رقابتمندي ايران در اقتصاد جهاني

رقابتمندي ايران در اقتصاد جهاني

اگرچه شاخص رقابتمندي رشد (GCI) براي ايران محاسبه و ارايه نشده است ليكن با توجه به نماگرهايي چون درآمد سرانه و سهم ايران در تجارت جهاني كه ارتقاي آنها از مولفه‌هاي اصلي رقابتمندي است، مي‌توان به وضعيت رقابتمندي ايران پي برد، شناخت تنگناهاي رقابتمندي اقتصاد ايران نيز حايز اهميت است، زيرا در ارزيابي جايگاه اقتصادي ايران، توجه به قدرت توضيح‌دهندگي نظريه مزيت نسبي در مقايسه با مزيت رقابتي (رقابتمندي) براي برنامه‌ريزي و برداشت سياستي، بسيار مفيد است.

كشور ايران در سال 2002، بر حسب معيار برابري قدرت خريد، حدود 375 ميليارد دلار درآمد (توليد ناخالص داخلي) داشته است كه سهم آن از كل توليد ناخالص داخلي جهان (43750 ميليارد دلار)، 86/0 درصد و رتبه آن (از بين 203 كشور مورد بررسي)، 22 بوده است. توليد ناخالص داخلي سرانه كشور برحسب PPP در همين سال 5486 دلار بوده است كه با فاصله از متوسط دنيا (7808 دلار) در رتبه 98 دنيا (در بين 206 كشور مورد بررسي) قرار دارد (چنانچه درآمد ملي سرانه بر حسب دلار اندازه‌گيري شود اين عدد به 1720 دلار و رتبه ايران به 114 نزول مي‌كند).

سهم ايران از تجارت (صادرات كالايي) جهان نيز در سال 2002، 39/0 درصد بوده است و ايران با حدود 25 ميليارد دلار از 6400 ميليارد دلار صادرات دنيا در بين 208 كشور در رتبه 44 قرار دارد. نكته حايز اهميت اين است كه بالغ بر 81 درصد صادرات ايران را نفت و فرآورده‌هاي نفتي تشكيل داده است. به لحاظ واردات نيز سهم ايران 34/0 درصد و با حدود 22 ميليارد دلار (از 6390 ميليارد دلار واردات جهاني) در رده 43 قرار دارد.

توجه به دو نماگر تورم و بيكاري هم در ارزيابي جايگاه ايران در اقتصاد جهاني و رقابتمندي بين‌المللي مفيد است. نرخ تورم ايران در سال 2002 بالغ بر 15 درصد بوده است و در بين 219 كشوري كه نرخ تورم آنها ارايه شده، ايران در رديف 16 قرار دارد و به عبارتي ايران از 203 كشور تورم بالاتري داشته است، متوسط نرخ تورم جهان در اين سال حدود 3/6 درصد بوده است. نرخ بيكاري ايران نيز در اين سال 8/12 درصد بوده است كه از متوسط نرخ بيكاري جهان (64/9 درصد) بالاتر است. ايران در بين 184 كشور كه نرخ بيكاري آنها گزارش شده است در رتبه 65 قرار گرفته و وضعيت حدود 120 كشور از اين لحاظ از ايران بهتر است.

در مجموع ايران (در سال 2001) بر حسب شاخص توسعه انساني (HDI) در گروه با توسعه متوسط قرار گرفته است و با شاخص 719/0 و فاصله زياد از كشور اول (نروژ با 944/0) در رتبه 106 جهان قرار دارد. اكنون با در نظر داشتن مقادير و رتبه‌هاي فوق به بررسي وضعيت ايران در قالب نظريه مزيت مي‌پردازيم.

