نحوه انتخاب برندهای بزرگ دنیا

این روزها دیگر در بازار پررونق محصولات تکنولوژی، عرضه یک محصول یا خدمات جدید با تکنولوژی متفاوت تنها نیمی از راه پیش روی شرکت‌های تولیدکننده بزرگ است.
نیم دیگر راه اما در گرو انتخاب یک نام مناسب از هر جهت برای آن محصول است؛ نامی که باید در عین ویژه و منحصر به فرد بودن، توجه کاربران اولیه و بعد از آن مخاطبان خارجی را به خودش جلب کرده و البته قبلا انتخاب نشده و به لحاظ قانونی مشکلی نداشته باشد.در واقع نگاهی به بازار محصولات پرطرفدار عرصه تکنولوژی نشان می‌دهد که بسیاری از این محصولات صرف‌نظر از کیفیت و قابلیت‌ها، به دلیل نام ویژه و جالب توجه‌شان انتخاب و خریده می‌شوند.در این میان ده محصول مشهور و پرطرفدار بازار تکنولوژی از این منظر قابل بررسی هستند.نام این محصولات به اندازه کافی جالب توجه، کنجکاوی‌برانگیز و البته ساده است.وب‌سایت
www.cio.com هم در واقع فرآیند انتخاب نام مشهورترین محصولات تکنولوژی را مورد بررسی قرار داده است که آن را در زیر می‌خوانیم.

iPod: غلاف این محفظه را باز کن
در طول روند توسعه خط تولید MP3Playerهای شرکت Apple، استیو جابز، مدیرعامل این شرکت همیشه درباره استراتژی این شرکت که براساس آن iMac به عنوان یک مرکز و کانون توجه برای محصولات دیگر شرکت محسوب می‌شود، صحبت می‌کرد.
سرانجام آنها برای انتخاب نام MP3Player جالب و متفاوتی که قرار بود برای اولین بار در سال ۲۰۰۱ به بازار عرضه شود، از کارشناس قوانین کپی‌رایت به نام «وینی چیکو» کمک گرفتند.
در حالی که فکر چیکو با انواع مختلف نامه‌هایی که با Mac هم در ارتباط باشد مشغول بود، ناگهان مفهومی از یک سفینه فضایی در نظرش مجسم شد.
او این مفهوم را با این دستگاه جدید منطبق کرد و به این نتیجه رسید که سطح رویی و پلاستیکی این دستگاه احساس ارتباط نزدیک‌تری را به کاربران می‌دهد. به این ترتیب واژه Pod به معنای غلاف و پوسته، مبنای این نامه قرار گرفته تا با اضافه کردن حرف «i» به عنوان حرف آغازگر iMac آن را با استراتژی شرکت Apple همراه کند.

BlackBerry: لذتی شیرین
شــــــرکــت کــــانـــادایـی Research in Motion در سال ۲۰۰۱ برای دستگاه بی‌سیم جدید خود که مبتنی‌بر ارتباط از طریق ایمیل بود، از شرکتی به نام Lexicon Branding کمک گرفت. در نهایت مسوولان RIM به این نتیجه رسیدند که واژه ایمیل را که براساس تحقیقات فشار خون کاربران را افزایش می‌دهد، از ذهنشان دور کنند.
در عوض آنها به فکر انتخاب نامی افتادند که علاوه‌بر القای حس شادی به کاربران، احساس آرامش را هم به آنها بدهد. کلیدهای کوچک و کنار هم این دستگاه در نظر کارشناسانLexicon Branding به صورت خوشه‌ای از دانه‌ها تصویر می‌شد.
با این اوصاف توجه این کارشناسان به نام‌هایی مانند توت‌فرنگی، خربزه و میوه‌ها و سبزیجات مختلف دیگر جلب شد تا در نهایت «تمشک سیاه» نام انتخابی آنها شود که علاوه‌بر زیبایی، یادآور رنگ مشکی بدنه این دستگاه باشد.

Fire Fox: افسونی برای بار دوم
انتخاب نامی مناسب برای مرورگر متن باز شرکت Mozilla که با ماهیت آن هم سازگار باشد، کار مشکلی بود.
با این همه اولین نسخه مرورگر این شرکت با نام «Firebird» روانه بازار شد. با این حال وقتی قرار شد نسخه بعدی این مرورگر به بازار معرفی شود، مسوولان Mozilla تصمیم گرفتند که به جای یک نام تکراری نام دیگری را برای محصول جدید خود انتخاب کنند. به این ترتیب Fire Fox به عنوان نام جدید مرورگر متن باز شرکت Mozilla انتخاب شد که به عقیده کارشناسان این شرکت علاوه‌بر تلفظ زیبا، کاملا منحصربه‌فرد و به خاطر ماندنی است.

