مدیریت ژاپنی(مبار زه طلبی کایزن)

 
استراتژي كايزن مهمترين مفهوم در مديريت ژاپني و رمز موفقيت رقابتي اين كشور است. در سرتاسر اين كتاب، كايزن به معناي بهبود پيوسته و مداوم، توام با مشاركت همه افراد در يك شركت يا سازمان (مديريت ارشد، مديران و كارگران)، به كار رفته است. در ژاپن، براي ايجاد آگاهي نسبت به كايزن در بين مديران و كارگران، روش‌هاي بسياري بكار گرفته شده است.
 بقیه مقاله را در ادامه مطلب  مشاهده کنید

ادامه نوشته

نفت ونقش ان در اقتصاد ایران وجهان

          نفت ونقش ان در اقتصاد ایران وجهان

نفت به عنوان یک کالای تجاری با استریژیهای ملی و سیاست و قدرت جهانی عجین شده است. میدانهای جنگ اول جهانی اهمیت نفت را به عنوان یکی از عناصر قدرت ملی هنگامی به اثبات رساند که اتومبیل مجهز به موتورهای درون سوز بر اسب و لکوموتیو بخاری سبقت گرفت. نفت در تعیین سرنوشت جنگ دوم جهانی هم در خاور دور و هم در اروپا اهمیتی اساسی داشت. از جمله هدفهای استراژیکی مهم هیتلر از هجوم به اتحاد شوروی، تصرف میدانهای نفتی قفقاز بود. در سالهای جنگ سرد، مبارزه به خاطر در دست گرفتن کنترل نفت میان شرکتهای عمده بین المللی و کشورهای در حال توسعه، بخش عمده ای از نمایش عظیم استعمارزدایی و ظهور جنبش های ناسیونالیستی بود. بدین ترتیب در کشورهای صنعتی که رشد اقتصادی خود را بر پایه های نفت استوار ساخته بودند بی اعتمادی عمیقی ایجاد کرد و بالاخره اینکه نفت در کانون نخستین بحران پس از جنگ سرد دهه 1990 حمله عراق به کویت قرارداشت
نفت در طبقه بندی منابع خام ، در ردیف منابع معدنی استراتژیک است. امروزه مواد خام به عنوان یکی از ابزارهای اعمال فشار در سیاست خارجی به کار گرفته می شود. زمانی در اثنای جنگ جهانی اول، کلمانسو گفته بود که : «هر یک قطره نفت ارزش یک قطره خون سرباز ما را دارد». در همین راستا، کشورهای قدرتمندی چون انگلیس ، فرانسه و آمریکا با به کارگیری دیپلماسی نفت در صدد نفوذ و کنترل بر مناطق نفت خیز بودند. این نمونه ازسیاستها زمینه تعارضات و تنشهایی را در پیوند با نفت، بویژه در پی جنگ دوم جهانی، بوجوداورد
با توجه به اینکه مالک نفت بودن در جهان امروز به معنای تأمین و کسب سرمایه نیز می باشد. ارزش و اهمیت نفت، هم به عنوان یک منبع انرژی و هم یک منبع تأمین سرمایه مقام والا و بالایی پیدا میکند.از لحاظ تأمین سرمایه باید نکته اشاره شود که تجارت نفت خام از نظر ارزش پولی، 10% از مجموع تجارت جهانی را به خود اختصاص داده است که در مقایسه با کالاهای تجاری دیگر مثل گندم با 3 تا 4درصد سهم از کل تجارت جهانی اهمیت آن در تأمین سرمایه برای کشورهای دارای نفت و در جهت رشد اقتصادی بیشتر نمایان می شود. امروزه بیش از 70% از انرژی مورد نیاز انسان را نفت و گاز و 15 تا 25 درصد آن را ذغال سنگ و حدود 10% آن را از طریق برق و اتم تأمین می کند.برای تولید برق نیز باید از انرژی های حاصل از نفت، گاز، آب و یا اتم استفاده شود. انرژی های حاصل از نیروی برق اتم و ذغال سنگ معمولاً فقط به انرژی های حرارتی و گرمایی و مکانیکی تبدیل می شوند، اوپک با بودن بیش از 75% ذخائر جهان و عمر تولید، 90 ساله، بلقوه می تواند سهم قدرتمندی در سیاستهای جهانی انرژی داشته باشد. نفت کالای استراتژیک است و تحریم یا کاهش آن ابزاری برنده و کارا می باشد اینک اپک می تواند از قدرت بالقوه ذخائر نفت خود بهره جسته و با تجمع گروهی از کشورهای هم جهت تبدیل به یک قدرت و عامل بازدارنده سیاسی شود. در صورتی که اعمال چنین فشار و دستیابی به چنین قدرتی برای هر یک از اعضای اپک به صورت مجرد امکان پذیر نیست.

کشورمان حدود 1% جمعیت جهان را در پهنه گسترده خود جای داده است و اگر بخواهیم همین سهم را در تجارت جهانی داشته باشیم باید که مسیر دشوار آینده را هموار نمائیم و این در حالی است که در سالهای اخیر سهم کشورمان در تجارت جهانی در حدود 34/0 درصد بوده است. از آنجا که اقتصاد ملی آن اتکا به درآمد نفت دارند این کالا به عنوان محور استراتژریک خارجی ما مطرح شود و سپس سایر اقلامی که در ترکیب تجارت خارجی ما با توجه به توان تولید فعلی موافق تولید در آینده از سهم بالاتر و نیز برتری نسبی در ترکیب صادرات برخوردارند مطرح می گردد.
پس از انقلاب اسلامی هم با تلاش زیاد نفت هنوز به عنوان مهم ترین و اصلی ترین درآمد کشور می باشد. نفت خام از مهمترین کالاهای صادراتی کشور است. که بخش عمده ای از درآمدهای عمومی کشور را به خود اختصاص داده است و لذا در تجارت خارجی ایران سهم عمده ای دارد. در جایی که گات منادی حرکت آزادی سازی جهانی است، نفت خام که کشورهای نظیر آن در آن از مزیت نسبی برخوردار است و شاید مطلق برخوردارند از شمول تعرفه های گات خارج نگه داشته شد .