ايران به لحاظ مساحت يكي از كشورهاي پهناور دنيا محسوب مي‌شود و با در دست داشتن 12/1 درصد از مساحت خشكي جهان در بين 266 كشور رتبه 18 را داراست. در دست داشتن 5/12 درصد ‌ذخاير نفت، 15 درصد ذخاير گاز جهان و همچنين برخورداري از كانسارهاي عظيم معدني از جمله قرار گرفتن روي كمربند جهاني مس سبب شده كه ايران به لحاظ مواهب طبيعي (Endowments) جزو كشورهاي غني محسوب شود. موقعيت ممتاز جغرافيايي ايران نيز بر ارزش اين مواهب مي‌افزايد. به لحاظ نيروي انساني نيز ايران از وضعيت برجسته‌اي برخوردار است. ايران با 3/68 ميليون نفر، 12/1 درصد از جمعيت 1/6 ميلياردي دنيا‌ و رتبه 16 را در بين 235 كشور به خود اختصاص داده است، توجه به كيفيت نيروي انساني تيزهوش و آموزش ديده ايراني بيانگر اين واقعيت است كه بايد به كل ساعات كار در اختيار كشور به عنوان يك دارايي (Endowment) نگريست.

ايران به لحاظ سرمايه مالي نيز در وضعيت مناسبي قرار دارد. متوسط نسبت پس‌انداز ناخالص داخلي ايران به GDP در فاصله سالهاي 1990 تا 2001 بالغ بر 26 درصد بوده است، متوسط سهم تشكيل سرمايه ناخالص از GDP نيز در ايران بالغ بر 25 درصد بوده و در مجموع ايران به لحاظ پس‌انداز و سرمايه‌گذاري داخلي داراي نسبتهاي بالايي است. نسبت بدهي خارجي (حدود 9 ميليارد دلار) به GDP ايران (8 درصد) و همچنين حدود 21 ميليارد دلار ذخاير ارزي خارجي (در سال 2002) هم حكايت از اين دارد كه ايران به لحاظ عامل سرمايه نيز با مضيقه مواجه نيست.

شواهد فوق نشان مي‌دهندكه ايران به لحاظ شكاف عوامل (objects gap) و يا نسبت‌هاي عوامل (Factor Proportions) آنگونه كه نظريه‌هاي سنتي توسعه و تجارت تاكيد مي‌كردند با تنگنا مواجه نيست، لذا بايد شكاف در توسعه و تجارت (رقابتمندي) را در عوامل ديگر جستجو نمود. بدين منظور در ادامه به برخي نماگرهاي اقتصاد مبتني بر دانش (knowledge Based Economy-KBE)  توجه مي‌شود. براي اندازه‌گيري حركت به سمت KBE، نماگرهاي متعددي به كار گرفته مي‌شوند كه در چهار طبقه محيط اقتصادي ـ تجاري، فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات، توسعه منابع انساني و نظام نوآوري دسته‌بندي مي‌شوند در ادامه چند نماگر مهم در زمينه KBE با استفاده از گزارش نماگرهاي توسعه جهان (2003) ارايه مي‌شوند.

تعداد ابداع‌هاي ثبت شده (patent) ايران در سال 2000 به ازاي يك ميليون نفر، 2 بوده است. كه اين عدد براي كشورهايي مانند آمريكا، آلمان و فرانسه در سال موردنظر به ترتيب 298، 229 و 195 و براي كره جنوبي 931 بوده است.

نسبت هزينه صرف شده براي تحقيق و توسعه (R&D) به GDP در ايران 43/0 درصد بوده است حال آنكه اين نسبت براي آمريكا 69/2، براي آلمان 48/2، براي فرانسه 15/2 و براي كره جنوبي 68/2 درصد بوده است. تعداد محققان به ازاي يك ميليون نفر در ايران 331 نفر و براي ايالات متحده آمريكا 4099 نفر، براي آلمان 5/3160، براي فرانسه 2718 و براي كره 6/2318 نفر بوده است. رتبه ايران براي اين دو نماگر در سالهاي 1996 تا 2000، به ترتيب 44 و 46 بوده است.

سهم صادرات كالاهاي با فن‌آوري بالا از كل صادرات براي ايران در سال 2000، 15/0 درصد (يعني نزديك به صفر) بوده است. اين رقم براي آمريكا 18، براي فرانسه 2/16 و براي آلمان 6/13 درصد بوده است.كره جنوبي در اين سال 3/26 درصد صادرات با فن‌آوري بالا داشته است.