Twitter: در یک لحظه با ۱۴۰کاراکتر با دوستان دیجیتال خود مرتبط شوید
وقتی نرم‌افزار ساده و تحت‌وب که «جک دورسی» در سال ۲۰۰۶ طراحی کرده بود محبوب و محبوب‌تر شد، نوبت به انتخاب یک نام مناسب برای آن رسید.
این کار به عهده فردی به نام «بیز استون» گذاشته شد. این وب‌سایت استون را به یاد راه برقراری ارتباط پرندگان با هم از طریق جیک کردن انداخت؛ یک راه کوتاه اما مفهومی برای برقراری ارتباط با دیگران.
به عقیده استون همه کاربران این وب‌سایت در واقع از همین راه جیک‌جیکی برای ارتباط با یکدیگر استفاده می‌کردند. به این ترتیب اولین چیزی که به ذهن او متبادر شد «twttr» بود که صدایی شبیه به جیک‌جیک داشت. بعد از آن صداهای دیگری به این واژه اضافه شد تا «twitter» شکل بگیرد و در نهایت به یک تریبون آزاد برای چهل‌وچهارمین رییس‌جمهور آمریکا تبدیل شود.

Windows 7: تا شماره ۷ بشمار
معرفی جدیدترین نسخه سیستم‌عامل مشهور شرکت Microsoft، دغدغه نامگذاری آن را برای مدیران این شرکت به همراه آورد. این در حالی بود که بعد از نامگذاری نسخه قبلی با نام Vista، بسیاری از افراد اعلام کردند که نام‌هایی مانند windows xp یا ۹۵ را بیشتر ترجیح می‌دهند. بنابراین کار انتخاب اسم راحت‌تر شد.
در واقع این هفتمین نسخه از سیستم‌عامل windows بود که عرضه می‌شد و به همین دلیل windows 7 بهترین انتخاب بود. از طرفی عدد هفت هم معمولا نشان‌دهنده شانس و موفقیت است که این موضوع هم از نظر مسوولان Microsoft به دور نماند.

Think pad: سادگی برنده است
خط تولید نوت‌بوک‌های پرطرفدار این نام در سال ۱۹۹۲ راه‌اندازی شد تا مفهوم جدیدی از شناخت و درک را پیش روی کاربران خود قرار دهد. همزمان مسوولان IBM به فکر انتخاب نامی مناسب برای این کامپیوترها افتادند؛ نامی مانند Think pad.
مشکل اما این بود که نام اغلب محصولات این شرکت یک شماره و عدد را در خود داشتند.
با این حال IBM‌ها این جرات را به خرج دادند تا امروز Think padها برای تمام کاربران دنیا شناخته شده باشند.

ANDROID: سری و مرموز، اما نه چندان هیجان‌انگیز
داستان این نام در واقع به سال ۲۰۰۵ برمی‌گردد که یک شرکت، نرم‌افزاری با این نام را خرید که در پوششی مرموز برای تولید نرم‌افزار برای گوشی‌های موبایل فعالیت کند. این موضوع در نهایت به عرضه اولین موبایل مبتنی بر این نرم‌افزار با نام G1 در روز ۲۲ ماه اکتبر سال ۲۰۰۸ منتهی شد.

WIKIPEDIA: درست همان چیزی که معنی می‌دهد
WIKIPEDIA در واقع نام چند گونه‌ای از تکنولوژی WIKI برای ایجاد وب سایت‌های گروهی است.
ایـن نـــام همچنیـــن از واژه ENCYCLOPEDIA به معنی دایره‌المعارف هم مشتق شده است.
WIKIPEDIA این روزها به قدری مشهور شده است که گاهی کودکان یاحتی بزرگترها به اشتباه آن را برای کتاب‌های مرجع یا در دایره‌المعارف‌ها به کار می‌برند.