به عنوان مثال ايران يكى از كشورهايى است كه تاثير درآمد هاى بالاى نفتى در اقتصاد آن كشور را مى توان به خوبى مشاهده كرد. در شرايطى كه قيمت نفت كم تر از دو دلار به ازاى هر بشكه بود اقتصاد ايران رشدى نزديك به ده درصد را در يك فاصله ۱۵ ساله (بين ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۲) تجربه كرد كه نشان از يك رشد پايدار و مبتنى بر تشكيل سرمايه و كارآفرينى در داخل كشور بود. با اين حال و درست به فاصله كوتاهى از جهش قيمت نفت از دو دلار به يازده دلار در سال ۱۳۵۳ رشد اقتصادى به شدت افت پيدا كرده و در عوض تورم و فساد ادارى نتايجى بود كه گريبان كشور را گرفت. از آن سال تا كنون اقتصاد ايران نتوانسته است از يك رشد اقتصادى پايدار و مستمر برخوردار شود. هر چند كه قطعا دلايل مختلفى در اين امر دخيل بوده اند ولى صورت مسئله نشان مى دهد كه سرازير شدن درآمد متوسط ساليانه چهل تا پنجاه میلیارد دلاری به اقتصاد كشور نتوانسته است رشد مناسبى را به دنبال داشته باشد. پژوهشگران در توضيح چنين اثرى كه مى توان از آن به معضل كم  تاثير بودن برخوردارى از منابع طبيعى در فرآيند رشد اقتصادى و حتى به عقيده برخى اقتصاددانان تاثيرات منفى آن كه از آن به عنوان بلاى منابع طبيعى (Curse of Natural Resources) هم ياد مى شود دلايل مختلفى را ذكر مى كنند. بيمارى هلندى(Dutch Diseases) كه به تبعات ناشى از افزايش يك باره درآمد هاى نفتى بر روى كاهش قيمت ارز و در نتيجه ميل بيشتر به مصرف كالاهاى وارداتى و تخريب صنايع و بخش كشاورزى داخلى اشاره مى كند يكى از مهم ترين تبيين هاى ارائه شده است. تبيين ديگرى كه وجه نهادگرايانه آن  قوى تر است به نقش درآمد مجانى در تضعيف نهادهاى مهم اقتصادى مثل نظام ماليات گيرى، قابليت اعمال قانون در جامعه و اخيرا بازارهاى مالى داخلى اشاره مى كند. نظريه ديگر به فقدان اثرات جانبى مثبت درآمد هاى نفتى اشاره مى كند. برخلاف درآمد هاى ناشى از صنعت كه باعث انباشت سرمايه انسانى و توسعه فناورى و نيز ايجاد تقاضا براى بخش هاى پايين دست مى شود، درآمد هاى نفتى معمولا با كم ترين ميزان درگيرى با اقتصاد ملى به دست مى آيد و لذا با وجود به همراه آوردن ارز خارجى باعث رشد ساير بخش ها نمى شود. چنين مشاهداتى رفته رفته اين فرض را تقويت مى كند كه احتمالا روش هاى معمولى كه تاكنون در كشورهاى نفت خيز براى صرف درآمد هاى نفتى به كار گرفته شده است روش هاى لزوما موثرى نبوده است. از بين سياست هاى موجود كشور ايران چهار سياست استفاده از درآمد نفتى براى تامين بودجه جارى دولت، سرمايه گذارى براى توسعه ظرفيت هاى عمومى، سرمايه گذارى براى توسعه ظرفيت هاى صنعتى و گسترش واردات را دنبال كرده است. علاوه بر اين سياست ها سه سياست جديد ذخيره سازى درامدهای       نفتى در نهادهاى مالى، توزيع مستقيم درآمد ها و ايجاد صندوق هاى توسعه بخش خصوصى نيز در دنيا مطرح شده است .

نظريه ديگر به فقدان اثرات جانبى مثبت درآمد هاى نفتى اشاره مى كند. برخلاف درآمد هاى ناشى از صنعت كه باعث انباشت سرمايه انسانى و توسعه فناورى و نيز ايجاد تقاضا براى بخش هاى پايين دست مى شود، درآمد هاى نفتى معمولا با كم ترين ميزان درگيرى با اقتصاد ملى به دست  مى آيد و لذا با وجود به همراه آوردن ارز خارجى باعث رشد ساير بخش ها نمى شود.

حالا چند راه کار برای صرف بهینه این منابع دلاری ارزشمند حاصل از فروش نفت خام ذکر میشود که البته هر کدام برای خود معایبی دارند:

سرمايه گذارى درآمدهاى نفتى توسط بخش عمومى براى ايجاد ظرفيت هاى عرضه كالاهاى خصوصى مثل ساخت كارخانه فولاد يا خودرو يا لوازم الكترونيكى: اين سياستى است كه در سى سال گذشته به صورت پيوسته در ايران تجربه شده و معايب آن به خوبى توسط جامعه احساس شده است. اين سياست از يك طرف باعث شكل گيرى بخش تجارى وابسته به دولت مى شود كه به علت برخوردارى از مزيت هاى خاص در رقابتى تبعيض آميز با بخش خصوصى قرار گرفته و موجب كاهش و يا سركوب شانس رشد بخش خصوصى مى شود .

سرمايه گذارى درآمد هاى نفتى توسط بخش عمومى براى توسعه زيرساخت هاى عمومى مثل توسعه شبكه راه ها و آموزش و بهداشت: مزيت اصلى اين سياست هزينه كردن درآمد هاى نفتى براى ارتقاى سطح سرمايه فيزيكى و انسانى در جامعه است.

هزینه کردن این درامدها برای واردات کالاهای خارجی و افزایش کالا در جامعه که باعث کاهش قیمت این کالاها در داخل کشور شده ودر نتیجه باعث افزایش رفاه جامه شده ورضایتی عمومی را به دنبال دارد ولی باعث اتکای کشوربه خارج واز بین رفتن تولید در داخل کشور وبیکاری رادرکشور افزایش میدهد.