سهم سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي از GDP براي ايران در سال 2000، 04/0 درصد گزارش شده است. اين عدد در سال 2000 براي آمريكا 14/3 ، براي فرانسه 4، براي آلمان حدود 7/1 و براي كره‌ بالغ بر 2 درصد بوده است.

نسبت كاربران اينترنتي از كل جمعيت ايران در سال 2001، 5/1 درصد بوده است، اين عدد براي آمريكا 50 ، براي آلمان 4/37 ، براي فرانسه 4/26 و براي كره‌جنوبي 5/51 درصد بوده است.

تعداد ميزبانان اينترنتي به ازاي هر 10000 نفر در ايران 38/0 نفر بوده است. اين نماگر براي آمريكا 3729، براي آلمان 294، براي فرانسه 133 و براي كره جنوبي 148 نفر بوده است.

شواهد آماري فوق نشان مي‌دهند كه برخلاف مواهب طبيعي و نسبت عوامل، ايران به لحاظ نماگرهاي اقتصاد دانش با شكاف جدي مواجه است و لذا پايين بودن جايگاه ايران در اقتصاد و تجارت جهاني را بايد در پايين بودن مولفه‌هاي اقتصاد دانش جستجو كرد. اين امر سبب مي‌شود كه ايران نتواند در صحنه تجارت و رقابت جهان، به سهم و جايگاهي متناسب با دارايي‌هاي طبيعي خود دست يابد.

نزول جايگاه ايران در عرصه اقتصاد جهاني به پايين بودن نماگرهاي فوق و در نتيجه افت مولفه‌هايي چون بـهره‌وري عــوامل (بـهره‌وري كل عوامل توليد در اقتصاد ايران در پايه 100 از 33/84 در سال 1357 به 66/81  در سال 1381 كاهش يافته است) ، كيفيت توليدات و در نهايت درآمد سرانه و رفاه ارتباط مي‌يابد و توضيح شكاف توسعه ايران در اقتصاد جهاني و فاصله آن از رقابتمندي بين‌المللي در قالب نظريه‌هاي جديد اقتصادي (از جمله نظريه جديد تجارت بين‌الملل كه موضوع اين مقاله است) ممكن مي‌شود. پيام اصلي اين تحليل، توجه به دانش، فن‌آوري و رويكرد سيستمي براي بهبود رقابتمندي و ارتقاي جايگاه ايران در اقتصاد جهاني است

 

منابع:

آمار اين قسمت از سايت  nationmaster.comو گزارش world develop mend Indicator (2003) گرفته شده است.

[2] - ترازنامه انرژي (1382).

[3]- معمارنژاد (1383).

*  به جذب سرمايه‌گذاري خارجي به عنوان ابزاري براي دسترسي به سرريز دانش و تحقيق و توسعه توجه مي‌شود.

[4] - سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور (1383).

صنعت گردشگری ایران

 

 
نمایی از «کاخ آینه» در تخت جمشید.
نمایی از «کاخ آینه» در تخت جمشید.

صنعت گردشگری در ایران از ظرفیت‌های بسیار بالایی برای رشد و توسعه برخوردار است. بر اساس گزارش سازمان جهانی جهانگردی، ایران رتبه دهم جاذبه‌های باستانی و تاریخی و رتبه‌ پنجم جاذبه‌های طبیعی را در جهان دارا است و یکی از امن‌ترین کشورهای منطقه و جهان از لحاظ امنیت برای گردشگران خارجی است.[۱] در سال ۲۰۰۶، در حدود ۷۵۰ هزار گردشگر خارجی از ایران بازدید کرده‌اند و این در حالی است که در این سال ۸۴۲ میلیون جهانگرد در دنیا سفر کرده‌اند. [۲]

به نظر کارشناسان، این صنعت از توسعه‌ای که شایسته‌ی آن است برخوردار نبوده‌است. از دلایل آن می‌توان به آماده نبودن بسترهای اقتصادی مناسب در ایران برای جذب سرمایه‌گذاری در ساخت هتل و سایر صنایع جانبی این حوزه اشاره کرد. [۳] بی‌خبر بودن سرمایه‌گذاران از زمینه‌های موجود در ایران و تبلیغات ضعیف و نیز انتشار اخبار نادرست و منفی از ایران، محدودیت‌هاى اجتماعی و مذهبی برای گردشگران خارجی [۴][۵] و همچنین تنش‌های سیاسی با بعضی کشورهای غربی نیز از دیگر موانع در راه رشد صنعت گردشگری در ایران است.[۶][۷]

