گردشگري نيز بعد از كشور تركيه كشورهاي چين و آمريكا در رتبه هاي دوم و سوم قرار مي گيرند. درآمد گردشگري چين درسال 2005 در مقايسه با آمار سال 2004 نشانگر وقوع 8/13 درصد افزايش است. درآمد آمريكا هم در مدت زماني مشابه 6/9 درصد افزايش يافته.
    
    در عرصه جذب تعداد بيش تر گردشگران خارجي هم بايد فرانسه را موفق ترين كشور جهان به حساب آورد; به طوري كه اين كشور توانسته در سال 2005 توجه 76 ميليون توريست خارجي را به سمت خود جلب كند. رتبه هاي مهم بعدي درخصوص جذب تعداد بيش تر گردشگران خارجي در سال 2005 به شرح زير است: اسپانيا 6/55 ميليون نفر، آمريكا 4/49 ميليون نفر و چين 8/46 ميليون نفر. تركيه در سال 2005 درخصوص تعداد گردشگران جذب شده به اين كشور رتبه نهم جهان را به دست آورده و تعداد توريست هاي بازديدكننده از تركيه در سال 2005 در قياس با آمار سال 2004 با 1/26 درصد افزايش، از 8/16 ميليون نفر به 3/20 ميليون نفر رسيده است. استراليا هم درجدول سازمان جهاني گردشگري با جذب 20 ميليون توريست در سال گذشته رتبه دهم تعداد گردشگر جذب شده را به خود اختصاص داده.
    
    گردشگراني كه از درآمدي متوسط برخوردارند تركيه را با هدف گردش و تفريح به عنوان مقصد خود انتخاب مي كنند. بنابر اطلاعات منتشر شده از طرف مركز آمار تركيه، از بين 7/12 ميليون توريست خارجي اي كه در فاصله ماه هاي ژانويه و سپتامبر از تركيه ديدن كرده اند، 6/73 درصد صاحب درآمدي متوسط بوده اند. 8/12 درصد اين گردشگران ثروتمند و 6/13 درصد آن ها نيز درآمدي اندك داشته اند. 55 درصد توريست هاي خارجي هم گردش و تفريح را به عنوان هدف خود از سفر به تركيه ذكر كرده اند همچنين 55 درصد توريست هايي كه در مدت زمان مذكور از تركيه ديدن كرده اند مرد و بقيه زن هستند.
    
    منبع: روزنامه راديكال، چاپ تركيه، 30 اكتبر 2006