صرف درآمد هاى نفتى در بودجه جارى دولت: اين سياست معمول ترين شكل هزينه كردن درآمد هاى نفتى است كه در بيشتر كشورهاى داراى منابع طبيعى (از جمله نفت) مورد استفاده قرار گرفته است. سياست فوق چند اشكال عمده دارد. اولا با وابسته كردن درآمد نظام سياسى به درآمد هاى نفتى باعث تمركز قدرت و قطع رابطه با مصرف كنندگان براساس ماليات دريافتى از آنها مى شود. ثانيا مطالعات نشان مى دهد كه به علت نوسانات گسترده در درآمد هاى نفتى وابسته بودن دولت به درآمد هاى نفتى باعث مى شود كه در دوره هاى كاهش چنين درآمدى كشور با كسرى بودجه جدى مواجه شود كه افزايش درآمد هاى مالياتى قابليت جبران آن  را ندارد.

تاسيس صندوق هاى توسعه و نهادهاى مالى و اختصاص درآمد هاى نفتى به پروژه هاى توسعه اى و شركت هاى بخش خصوصى: چنين سياستى در كشورى مثل مكزيك به كار گرفته شده است. ايده اصلى در اين روش اين است كه درآمد هاى نفتى مى تواند باعث تقويت بازارهاى مالى نسبتا ضعيف اين كشورها شده و منابع مالى را در اختيار پروژه هاى توسعه و بخش خصوصى قرار دهد. امتياز اين سياست اين است كه وابستگى دولت به درآمد هاى نفتى را از بين مى برد.

در هر صورت اگر مسئولين كشورى توجه خود را به نقش كليدى نفت در اقتصاد ايران معطوف كرده و در پى طراحى و اجراى سياست هاى جديد باشند .  میتوان امید وار بود تادراینده ایران به یک اقتصاد با ثبات وروبه

رشد دست یافته وبر مشکلات خود غلبه کرده وجزء کشورهای پیشرفته  در اید...

 

 

 

 

 

 یک مطلب خواندنی:

چگونگی انتخاب اسم شرکتهای بزرگ

Adobe :
اسم رودخانه ای که از پشت منزل مؤسس آن جان وارناک عبور می کند.
Apple :
میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شرکت اپل سیب بود و بنابراین اسم شرکتش را نیز اپل (به معنی سیب ) گذاشت.
Cisco :
مخفف شده کلمه سان فرانسیسکو (San Francisco) است که یکی از بزرگترین شهرهای امریکا است.
Google :
گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است که تشکیل شده است از عدد یک با صد تا صفر جلوی آن . مؤسسین سایت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می کنند که این موتور جستجو می تواند این تعداد اطلاعات (یعنی یک گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.
Hotmail :
این سایت یکی از سرویس دهندگان پست الکترونیکی به وسیله صفحات وب است. هنگامی که مدیر پروژه برنامه می خواست نامی برای این سایت انتخاب کند علاقه مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند سایر سرویس دهندگان پست الکترونیک به mail ختم شده و دوماً برروی و بی بودن آن نیز تأکید شود. بنابراین نام Hotmail را انتخاب کرد. در کلمه Hotmail حروف Html به ترتیب پشت سرهم قرار گرفته اند. گاهی اوقات اسم این سایت را به صورت HotMail نیز می نویسد.
HP :
شرکت معظم HP توسط دو نفر بنام های بیل هیولت و دیو پاکارد تأسیس شد. این دو نفر برای اینکه شرکت هیولد پاکارد یا پاکارد هیولت نامیده شود مجبور به استفاده از روش قدیمی شیر – خط شدند و نتیجه هیولد پاکارد از آب در آمد.

Intel :
از آنجاییکه این شرکت از بدو تأسیس با تأکید روی ساخت مدارات مجتمع ایجاد شد. نام آن را INTegrated Electronics یا به طور مختصر INTEL نهادند.
Lotus :
میچ کاپور مؤسس شرکت که هندی الاصل بود از حالت لوتوس که یک اصطلاح مدیتیشن متعالی (T.M.) می باشد برای نامگذلزی شرکتش استفاده کرد.
Microsoft :
نام شرکت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته می شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد. Microsoft مخفف MICROcomputer SOFTware است. و دلیل نامگذاری شرکت به این اسم نیز آن است که بیل گیتس مؤسس شرکت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای میکروکامپیوتر ها تأسیس کرد.
Motorola :
شرکت موتورولا با هدف درست کردن بی سیم و رادیوی خودرو کار خود را آغاز کرد. از آنجاییکه مشهورترین سازنده بی سیم و رادیو های اتومبیل در آن زمان شرکت Victrola بود. مؤسس این شرکت یعنی آقای پال کالوین نیز اسم شرکتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی کلمه موتور نیز به نوعی در اسم شرکتش وجود داشته باشد.
Oracle :
مؤسس شرکت اوراکل یعنی لری الیسون و باب اوتس قبل از تأسیس شرکت روی پروژه ای برای CIA کار می کردند . این پروژه که اوراکل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادیر زیادی اطلاعات بتواند تا جواب تمام سؤال های پرسیده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. ( اوراکل در اساطیر یونانی الهه الهام است. ) این دو نفر پس از پایان این پروژه شرکتی تأسیس کرده و آن را به همین اسم نامگذاری کردند.
Red Hat :
مؤسس شرکت آقای مارک اوینگ در دوران جوانی از پدربزرگش کلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت کرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم کرد . زمانی که اولین نسخة این سیستم عامل آماده شد مارک اوینگ آن را همراه با راهنمای کاربری نرم افزار در اختیار دوستان و هم دانشگاهیش قرار دارد. اولین جمله این راهنمای کاربری « درخواست برای تحویل کلاه قرمز گم شده » بود.
Sony :
Sony از کلمه لاتین Sonus به معنای صدا مشتق شده است .
SUN :
این شرکت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصیلان دانشگاه استانفورد تأسیس شد. Sun مخفف عبارت Standford Univercity Network می باشد .

Xerox :
کلمه Xer در زبان یونانی به معنای خشک است و این برای تکنولوژی کپی کردن خشک در زمانی که اکترا کپی کردن به روشهای فتوشیمیایی انجام می گرفت فوق العاده حائز اهمیت بود.

Yahoo:
این کلمه برای اولین بار در کتاب سفر های گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است که دارای ظاهر و رفتاری زننده است . مؤسسین سایت Yahoo جری یانگ و دیوید فیلو نام سایتشان را Yahoo گذاشتند چون فکر می کردند خودشان هم Yahoo هستند.

جالب بود نه...