MAC OS X: شبیه به گربه‌سانان
سیستم عامل پرطرف‌دار شرکت APPLE در حقیقت نشانه عدد ۱۰ رومی است. هر چه باشد این محصول دهمین نسخه از سیستم عامل این شرکت است. از طرفی بسیاری X را شبیه به کدنام‌هایی برای گربه‌های بزرگ مانند یوزپلنگ (CHEETAH)، شیرکوهی (PUMA)، پلنگ (PANTHER)‌ و یا ببر (TIGER)‌ می‌دانند.

RED HAT LINUX: نامی غنی‌شده از معنا
این نام یادآور رنگ قرمز است که در تاریخ غرب نشانه آزادگی و جنگ با دشمنان است.
از طرفی «مارک اوینگ» موسس این شرکت همیشه در زمان تحصیل خود کلاه قرمز رنگ پدربزرگش را به سرمی‌گذاشت و به این دلیل در میان متخصصان تکنولوژی شهرت داشت. با این اوصاف «اوینگ» پروژه‌های نرم‌افزاری‌اش را با نام‌هایRED HAT 1، RED HAT 2 و…. نامگذاری کرد.

منبع:itanalyze.ir

برگرفته از سایت:/www.musavis.com

ورزشگاههای المپیک

بودجه امسال ایران با نفت 90 دلاری به تعادل می‌رسد

تاریخ انتشار :  يكشنبه 5 آبان 1387

صندوق بین المللی پول در تازه ترین گزارش چشم انداز اقتصادی خاورمیانه و آسیای مرکزی به ارزیابی 13 شاخص مهم اقتصادی ایران و منطقه از سال 2000 تا سال 2009 پرداخته است.


صندوق بین المللی پول طی گزارشی موسوم به چشم انداز اقتصادی خاورمیانه و آسیای مرکزی به بررسی وضعیت اقتصادی کشورهای این منطقه از جمله ایران پرداخته است

بقیه را حتما در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

سرمایه گذاری خارجی در امریکا

سرمایه گذاری خارجی


برخی از اقتصاددانان معتقدند که وابستگی ایالات متحده به سرمایه های خارجی برای سرمایه گذاری در شرایطی که نرخ پس انداز ایالات متحده پایین می باشد، یکی دیگر از چالش های جدی اقتصاد آمریکا است.

حتا با این وجود که ایالات متحده مرفه و ثروتمند می باشد، نیروی کار و خانواده های این کشور دارای بدهی های زیاد و رو به افزایشی هستند. بنا به آمارهای رسمی، پس از سال 2000 نرخ پس انداز کوچک اما مثبت آمریکاییان منفی شده است. برای نخستین بار پس از دوران رکود اقتصادی بزرگ دهه 1930، اکنون خانواده های آمریکایی در کل بیش از درآمد خالص خود پس از پرداخت مالیات خرج می کنند.


نسبت بدهی دولت به بازده اقتصادی (تولید ناخالص داخلی)، در ایالات متحده از بسیاری از کشورهای جهان – نه همه کشورها – بیشتر است.


بانک مرکزی آمریکا قسمت عمده کسری بودجه دولت فدرال این کشور – 435 میلیارد دلار در سال 2006 – را تامین کرده است. بدهی دولت فدرال آمریکا اکنون در حدود 9 تریلیون دلار است که تقریباً برابر با 65 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور می باشد. این میزان حدوداً برابر با کشورهای فرانسه و آلمان و بسیار کمتر از کشورهای ژاپن و ایتالیا است.

در همین زمان کشورهای خارجی – خصوصاً اقتصادهای آسیایی با نرخ رشد سریع و کشورهای تولیدکننده نفت – دارای نرخ پس انداز مازاد هستند. اشخاص، بانک مرکزی و سایر موسسات حتی در کشورهای در حال توسعه مانند چین که دارای مردم فقیر زیادی است، حجم بسیار زیادی از پول های خود را وارد بازارهای آمریکا کرده اند.

خدمات تحقیقاتی کنگره آمریکا (CRS) می گوید: "دلایل سرازیر شدن حجم انبوهی از سرمایه های خارجی به ایالات متحده آمریکا عبارتند از رشد اقتصادی نسبتاً قویتر ایالات متحده نسبت به دیگر مناطق جهان، سیستم مالی توسعه یافته ایالات متحده و ثبات کلی اقتصاد آمریکا."