در مقایسه با ایران، برخی کشورها توانسته‌اند کارنامه موفقی را در این زمینه از خود برجای بگذارند. به طور مثال تنها در سال ۲۰۰۷ میلادی، حدود ۱۵ میلیون گردشگر خارجی از شهر دبی در کشور امارات متحده عربی در جنوب خلیج فارس دیدار کردند.[۸] این در حالی است که کشور ایران با سهمی کمتر از یک پانزدهم تعداد گردشگران شهر دبی در سال مشابه، تنها کمتر از یک درصد سهم درآمد جهانی از صنعت توریسم را به خود اختصاص داده‌است.[۹] 

مجموعه میراث جهانی پاسارگاد مجموعه‌ای از آثار باستانی برجای‌مانده از دوران هخامنشی است که در ۷۰ کیلومتری شمال مرودشت در منطقهٔ پاسارگاد استان فارس واقع شده‌است.

این مجموعه دربرگیرندهٔ ابنیه‌ای چون کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آبنماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، آرامگاه کوروش بزرگ، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است.

این مجموعه، پنجمین مجموعهٔ ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به علت دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. هر اثر که در فهرست جهانی یونسکو جای می‌گیرد:طبق کنوانسیون میراث طبیعی و تاریخی باید از سوی کشور نگهدارندهٔ اثر مورد توجه ویژه قرار گیرد و انجام هرگونه اقدامی در به خطر افتادن آن ممنوع است.

برگرفته از سایت ویکی پدیا

ادامه نوشته

تورم

تورم

 

اين مقاله موضوع تورم را به طور خلاصه مورد بررسي قرار مي‌دهد. تعريف تورم، انواع تورم، راه‌هاي مبارزه با تورم، معايب و مزاياي تورم، رابطه تورم با توسعه، تأثير تورم بر كشور، كشورهاي موفق در مهار تورم و برخي آمار در مورد نرخ تورم كشورها مطالب اين مقاله را تشكيل مي‌دهند.

 

1- مقدمه

تورم يكي از موضوعات مهم در كشور ماست. همانگونه كه مي‌دانيد در ايران درصد تورم در سالهاي اخير بسيار زياد بوده است به طوري قيمت‌ها در هر سال بسيار افزايش يافته و قدرت خريد مردم كم شده است. اين مقاله اطلاعات بيشتري درباره موضوع تورم ارائه مي‌دهد.

2- تورم چيست؟

تعريف‌هاي مختلفي از تورم وجود دارد که همه آنها تقريباً بيانگر يک موضوع هستند: تورم عبارت است از افزايش دائم و بي رويه سطح عمومي قيمت کالاها و خدمات که در نهايت به کاهش قدرت خريد و نابساماني اقتصادي مي‌شود.

بقیه را حتما در ادامه مطلب بخوانید

منبع:http://www.mgtsolution.com/olib/966952375.aspx

 

ادامه نوشته

گزارش اخیر 6 اقتصاددان بانک جهانی

اختصاصي فارس

گزارش 6 اقتصاددان بانك جهاني از بهبود 10 شاخص اقتصاد ايران در سال 85

خبرگزاري فارس: شش اقتصاددان بانك جهاني از افزايش نرخ رشد، بهبود رشد سرانه توليد، كاهش نرخ تورم و بيكاري، بهبود فضاي كسب و كار، افزايش سرمايه گذاري مستقيم خارجي و اعتبار بخش دولتي، رشد صادرات نفتي و غير نفتي، افزايش ذخاير ارزي و رشد درآمد گردشگري ايران در سال 85 خبر دادند.