با سلام خدمتخوانندگان محترم من در وبلاگ خود قصد دارم در باره مساعل اقتصادی    وهمچنین مقاله ها و دانسته های خود را در مورد توسعه و بهبود شرایط اقتصادی درایران وجهان در این سایت قرار دهم ...

البته اینم بگم که برخی عکسهای جالب وخوب از طبیعت و ... رانیز قرار خواهم داد.

با نام خدای متعال اولین مقاله در باره بانکداری الکترونیک را ارایه می دهم

 

بانکداری الکترونیکی

 

 

 

صنعت بانکداری یکی از صنایع نسبتا قدیمی است که جایگاه ویژه ای بین صنایع دیگر دارد. ازاین جهت که کلیه صنایع دیگر به نحوی با مسائل مال سروکار دارند از این جهت با انواع بانکها مواجه خاهند شد. به عنوان مثال تجارت الکترونیک که در بسیاری از کشورها متداول شده و مدل تجارت سنتی را به شدت تغییر داده

نیز برای تبادل پول واعتبارات نیازمند بانک الکترونیکی است برای مثال دیگر

میتوان به بیمه الکترونیک اشاره کردکه از بانکداری الکترونیک سود می جوید

در این شرکتها وسازمانها همواره مدل تجاری جدید جایگذین مدل های قدیمی شده

همواره جهت طراحی واسترارتژیهای روابط با مشتری تدابیری اتخاذ میگردد.

این تغییرات و اقدامات در راستای ارائه خدمات بهتر برای مشتریان است  و

بانکهای الکترونیکی نیز در این راستا می توانند مفید باشند. 

بانک الکترونیکی نوع خاصی از بانک است که جهت ارائه خدمات برای مشتریان

از یک محیط مانند اینترنت استفاده میکند.در واقع بانک الکترونیکی یک نوع سرویس الکترونیکی است. در این بانک تمامی عملیات بانکی اعم از دریافت یا واریز کردن پول تایید امضاء و ملاحظه موجودی و دیگر عملیات بانکی به صورت الکترونیکی صورت میپذیرد. اتجام تمامی این عملیات باسطوح امنیتی مناسب محافظت می شود .

دومدل رایج برای بانکداری الکترونیکی وجود دارد :

بانکداری الکترونیکی و شعبات الکترونیکی یک بانک الکترونیک موسسه ای

است که فقط روی اینترنت موجود است ودارای هیچ گونه شعبه فیزیکی نیست

این چهار چوب کاری باعث می شود بانکی داشته باشیم که نیازی به امور کاغذی ندارد محدود به منطقه جغرافیایی خاصی نیست و هیچ گاه در ان به روی مشتریان بسته نمی شود وبیست و چهار ساعته به مشتریان خدمات میدهد.

مدل شعبه های الکترونیکی به گونه ای است که بانکهای معمول و مرسوم خدمات

بانک الکترونیک رابه مشتریان خود اراعه میدهند علت وجود این مدل ان است که

کلیه مشتریان بانکها از خدمات بانکداری الکترونیک استفاده نمی کنند لذا وجود بانکهای قدیمی هنوز برای مدتی لازم به نظر میرسد. تحلیل گران معتقدند که بانکهای فعلی با اراعه خدمات اینترنتی به مشتریان خود این امکان رابدهند تا به سوی بانکداری الکترونیک سوق پیدا کنند .

گسترش بانکداري الکترونيکي زمينه هاي لازم را در جهت حذف روش ها و شيوه هاي مبتني بر نظام هاي بروکراتيک فراهم مي کند. نگرش شعار گونه مشتري مداري که اکثر با نکها آن را بيان مي کنند به واقعيتي عملي تغيير پيدا خواهد کرد. در و اقع آنچه انتظار مشتري از يک بانک پيشرو و پوياست ارائه بهترين خدمات در کوتاهترين زمان  است.

بانکداري الکترونيکي به مشتري اين امکان را مي دهد تا در مقابل تنوع خدمات قادر با گزينش باشد. همانطور که پيشتر اشاره شد بانکداري الکترونيکي يکي از بزرگترين ابزارهاي موثر در فرآيند تجارت الکترونيک است . از همين رو  گسترش کمي و کيفي در بانکداري الکترونيکي نقش به سزايي در توسعه تجارت الکترونيک بر جاي خواهد گذاشت. بانکهايي که گرايش به سمت بانکداري الکترونيکي دارند هميشه در پي يافتن راهها و روش هاي گسترش کمي و کيفي خدمات خود هستند و در اين ميان از پيشرفتهاي ساير رقبا نيز غافل نخواهد ماند. بانکداري الکترونيکي رقابت تجارتي ميان بانکهاي عامل را گسترش مي دهد و اين در نهايت موجب رونق اقتصادي بانک و بهره مندي بيش از پيش مشتري خواهد شد. در بانکداري الکترونيکي مديريت اين امکان را خواهد داشت که با نظارت دقيقي روند افت و يا افزايش جايگاه بانک را در عرصه تجارت و رقابت به صورت دقيق و online-real time مورد بررسي و تحليل قرار دهد.

 

به علت فشاری که بانکهای الکترونیکی به بانکهای فعلی وارد می کنند بانکهای

فعلی اقدام به ایجاد بانکهای الکترونیکی کمکی برای خود نموده اند .

 

 

 

 

اول اینکه جدا سازی بانکداری الکترونیکی ازساختار بانکهای مرسوم  حرکت کند و

ثانیا این سیستم بانکداری به دلیل نبود کاخذ باذی های زاید ازادی عمل بیشتری رابرای

واحدهای مربوط به وجود خواهد اورد .

وهوچنین به توصیه افرادی که در تجارت الکترونیک مشغول هستند ایجاد بانکهای الکترونیکی مستغل ضروری به نظر میرسد.

پیشرفت این کار نیازمند این است که به بخش بانک الکترونیکی استقلال عمل داده شود

سوم اینکه این روش اجازه میدهد که یک تیم کاری خلاق واشنا به سیستم های الکترونیکی در خود بانک این بانکداری را انجام دهد.