مطابق با آمار CRS، در حدود 10 درصد از کل دارایی های شرکت های تجاری در آمریکا شامل سهام و اوراق قرضه کمپانی ها و اوراق قرضه قابل خرید و فروش دولتی متعلق به سرمایه گزاران خارجی است. آنها هم چنین مستقیماً در کارخانه ها و شرکت های آمریکایی و در معاملات املاک سرمایه گذاری می کنند.

در سال 2006 سرمایه گزاران خارجی در حدود 1.8 تریلیون دلار در اقتصاد آمریکا سرمایه گذاری نمودند که 184 میلیارد دلار به صورت سرمایه گذاری مستقیم و مابقی آن به صورت خرید سهام و اوراق قرضه بوده است. مجموع سرمایه گذاری خارجی مستقیم در ایالات متحده در سال 2005 نیز بر مبنای شاخص های متفاوت در حدود 1.6 تا 2.8 تریلیون دلار بوده است.

CRS می گوید: "ایالات متحده آمریکا بزرگترین سرمایه گذار خارجی مستقیم در کشورهای دیگر بوده و بیشترین میزان سرمایه گذاری خارجی مستقیم در جهان نیز در این کشور انجام می گیرد و آمریکا از این لحاظ کشوری منحصر به فرد است."

برخی از کارشناسان نسبت به حجم سرمایه گذاری دولت های خارجی در ایالات متحده – در حدود 16 درصد از کل سرمایه گذاری های خارجی در سال 2005 – ابراز نگرانی نموده اند.

بیش از نیمی از اوراق قرضه عمومی خزانه داری آمریکا متعلق به سرمایه گزاران خارجی است. در سال 2006 بیشترین میزان اوراق قرضه درازمدت خزانه داری – در حدود 644 میلیارد دلار – متعلق به ژاپن بوده و پس از آن نیز کشور چین با 350 میلیارد دلار قرار داشت.

برخی از صنایع آمریکا و نمایندگان آنها در کنگره معتقدند که بانک های مرکزی کشورهای آسیای شرقی از اوراق قرضه خزانه داری خود به منظور تغییر نرخ برابری ارز و در نتیجه افزایش میزان صادرات خود به آمریکا استفاده می کنند.

CRS می گوید: "برخی مواقع دولت های خارجی از این روش چه از طریق اقدامات هماهنگ شده و چه به صورت مستقیم توسط خودشان، به منظور کسب سود و تغییر نرخ برابری واحد پول این کشورها در برابر دلار استفاده می کنند."

برخی از کارشناسان اظهار نگرانی می کنند که هرگونه اقدام دولت های خارجی در زمینه فروش یکجا و زیرقیمت دارایی های آمریکایی شان، می تواند موجب بروز مشکلات جدی برای اقتصاد جهانی شود. دولت های خارجی متخاصم می توانند به منظور بی ثبات نمودن اقتصاد آمریکا در راستای خروج کلی و هماهنگ شده سرمایه ها از بازار اوراق قرضه آمریکا فعالیت کنند و یا دولت های خارجی در صورت سقوط سریع ارزش دارایی های آمریکایی شان می توانند سرمایه خود را به هرجای دیگری منتقل کنند.

با این حال ورود این حجم انبوه سرمایه های خارجی به بازارهای آمریکا موجب شده است تا نرخ بهره و قیمت ها در آمریکا پایین باقی بماند – که در غیر این صورت افزایش می یافت – و میزان مصرف در جامعه آمریکا و واردات کالا به طور گسترده ای افزایش یابد. به غیر از سال 1991، کسری در بودجه سالیانه آمریکا به طور پیوسته ای از 12 میلیارد دلار در سال 1982 به 856.7 میلیارد دلار در سال 2006 افزایش یافته است.

در یک گزارش بانک جهانی آمده است: "قسمت اعظم کسری کنونی ایالات متحده آمریکا توسط مازاد تراز کنونی کشور چین و سرمایه گذاری های فزاینده کشورهای عمده صادرکننده نفت جبران می گردد."

در پایان سال 2005 میزان دارایی های خارجی اتباع آمریکا 9.6 تریلیون دلار بود، در حالی که اتباع خارجی دارای 12.5 تریلیون دلار دارایی آمریکایی بودند. در نتیجه، آنچه که سرمایه گذاری خالص خارجی آمریکا نامیده می شود، در سال 2005 به منفی 2.8 تریلیون دلار رسید. <برآوردهای وزارت بازرگانی در سال 2006، 28 ژوئن>

در سال 2006 که برای نخستین بار پس از سال 1986 سرمایه گذاری خالص خارجی آمریکا منفی شد، میزان درآمد خارجی ها از سرمایه گذاری هایشان در ایالات متحده بیشتر از درآمد آمریکاییان از سرمایه گذاری هایشان در خارج بود.