متن کامل این گزارش را امروز در سایت قرار دادم

لطفا بقیه را در ادمه مطلب مطالعه فرمایید

با تشکر از انتخاب این سایت

ادامه نوشته

 

سراغاز

اقتصاد توسعه با موضوعات مهمی سرو کار دارد :چه گونگی رشدو تغییر و جوامع. این ها مطالبی هستند که در قلب اثار اقتصاد دانان کلاسیک  به ویژه اسمیت ، ریکاردو و مارکس قرار داشتند پیشگامان اقتصاد توسعه که در نخستین سال های پس از جنگ جهانی دوم ظهور کردند از این پیوند ها و ریشه ها فکری کاملا اگاه بود ند . انان در ابتدای کار، میراث اقتصاد رشد کلاسیک را تشخیص دل مشغول نقش رفتارها و نهادها در حال تغییر در فراگرد توسعه بودند، یعنی همان مطالبی که متخصصان اقتصاد توسعه در سال های اخیر به شدت بر ان ها نسل های پیشین بسیار با ارزش است . زیرا در اثر این تعامل چیز ها بسیار می اموزند ، نه فقط با مفاهیم و ایده ها اشنا می شوند بلکه چه گونگی قضاوت عاقلانه    درباره میزان اهمیت امور را نیز فرا می گرفتند ......

نوشته شده توسط فرزاد دلالیان

بقیه در ادامه مطلب.....

ادامه نوشته

 

نقش صنعت تورسم در اقتصاد ومقایسه ان با ایران

 

 

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ شوراي جهاني سفر و گردشگري اعلام کرد در گزارش ساليانه اين شورا که با عنوان شاخصهاي رقابتي در گردشگري و سفر؛ طي کنفرانس اقتصاد جهاني منتشر شده، 14 معيار اصلي در ارزيابي نهايي و تعيين کشورهاي برتر در حوزه سفر و گردشگري را اعلام کرده است تا تمامي کشورهاي علاقمند به توسعه  اقتصادي و ازجمله گردشگري در طرحهاي خود ملزم به رعايت اين شاخص ها باشند.

ارزيابي سالانه بازار رقابت سفر و گردشگري که امسال (2008) باعنوان "ايجاد تعادل ميان توسعه اقتصادي و تداوم بقاي منابع زيست محيطي" ارائه شده به طور ويژه با تمرکز به وضعيت محيط زيست و حفظ تداوم و سلامت آن تنظيم شده که به عنوان شاخصي براي اندازه گيري و سنجش وضعيت سفر و توريسم، بررسي وضعيت رقابتها و نيز موضوعات بررسي شده در بخشهاي تحليلي اين گزارش درنظر گرفته شده و در آن بر اهميت مسائل زيست محيطي تاکيد شده است.

14 معيار ياد شده در شاخصهاي رقابتي سفر و گردشگري که از سوي شوراي جهاني سفر و گردشگري تعيين شده، شامل مقررات و سياستگذاري ها، وضعيت محيط زيست کشور ازنظر ميزان سلامت و بهره برداري از منابع آن ضمن ايجاد فرصت و توانايي بازتوليد طبيعت، سلامت و بهداشت، امنيت اجتماعي و اولويت بخشي در امور سفر و توريسم است.

همچنين زيرساختهاي کافي براي حمل و نقل هوايي، زيرساختهاي کافي براي حمل ونقل جاده‌اي، زيرساختها و تجهيزات توريستي، برخورداري از امکانات و تکنولوژي‌هاي ارتباطات و اطلاع‌رساني (ICT) قيمت رقابت، منابع انساني، پيوستگي و تعادل ميان سفر و گردشگري با منابع طبيعي و نيز با منابع فرهنگي از ديگر معيارها و شاخصهاي تعيين شده است که درنهايت رتبه گردشگري کشورهاي مختلف را تعيين مي کند. اما همچنان که در ابتداي اين گزارش نيز تاکيد شده اساس و مبناي تمام عبارتها در اين 14 معيار و به طور کلي هرگونه توسعه اقتصادي و ازجمله توسعه توريسم، رعايت تعادل، ظرفيت و توان بازتوليد منابع طبيعي و سلامت زيست‌محيطي است.