موسسه های مالی چند سالی است که قابلیت های الکترونیک را فراهم کرده اند که از ان جمله میتوان به تلفن بانک معمولی دستگاههای خود پرداز پایانه های atm و سیستمهای خود کار در سازمانهای تبادل چک اشاره کرد.برای مثال در سیستم تلفن بانک هر فرد میتواند کارهای عادی خود در بانک از قبیل چک کردن موجودی خود در بانک ویا پرداخت های عادی خود راانجام دهد واز صرف وقت اضافی در این موارد

خودداری شود . علاوه بر این تواناییهای الکترونیک میتوانند منجر به انتخابهای جدید

جهت پر داخت الکترونیکی مانند صندوق پول دیجیتالی وپول اکترونیکی شود.

برای افزایش سادگی استفاده ساده از این خدمات الکترونیکی انها را به سه دسته تقسیم

بندی مکنند. سطح یک فقط می توانند اطلاعات را به ان صورت که انتشار دهنده انها را تعریف کرده است اراعه دهند یا میتوانند اجازه دهند تا اطلا عات غیر حساس مبادله شوند.سیستمهای سطح دوم اجازه به اشتراک گذاری اطلا عات حساس وبرقراری ارتباط بین کاربران رامیدهند .سیستم های سطح سوم تسحیلاتی از قبیل انتقال موجودی و دیگر کارهای حساس بانکی را میدهند .که در این مورد وجود محیط امنیتی یک فاکتر

مهم وحیاتی ضروری میباشد . مثلا میتوان به سایت یک بانک اشاره کرد که به کاریران خوداجازه میدهدتا به صورت روی خط on lineبتوانند عملیات واریز و برداشت پول نقد از حسابشان را انجام دهند. امنیت ارتباط بخش حیاتی در انتقال اطلاعات در یک محیط شبکه است. برای مثال اینترنت یک محیط ذاتا ناامن برای

انتقال بدون امنیت اطلاعات بین یک رشته شبکه های متصل به هم است چون هر

گونه عملیات خرابکارانه ازقبیل هک شدن و به سرقت رفتن اطلاعات این بانکهای

الکترونیکی وجود دارد که وجود یک سیستم امنیتی بالادر این بانکها را اجتناب ناپذیر

میکند. علاوه  بر اعتماد اطمینان فیمابین کاربر سیستم پرداخت را بایک رشته معیار

هایی ازمایش میکند که عبارتنداز: خصوصی سازی در مورد کاربران تاهر کاربر با

استفاده از رمزهایی فقط به اطلاعات خود دسترسی داشته باشد. قابل قبول بودن هزینه های این کار برای مشتریان. مقبولیت نزد بازرگانان و سهولت استفاده از این سیستم برای انها.و به روز بودن و سریع بودن عملیات در این بانکها باید از سوی این بانکها

رعایت شود.

ودر اخر باید گفت امزش سیستم های بانکداری الکترونیکی برای کارمندان وکارکنان

بانکها برای ارائه خدمتات بهتر برای کاربران از این سیستم.

گسترش سیستم های سخت افزاری و نرم افزاری مطابق بااستانداردهای روز دنیا.

اشاعه فرهنگ کسبو کار وبازاریابی اکترونیکی به دلیل از میان برداشتن مرزهای

جغرافیایی وسرعت انجام مبادله در ان .

 

 

نتیجه

در شرايط حاضر کشور در يک دوران گذار قرار دارد و هر چه سريع تر بتواند اين دوران را طي کند مي توان به آينده و موقعيت تجاري ايران در سطح بين الملل اميدوار تر شد که خود پيش زمينه پيوستن قدرتمندانه به سازمان تجارت جهاني خواهد بود در حال حاضر سهم درآمدهاي ما از تجارت الکرونيک چيزي نزديک به صفر است و اين براي کشور ما اصلاً قابل قبول نيست و نخواهد بود. آنچه که مي تواند ما را به توسعه کسب و کار و الکترونيک و تمامي مولفه هاي آن رهنمون سازد وجود يک توجه و حساسيت ملي در تلاش براي رقابت و جايگاه يابي در سطح بين الملل است در شرايط حاضر از نظر سرمايه گذاري زير ساختي در زمينه بانکداري الکترونيکي به سطح مطلوبي رسيده ايم اما نکته حائز اهميت مديريت کلان و مياني در جريان توسعه سيستم هاي بانکداري الکترونيکي است.

                   

 به نام خدای بزرگ

 

دومین مقاله

این مقاله در مورد نرخ بهره و اثرات ان از دیدگاهه نظری بحث میکند امیدوارم  مقبول استفاده کنندگان قرار گیرد و انها را در 

شناخت بهتر  مساءل مربوط به نرخ بهره یاری نماید ممنون از انتخاب این سایت... 

 

 

 

 

 

شناخت نرخ بهره و اثرات آن از دیدگاه نظری

 

نرخ بهره به عنوان یک عامل مالی در بنیادهای اقتصادی نقش کلیدی دارد. نرخ بهره را می­توان به صورتهای گوناگونی تعریف کرد. در بین مردم مبلغی که در هنگام بهره­برداری از سرمایه پرداخت می­گردد به بهره معروف است. چنانچه اندازه مبلغ بهره پرداختی به سرمایه بر حسب درصد بیان شود به آن اندازه یا نرخ بهره گفته می شود.

از دیدگاه کلان و بنگاههای اقتصادی نرخ بهره قیمتی است که برای دریافت اعتبار یا پول پرداخت می­گردد و یا برخی در اصطلاح آن را هزینه اجاره پول عنوان می­کنند. از دیدگاه خانوارها می­توان گفت نرخ بهره جایزه به تعویق انداختن مصرف است. در این حالت نرخ بهره بیانگر نرخی است که یک فرد می­تواند قدرت خرید امروز را با قدرت خرید آینده مبادله کند. از این رو هر فرد با توجه به نرخ بهره جاری می­سنجد که آیا باید اکنون مصرف کند یا مصرف کنونی خود را به تاخیر بیاندازد. پس نرخ بهره نقش متفاوت بین مصرف کنونی و پس انداز بازی می­کند.

در شناختی که از نرخ بهره بدست آمد، دو گروه بزرگ خانوارها و بنگاههای اقتصادی نگاه خاصی داشتند، اما نکته قابل توجه آن است که برای آنها عامل بهره بسیار اهمیت دارد. در واقع نرخ بهره به آنها علامت می­دهد که چه گونه تصمیم بگیرند و در چه قیمتی پول را در اختیار قرار دهند و یا آن را قرض بگیرند. بازارهای مالی که در آن پول نقش کلیدی را برعهده دارد، به نرخ بهره واکنش نشان می­دهد. نرخ بهره در چنین ارتباط مهمی که بین پس­اندازهای خانوارها و سرمایه­گذاری بنگاههای اقتصادی برقرار می­شود، نقش تعیین کننده­ای بازی می­کند.