شورای رقابت پذیری اوضاع را این گونه جمع بندی می کند: "به طور خلاصه، سرمایه های خارجی بازار مصرف آمریکا را تامین می کند و از سوی دیگر موجب رشد مبتنی بر صادرات کشورهای خارجی می گردد. این شرایط در کوتاه مدت برای هردوطرف سودمند است، اما در درازمدت می تواند موجب بروز یک بحران مالی جهانی گردد."

درباره شرکت سامسونگ

شرکت سامسونگ الکترونیک در سال 1969 میلادی تاسیس شد و از آن زمان به عنوان یک پیشرو در صنعت الکترونیک شناخته می‌شود.

در حال حاضر محصولات سامسونگ در ۲۵ واحد صنعتی بزرگ تولید می‌شوند و حدود ۱۲۳ هزار نفر را در ۹۳ دفتر در ۴۸ کشور جهان به خدمت گرفته است. فروش اين شرکت در سال ميلادی ۲۰۰۴ بيش از ۵۵ ميليارد دلار و درآمد خالص حاصل از آن بالغ بر ۱۰/۳ ميليارد دلار بوده و بنا بر رتبه بندی مجله‌ی  Business Week در رتبه بیست و پنجم بزرگترین شرکت های دنیا قرار دارد.
حیطه فعالیت سامسونگ به ۸ منطقه بزرگ تقسیم می‌شود : آمریکای شمالی، اروپا، آسیای جنوبی، آسیای مرکزی، خاورمیانه، چین، جمهوری‌های مشترک‌المنافع و آمریکای لاتین. با توجه به هدف سامسونگ که همان یکپارچه‌سازی دیجیتال است، فعالیت سامسونگ در چهار بخش عمده تمرکز یافته: شبکه‌های خانگی، شبکه‌های اداری، شبکه‌های موبایل و قطعات کامپیوتری؛ که در بخش آخر سامسونگ نوآورترین محصولات را در دنيا تولید می‌کند.

سامسونگ دارای يکی از سريع‌ترين نرخ‌های رشد نام‌های ‌تجاری (Brand) در جهان است و در حال حاضر بزرگترين توليدکننده تلويزيون‌های رنگی، نمايشگرهای رايانه، تراشه‌های حافظه و صفحات نمايش LCD در دنيا قلمداد می‌شود.

بیشترین معروفیت سامسونگ به خاطر موفقیتی است که در بازار حافظه‌های نیمه‌هادی دارد. از سال ۱۹۹۲ میلادی تا کنون، سامسونگ به عنوان بزرگترین تولیدکننده DRAM در جهان شناخته می‌شود.

همچنین سامسونگ بزرگترین سهم بازار را در تلفن‌های موبایل CDMA در اختيار دارد و به عنوان سومين فروشنده بزرگ تلفن‌های موبایل در دنیا شناخته می‌شود.


شرکت سامسونگ الکترونیک در سال 1969 میلادی تاسیس شد و از آن زمان به عنوان یک پیشرو در صنعت الکترونیک شناخته می‌شود.

در حال حاضر محصولات سامسونگ در ۲۵ واحد صنعتی بزرگ تولید می‌شوند و حدود ۱۲۳ هزار نفر را در ۹۳ دفتر در ۴۸ کشور جهان به خدمت گرفته است. فروش اين شرکت در سال ميلادی ۲۰۰۴ بيش از ۵۵ ميليارد دلار و درآمد خالص حاصل از آن بالغ بر ۱۰/۳ ميليارد دلار بوده و بنا بر رتبه بندی مجله‌ی  Business Week در رتبه بیست و پنجم بزرگترین شرکت های دنیا قرار دارد.
حیطه فعالیت سامسونگ به ۸ منطقه بزرگ تقسیم می‌شود : آمریکای شمالی، اروپا، آسیای جنوبی، آسیای مرکزی، خاورمیانه، چین، جمهوری‌های مشترک‌المنافع و آمریکای لاتین. با توجه به هدف سامسونگ که همان یکپارچه‌سازی دیجیتال است، فعالیت سامسونگ در چهار بخش عمده تمرکز یافته: شبکه‌های خانگی، شبکه‌های اداری، شبکه‌های موبایل و قطعات کامپیوتری؛ که در بخش آخر سامسونگ نوآورترین محصولات را در دنيا تولید می‌کند.