شاخصهاي زيست محيطي به حدي برجسته و بااهميت بوده است که در بخشي از اين گزارش آمده است:« با توجه به تاکيد ويژه بر اهميت فوق العاده محيط زيست در گزارش 2008، اين گزارش، عنوان "ايجاد تعادل ميان توسعه اقتصادي و دوام‌پذيري منابع طبيعي و محيط زيست" را برخود دارد.

در خبر ديگري سازمان توريسم جهاني اعلام کرده است که با توجه به اهميت جدي معضل تغييرات آب و هوايي روز جهاني توريسم در سال 2008 در ارتباط منطقي با اهداف توسعه هزاره سازمان ملل متحد به اين مسئله و عوارض آن اختصاص دارد.

براين اساس و به منظور ايجاد آگاهي هاي لازم، در روز جهاني توريسم در سالجاري(2008) که همچون هميشه 27 سپتامبر(شهريور 1387) برگزار مي شود، مسئله توريسم و نقش آن در تغييرات آب وهوايي، به طور برجسته موردتوجه قرار مي گيرد.

در اين اطلاعيه تاکيد شده است که تغيير آب و هوا چالشي جهاني است که جامعه جهاني در زمينه ضرورت توجه جدي به آن توافق کامل دارد. اين موضوع به موازات اهداف هزاره سوم مورداجماع جهاني است.

توريسم نيز درکنار ديگر بخشهاي اقتصادي و اجتماعي نقش و کارکرد خود را در اين زمينه دارد از اينرو سازمان توريسم جهاني در سال 2008 بر دو موضوع تمرکز ويژه خواهد داشت. اين دو موضوع نخست ايجاد آگاهيهاي فزاينده در چارچوب اعلاميه داووس و ديگري تشويق به کاربرد دستورالعملهاي آن توسط همه سرمايه گذاران فعال در بخش گردشگري است.

اکنون شايد روشن شده باشد که چرا سخنان و وعده وعيد مسئولان و متوليان گردشگري کشور در توسعه توريسم به جاي خوشحالي، سبب بروز نگرانيهاي شديد در محافل و افراد مختلف از آگاهان به شرايط اقليمي و منابع طبيعي وزيستي کشور مي شود.

باتوجه به تجارب موجود از توسعه گردشگري در کشور که با عوارضي چون تخريب منابع زيستي و طبيعي در محوطه هايي چون ميانکاله و تصويرهاي مهيبي که از انواع فعاليتهاي مخرب در غارها، کوه ها و انبوه زباله ها در جنگلهاي شمال و اخيرا انبوه زباله در نواحي کويري به بهانه توريسم کويري رخ داده و همچنان ادامه دارد، نبايد از شنيدن توسعه گردشگري و سياستهاي تشويق گردشگران به خود بلرزيم؟

آيا معيارهاي 14 گانه اعلام شده تنها در کشورهاي سوييس و آلمان و اطريش و اخيرا در کشور آسيايي هنگ کنگ و سنگاپور و کشور عربي قطر قابل اعمال است اما در ايران قابل اعمال نيست؟

آيا با ادامه روند کنوني در توسعه گردشگري کشور و توسعه به اصطلاح زيرساختهاي آن نظير هتل سازيهاي غيراصولي در سواحل شمال و احداث تله کابين در همدان و طاق بستان و جاده‌سازي در پارک ملي لار و احداث پل در تالاب انزلي و ... فقدان هرگونه راهکار علمي دقيق براي دفع بهداشتي فاضلاب و زباله هاي توليد شده در مراکز گردشگري يا تخريب هاي ناشي از توسعه راهها، نبايد ترسيد که به زودي اصل سرمايه هاي گردشگري کشور نيز قرباني برنامه‌هاي آني و غيرتخصصي و مديريتهاي ضعيف و ناکارآمد گردشگري شود؟

آيا خسارتهاي رخ داده براي جبران مافات و توقف و تامل به آينده اين نوع توسعه کور و بهره‌کشي‌هاي کور از منابع طبيعي به ويژه زمين و جنگل و رود ودريا کافي نبوده است؟

به راستي 14 معيار اعلام شده از سوي شوراي جهاني سفر و گردشگري در کداميک از طرحها و پروژه هاي توسعه توريسم و زيرساختهاي گردشگري کشور مبناي عمل قرار گرفته......