خانوارها با توجه به انتظارات خود از آینده، نرخ تورم، ... و توجه خاص به نرخ بهره تصمیم می­گیرند که چه میزان از درآمدهای خود را پس­انداز کنند. آنها بر اساس سطح بهره رایج می­توانند برای درآمدهای پولی خود برنامه­ریزی و تصمیم­گیری کنند. پاسخ آنها به چگونگی تخصیص درآمدهای پولی به عامل نرخ بهره ارتباط زیادی پیدا می­کند. خانوارها می­توانند درآمدهای پولی خود را به خرید کالاهای مصرفی بادوام، مخارج روزمره، سرمایه­گذاری در بورس اوراق بهادار، سپرده­گذاری در بانک، خرید اوراق قرضه، ... یا شکلهای دیگری کنند. در هر صورت نرخ بهره عاملی است که آنها را راهنمایی می­کند. مصرف­کنند­گان با نرخ بهره معین بین مصرف کنونی و پس­انداز تصمیم خواهند گرفت. آنها در هر زمان از خود می­پرسند که آیا باید با توجه به نرخ بهره کنونی باید کالاهای بادوام خریداری کنند و یا بهتر است درآمدهای خود را با پس­انداز در جهت سرمایه­گذاری هدایت کنند.

نرخ بهره به جامعه علامت می­دهد و به آنها می­گوید که چگونه از منابع مالی استفاده کنند. نرخ بهره به مردم می­گوید که هزینه اجاره پول چه میزان است. نرخ بهره به تولید­کنندگان علامت می­دهد که چگونه منابع مالی را تخصیص دهند و کارفرمایان از خود می­پرسند که سرمایه­گذاری با توجه به نرخ بهره رایج چه منافع و ریسکهایی را به ارمغان می­آورد. تولیدکنندگان و بنگاههای اقتصادی دوست دارند که منابع مالی ارزان قیمت بدست آورند، اما اگر نرخ بهره در نقطه تعادل خود قرار نگیرد، ممکن است تقاضای آنها برای کالاهای سرمایه­گذاری و یا موجودی انبارها تقاضای کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار دهد و یا ممکن است خوشبینی آنها نسبت به آینده و سرمایه­گذاریهای آنها تولید را به سطحی برساند که با تقاضای برنامه­ریزی شده خانوارها فاصله زیادی بگیرد. شکاف عرضه و تقاضای کل و دوره­های کسب و کار می­تواند تحت تاثیر نرخ بهره قرار گیرد و این مساله باعث می­شود که بانکهای مرکزی در مورد تغییرات نرخ بهره با دقت و هوشیاری عمل ­کنند.

نرخ بهره در اقتصاد سازوکاری را ایجاد می­کند که جامعه را در تصمیم به چگونگی تخصیص درآمد به کالاها و خدمات در طی زمان راهنمایی می­کند. این همان کاری است که قیمتها در اقتصاد انجام می­دهند. آیا جز این است که در اقتصاد قیمتها می­توانند وظیفه تخصیص کالاها یا خدمات را برعهده گیرند و هر فرد را به گزینش کالا یا خدمت و ارزشگذاری  نسبت به آنها راهنمایی می­سازد. روشن است که نرخ بهره جایگاه کلیدی در اقتصاد دارد و نظریه­پردازان در الگوهای اقتصادی  ارتباط نیرومندی بین نرخ بهره و میزان درآمد یا تولید ملی برقرار می­کنند.

 

 

شرح نمودار: در این شکل چرخه ساده اقتصاد با پنج جز مهم آن (بنگاههای اقتصادی، بازار نهاده های تولید، خانوارها، بازار کالاها و خدمات و بازارهای مالی) به تصویر کشیده شده است. سطح نرخ بهره به عنوان یک عامل مالی مهم و سطح اشتغال، سطح عمومی قیمتها و رشد اقتصادی به عنوان عاملهای اقتصادی مهم برجسته شده­اند.

 

 

کینز به عنوان یک اقتصاددان برجسته به بهره به صورت ویژه­ای می­نگرد. از نظر وی بهره نرخی است که میزان تمایل مردم به نگهداری ثروت به صورت پول نقد را تعیین می­کند و بعبارت دیگر نرخ بهره تعادل بین صورت های مختلف دارایی و میزان پول نقد را موجب می شود. همچنین او معتقد بود که نرخ بهره مبلغی است که بابت استفاده از وام یا اعتبار پرداخته می­شود. بر اساس نظریات کینز نرخ بهره با تقاضای پول رابطه تنگاتنگی دارد. هرگاه نرخ بهره کاهش یابد، تقاضا برای پول افزایش می­یابد و افزایش نرخ بهره تقاضا برای پول را کاهش می­دهد. در دنیای واقعی افراد نسبت به نرخ بهره بانکی حساس هستند و افزایش نرخ سود سپرده­های بانکی می­تواند تقاضا برای مانده واقعی پول را کاهش دهد و منابع مالی بانکها رو به فزونی می­گذارد و هر گاه نرخ سود سپرده­های بانکی در جهت کاهش باشد، می­تواند در شرایط انتظارات تورمی و رشد قیمتها موجبات افزایش تقاضای پول و بیرون آمدن بخشی از سپرده­های افراد از نظام بانکی شود.

 هر چند برخی باورهای کینز و یا دیدگاههای مکتب کلاسیک در شرایط کنونی ممکن است به طور کامل پاسخگوی نیازهای اقتصادی جوامع کنونی نباشد، اما غالب اندیشه­های آنها پایه­های نظری دانش اقتصاد کنونی را تشکیل می­دهد و به شکل­دهی نظریات جدید و هماهنگ نمودن دانش و نظریات اقتصادی با وضعیت امروزی کمک شایانی نموده است. بدیهی است که دیدگاههای اقتصادی و تغییرات نرخ بهره در سطح دنیا بر اساس نظریات تدوین شده از گذشته تا حال بنیان نهاده شده و توجه به آنها لازم و ضروری است.