سامسونگ دارای يکی از سريع‌ترين نرخ‌های رشد نام‌های ‌تجاری (Brand) در جهان است و در حال حاضر بزرگترين توليدکننده تلويزيون‌های رنگی، نمايشگرهای رايانه، تراشه‌های حافظه و صفحات نمايش LCD در دنيا قلمداد می‌شود.

بیشترین معروفیت سامسونگ به خاطر موفقیتی است که در بازار حافظه‌های نیمه‌هادی دارد. از سال ۱۹۹۲ میلادی تا کنون، سامسونگ به عنوان بزرگترین تولیدکننده DRAM در جهان شناخته می‌شود.

همچنین سامسونگ بزرگترین سهم بازار را در تلفن‌های موبایل CDMA در اختيار دارد و به عنوان سومين فروشنده بزرگ تلفن‌های موبایل در دنیا شناخته می‌شود

 

اقتصاد امریکا


یک اقتصاد خدماتی



مزارع ذرت در کانزاس یادآور این موضوع هستند که کشاورزی با وجود سهم کوچکی که در تولید ناخالص داخلی دارد، بخش مهمی از اقتصاد آمریکا به شمار می رود


خدمات ارائه شده توسط صنایع خصوصی، 67.8 درصد از تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال 2006 را تشکیل می داده است که معاملات املاک و خدمات مالی مانند بانکداری، بیمه و سرمایه گذاری بیشترین سهم را در این زمینه داشته اند. برخی دیگر از زمینه های خدمات عبارتند از عمده فروشی و خرده فروشی؛ حمل و نقل؛ مراقبت های بهداشتی؛ خدمات حقوقی، علمی و مدیریتی؛ آموزش و تعلیم؛ هنر؛ سرگرمی و تفریحات؛ خدمات پذیرایی؛ هتل ها و سایر اماکن اقامتی؛ رستوران ها؛ بارها و دیگر محل های غدا خوری و نوشیدنی ها.

تولید کالاهای مختلف نیز 19.8 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهند: تولید محصولاتی از قبیل کامپیوتر، اتومبیل، هواپیما، ماشین آلات صنعتی، 12.1 درصد؛ ساختمان سازی، 4.9 درصد؛ حفاری جهت منابع نفت و گاز و سایر معادن، 1.9 درصد و کشاورزی، کمتر از 1 درصد.

دولت فدرال و دولت های ایالتی و منطقه ای نیز 12.4 درصد دیگر از GDP را تامین می کنند.

بخش هایی که دارای سریعترین نرخ رشد و توسعه می باشند، عبارتند از خدمات مالی؛ خدمات حرفه ای، مالی و فنی؛ تولید کالاهای بادوام خصوصاً کامپیوتر و محصولات الکترونیکی؛ معاملات املاک و مراقبت های بهداشتی.

کشاورزی، استخراج معدن و تولید برخی کالاها مانند صنعت نساجی، از صنایعی می باشند که سهم آن ها در GDP در حال کاهش می باشد. بنا به گفته شورای رقابت پذیری، "تولید کالاهایی با ارزش پایین و بدون تکنولوژی در ایالات متحده آمریکا در حال از بین رفتن است و تولید این گونه کالاها در حال انتقال به کشورهای در حال توسعه می باشد که در آن ها هزینه تولید کالا در خطوط تولیدی پایین است."

با این حال ایالات متحده آمریکا همچنان بزرگ ترین کشور تولید کننده در جهان می باشد و ارزش کالاها و محصولات تولید شده توسط کارخانه های این کشور در سال 2005، 1.49 تریلیون دلار بوده است که این رقم 1.5 برابر بیشتر از ارزش کالاهای تولیدشده توسط دومین کشور بزرگ تولیدکننده در جهان، یعنی ژاپن است. ارزش محصولات کشاورزی ایالات متحده آمریکا نیز پس از کشورهای چین و هند قرار دارد.

با این که کشاورزی در حال حاضر سهم کوچکی از GDP را تشکیل می دهد، اما کشاورزان همچنان از لحاظ سیاسی و اقتصادی قدرتمند هستند. در سال 2002 ارزش محصولات مزرعه ای ایالات متحده آمریکا بالغ بر 200 میلیارد دلار بود که این رقم شامل 45 میلیارد دلار بابت گاوها و گوساله ها؛ در حدود 40 میلیارد دلار بابت غلات مانند ذرت و گندم و دانه های روغنی مانند سویا؛ در حدود 24 میلیارد دلار بابت ماکیان خانگی و تخم آن ها؛ 20 میلیارد دلار بابت شیر و سایر محصولات لبنیاتی و 12 میلیارد دلار بابت گوشت خوک و گرازبوده است.

نمودار ارزش افزوده تولید ناخالص داخلی در سال 2006


خدماتی مانند بانکداری، خرده فروشی، حمل و نقل و مراقبت های بهداشتی بیش از دو سوم ارزش تولید ناخالص داخلی آمریکا را تشکیل می دهند.

گرچه ایالات متحده دارای بیش از 2 میلیون مزرعه می باشد، اما نیمی از فروش محصولات کشاورزی در سال 2002 متعلق به تعداد نسبتاً کوچکی از مزرعه های بزرگ شرکتی شده – 1.6 درصد از مزارع – بوده است.

ایالات متحده علیرغم کسری تراز تجاری کلی خود، دارای مازاد محصولات کشاورزی می باشد. پیش بینی می شود که صادرات محصولات کشاورزی آمریکا در سال 2007، 78 میلیارد دلار باشد که بخش اعظم این صادرات به کشورهای آسیایی خواهد بود. کانادا و مکزیک بیشترین سهم را در افزایش اخیر صادرات محصولات کشاورزی دارند.در حدود یک چهارم از محصولات مزرعه ای ایالات متحده آمریکا به کشورهای خارجی صادر می شود.

نمودار صادرات و واردات آمریکا در سال 2006


در عین حال که ایالات متحده دارای مازاد تراز تجاری در زمینه خدمات است، از نظر اقتصادی این کشور در زمینه تجارت کالا و محصولات دارای کسری زیادی است.


ایالات متحده آمریکا هم چنین در سال 2006 دارای 79.7 میلیارد دلار تراز تجاری مثبت در زمینه خدمات بوده است. بزرگ ترین زمینه صادرات خدمات آمریکا، مسافرت اتباع دیگر کشورها به آمریکا بوده است که رقم این خدمات در سال 2006، 85.5 میلیارد دلار بود.

در مقابل، ایالات متحده آمریکا دارای کسریدربازرگانی بزرگ و روبه رشدی در زمینه تجارت کالا می باشد. آمریکا در سال 2006، 1 تریلیون دلار کالا صادر نموده است، در حالی که میزان واردات آن بیش از 1.8 تریلیون دلار بوده است.

بیشترین میزان واردات در آن سال متعلق به اتومبیل و قطعات اتومبیل، 211.9 میلیارد دلار و نفت خام، 225.2 میلیارد دلار بود. بزرگ ترین منابع واردات ایالات متحده آمریکا نیز کشورهای کانادا، چین، مکزیک، ژاپن و آلمان بودند.


ساختمان سازی در حدود 5 درصد از اقتصاد آمریکا را تشکیل می دهد. در این عکس یک کارگر در حال لوله کشی یک پمپ بنزین در جورجیا دیده می شود

برخی از مهم ترین صادرات آمریکا نیز شامل اتومبیل و قطعات اتومبیل، نیمه رساناها و هواپیماهای مسافربری بودند. بزرگ ترین واردکنندگان از آمریکا نیز کشورهای کانادا، مکزیک، ژاپن، چین و انگلستان بودند.

طی سال های 2006 – 2000 گرچه صادرات کالاهای آمریکایی 33 درصد رشد داشت، اما واردات کالا توسط آمریکا 52 درصد افزایش یافت که بدین ترتیب میزان کسری کالاها طی این بازه زمانی تقریباً دو برابر شد.


کسری تراز تجاری 78.5 میلیارد دلاری آمریکا، 5.7 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 2006 است که به عقیده بسیاری از اقتصاددانان این میزان کسری پایدار نمی باشد، زیرا موجب ادامه روند سرازیر شدن سرمایه گذاری های خارجی جهت بازپرداخت این کسری خواهد شد.