نرخ بهره به عنوان جبران هزینه تورم در اقتصاد به شمار می­آید. همچنین نرخ بهره نشان می­دهد که آیا بازدهی و سرمایه گذاری در یک طرح خاص مناسب است. نرخ بهره مهمترین و برترین عامل اثرگذار بر روی مبادلات نرخ ارز است. به هر حال بانکهای مرکزی هم اغلب تمایل چندانی ندارند که پیوسته نرخ تنزیل را تغییر دهند، اما واقعیتهای بین­المللی و محیط اقتصاد داخلی بانکهای مرکزی را وادار به تغییر نرخ تنزیل می­کند. به طور کلی نرخ بهره بالاتر سبب تقویت ارز یک کشور می­شود. همچنین با ثابت نگه داشتن سایر عوامل کاهش نرخ بهره در یک کشور موجب تضعیف نرخ ارز یک کشور می­شود. با این وجود سرمایه­گذاران باید به نرخ بهره واقعی نسبت به نرخ بهره اسمی توجه و تمرکز داشته باشند. به بیان ساده نرخ بهره اسمی، برعکس نرخ بهره واقعی تورم را به حساب می­آورد. نرخ بهره­ بانکهای مرکزی و تجاری از دیدگاه اقتصادی به مفهوم نرخ بهره اسمی است و میزان توان و قدرت خرید به عنوان نرخ بهره واقعی در نظر گرفته می­شود.

 

ایروینگ فیشر نشان داد که نرخ بهره واقعی از تفاضل نرخ بهره اسمی و نرخ تورم بدست می­آید. به زبان دیگر نرخ بهره اسمي در برگيرنده بهره واقعي و نرخ تورم مورد انتظار است. بنابراين، براي كشورهايي كه داراي نرخهاي بهره واقعي شبيه به هم هستند، نرخهاي بهره اسمي آنها با توجه به انتظارات افراد در برابر نرخهاي تورم متفاوت است. نرخ بهره اسمی یا به دلیل تغییر نرخ بهره واقعی و یا به واسطه تغییر نرخ تورم جابجا می­شود. رابطه نرخ بهره واقعی، تورم و نرخ بهره اسمی به صورت زیر خلاصه می­شود:

نرخ بهره اسمی (In) = نرخ بهره واقعی(Ir)  + نرخ تورم انتظاری (Ie)

 

اندازه­گیری نرخ تورم انتظاری و یا نرخ تورم پیش­بینی شده در عمل بسیار مشکل است. با این وجود کارشناسان و موسسات اقتصادی و مالی اقدام به برآورد تورم می­کنند. تصور کنید که در یک اقتصاد نرخ تورم انتظاری 4 درصد و نرخ اعلامی اسمی از سوی بانک مرکزی 3 درصد در نظر گرفته شود. در این صورت نرخ بهره اسمی تا سطح 7 درصد افزایش خواهد یافت. برای درک مفهوم نرخ بهره واقعی به یک مثال توجه کنید. فرض کنید نرخ بهره اسمی توسط موسسات مالی و بانکها 5 درصد اعلام شده است. اگر در سطح جامعه برآوردی از نرخ تورم 5 درصدی برای سال آینده منتشر گردد، در این حالت نرخ بهره اسمی 5 درصد بدین مفهوم است که افراد بین مبادله حال و آینده بی­تفاوت خواهند بود. در واقع اگر نرخ تورم در سال آینده همان 5 درصد تحقق یابد، نرخ بهره واقعی صفر خواهد بود، چرا که اگر فردی در موسسات مالی مبلغی را سرمایه­گذاری کرده باشد، در سال آینده اصل و بهره سرمایه­گذاری وی همان قدرت خرید گذشته را دارا می­باشد. نرخ بهره اسمی با وارد کردن تورم یا تغییر در سطح عمومی قیمتها تعدیل می­شود و به این ترتیب هزینه وام­گیری یا وام­دهی به طور واقعی تری در نظر گرفته می­شود. اما در حقیقت نرخ بهره واقعی نرخ مبادله کالاها و خدمات را بین شرایط کنونی و آینده نشان می­دهد. اگر در اقتصادی سطح عمومی قیمتها در بلندمدت ثابت باشد، آنگاه افراد بین نرخ بهره واقعی و اسمی تفاوت قائل نمی­شوند.

روشن است که پول نقش مهمی در تعیین درآمد ملی دارد، اما میزان بهره عامل تعیین­کننده­ای در سطح درآمد ملی و مخارج کل است. تغییرات نرخ بهره در سطح ملی اثرات جانبی بسیاری دارد. برای نمونه از دیدگاه نظری کاهش نرخ بهره سبب افزایش تقاضای کل و سرمایه­گذاری می­شود. میزان بهره و سطح درآمد ملی در یک اقتصاد با تعادل در بازارهای کالا و پول بدست می­آیند.

 این مهم است که بتوانیم سنجشی از میزان تاثیر تغییر در نرخهای بهره را بر روی بازارهای دارایی یک کشور داشته باشیم. در برخی موارد تغییرات نامطلوب بهره ممکن است به این بازارها صدمه وارد نماید. در راستای تغییرات نرخ بهره باید به پرسشهای متعددی پاسخ داد. برخی از این پرسشها می­توانند در چارچوب زیر مطرح شوند:

- آیا کاهش نرخ بهره به سود بنگاههای اقتصادی و بورس اوراق بهادار ایران تمام خواهد شد؟

- آیا تغییر نرخ بهره و کاهش آن می­تواند بر اقتصاد ایران تاثیر مثبت داشته باشد؟

- پیامدهای تغییر نرخ بهره در ایران چیست؟

از دیدگاه نظری کاهش نرخ بهره پایه توسط بانک مرکزی محرکی برای افزایش سرمایه­گذاری است. در تحلیل ایستایی و ثابت نگه داشتن متغیرهای تعیین کننده دیگر، میزان سرمایه­گذاری با نرخ بهره رابطه معکوسی دارد. در واقع کاهش نرخ بهره می­تواند سبب افزایش سرمایه­گذاری و افزایش نرخ بهره زمینه را برای کاهش سرمایه­گذاری فراهم می­آورد. از آنجایی که این تفسیر پویا نیست به تنهایی نمی­تواند شرایط اقتصادی را بازگو کنند و ملاک عمل و تصمیم­گیری قرار گیرد. از آن گذشته باید اثرات تغییر نرخ بهره را با توجه به عوامل اقتصادی و شاخصهای موجود در اقتصاد مورد سنجش قرار داد. اهداف دولتها و بانک مرکزی نقش مهمی در تعیین نرخ بهره و جهت دهی آن دارد. تنظیم و تثبیت قیمتها و کنترل تورم، تغییر در رشد اقتصادی و درآمد ملی و تغییر در میزان اشتغال هر کدام می­تواند مدنظر باشد. اگر بانک مرکزی نسبت به تثبیت قیمتها و مهار تورم حساس باشد، آنگاه تلاش می­کند که با سیاستهای پولی نظیر تغییر در عرضه پول یا افزایش نرخ بهره در راستای رسیدن به اهداف گام بردارد. بدین ترتیب سطح تورم به عنوان عامل مهم قلمداد می­شود. معمولا در اقتصادهای کنونی نرخ تورم و مهار آن با افزایش نرخ بهره و تغییرات عرضه پول صورت می­گیرد و بانکهای مرکزی در اقتصادهای پیشرفته نسبت به نرخ تورم بسیار حساسیت نشان می­دهند. در ایالات متحده با وجود کند شدن آهنگ رشد اقتصادی همچنان به دلیل شرایط تورمی بانک مرکزی (فدرال رزرو) نسبت به کاهش نرخ بهره مقاومت می­کند. در منطقه یورو و انگلستان فشارهای تورمی در سالهای اخیر افزایش نرخ بهره آنها را موجب شده است. کشورهای نیوزیلند و استرالیا نیز در راستای جذب سرمایه و کنترل نرخ تورم نرخهای بهره (نرخ نقد رسمی) را همچنان به سطح بالا هدایت می­کنند به طوری که نرخ بهره در استرالیا به 6.25 درصد و در نیوزیلند به سطح 7.5 درصد افزایش یافته است.

 اگر اولویت بانکهای مرکزی تغییر در چرخه های کسب و کار و یا افزایش سطح تولید ملی باشد، ممکن است نسبت به نرخ بهره و اثرات آن به گونه دیگری تصمیم­گیری شود. معمولا بانکهای مرکزی نسبت به کاهش یا افزایش سطح نرخ بهره با حساسیت و وسواس زیادی برخورد می­کنند، چرا که تغییر نابهنگام و نامناسب پیامدهای پرهزینه­ای را برای اقتصاد به همراه دارد. از آنجایی که اقتصاد سازوکار پیچیده­ای دارد نمی­توان به طور دقیق گفت که آیا تغییر نرخ بهره می­تواند موثر باشد یا خیر. همچنین نمی توان اثرات آن را بر روی خانوارها و بنگاههای اقتصادی و اجزاء اقتصاد به طور کامل و دقیق بدست آورد.

بر طبق آمارهای موجود، اقتصاد ایران از رکود و تورم رنج می­برد و شرایط نشان می­دهد که افزایش عرضه پول و کاهش نرخ بهره می­تواند گسترش تورم را موجب شود. با کاهش نرخ بهره خانوارها به سرعت واکنش نشان می­دهند. اگر آنها انتظارات تورمی داشته باشند، طبیعی است که میزان پس­انداز در بانکها کاهش می­یابد و در نهایت افزایش سطح نقدینگی در جامعه می­تواند افزایش سطح عمومی قیمتها را به دنبال داشته باشد. از آنجایی که بنگاههای اقتصادی در رکود به سر می­برند، کاهش نرخ بهره ممکن است در کوتاه مدت هزینه­های مالی آنها را تا حدودی کاهش دهد و تحرک سرمایه­گذاری بخشی از رکود را جبران کند. اما پرسش اینجا است که آیا بنگاههای اقتصادی در شرایط کنونی و رکود بخشهای مختلف صنعت و ریسکهای مختلف با کاهش هزینه­های مالی و پایین آمدن نرخ بازپرداخت تسهیلات حاضر خواهند شد سرمایه­گذاری جدیدی انجام دهند؟ آیا کاهش نرخ بهره در شرایط کنونی و افزایش سطح عمومی قیمتها سفته بازی و سرمایه­گذاری در ساختمان و زمین را به دنبال نخواهد داشت؟ آیا اقتصاد تسیهلات را در راستای سرمایه­گذاری مولد اقتصادی بکار خواهد بست و یا منابع مالی به سوی خرید زمین، ساختمان و شکلهای دیگر دارایی سوق پیدا می­کند؟

 

 

اگر کاهش نرخ بهره موجب شود که سرمایه­گذاری بلندمدت به سمت سفته­بازی و خرید کالاهای بادوام سوق داده شود نمی­توان انتظار داشت که بنگاههای اقتصادی و بورس اوراق بهادار با رشد مواجه شوند. کاهش نرخ بهره در شرایطی که تورم مهار شده باشد و چشم انداز رشد اقتصادی وجود داشته باشد، می­تواند منابع مالی را به بورس هدایت کند و از سوی دیگر بنگاههای اقتصادی را تشویق به سرمایه­گذاری و تولید نماید. بدین ترتیب در کنار توجه به رکود و ایجاد فضای مناسب برای سرمایه­گذاری باید به مقوله تورم و رشد نقدینگی رسیدگی شود. اگر تورم  و رشد نقدینگی در اقتصاد کنونی با رشد همراه باشد و نرخ بهره بانکی در طی زمان کاهش یابد، از یک سو بانکها نمی­توانند منابع مالی جامعه را تامین کنند و از سوی دیگر انتظارات تورمی و افزایش سطح عمومی قیمتها به اقتصاد وارد می­نماید. در تصمیم­گیری اقتصادی و تغییر عاملهای مالی باید به اشتغال و سطح تولید نیز توجه کرد و هماهنگی بین رشد اقتصادی، اشتغال و سطح عمومی قیمتها با توجه به سطح تعادلی نرخ بهره اهمیت خواهد داشت.

 

 

به هر صورت به سبب پیامدهای سطح نرخ بهره بایستی دیدگاهها و راهکارهای مناسب مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد. با وجود پیچیدگیهای اقتصادی و واقیعتهای جوامع دیدگاههای مختلف نظری و اندیشه­های اقتصاددانان می­تواند به بهبود شرایط دنیای واقعی بیانجامد