سراغاز

اقتصاد توسعه با موضوعات مهمی سرو کار دارد :چه گونگی رشدو تغییر و جوامع. این ها مطالبی هستند که در قلب اثار اقتصاد دانان کلاسیک  به ویژه اسمیت ، ریکاردو و مارکس قرار داشتند پیشگامان اقتصاد توسعه که در نخستین سال های پس از جنگ جهانی دوم ظهور کردند از این پیوند ها و ریشه ها فکری کاملا اگاه بود ند . انان در ابتدای کار، میراث اقتصاد رشد کلاسیک را تشخیص دل مشغول نقش رفتارها و نهادها در حال تغییر در فراگرد توسعه بودند، یعنی همان مطالبی که متخصصان اقتصاد توسعه در سال های اخیر به شدت بر ان ها نسل های پیشین بسیار با ارزش است . زیرا در اثر این تعامل چیز ها بسیار می اموزند ، نه فقط با مفاهیم و ایده ها اشنا می شوند بلکه چه گونگی قضاوت عاقلانه    درباره میزان اهمیت امور را نیز فرا می گرفتند .

تاکید شومپیتر بر نو اوری ارتباط زیادی با توسعه دارد . او بین اختراع ها یعنی اید ه ها بایدیا مفاهیم و نو اوری تمایز قایل می شود شومپیتر (1939)0 برای یعنی باید منجر به نواوری شوند این ترکیب ها عبارتند از ارایه یک کالای جدید با کیفیتی جدید ، ارایه روش جدید تولید ارایه یک بازار جدید ،ارایه منبع جدیدی می توانند سودهای رو به کاهش را جبران کنند.

مدل شومپیتر رقابت ،مبنی بر نو اوری ها ، به عملکرد کار افرینانه بستگی دارد . دارد که این ها به عنوان دانش فردی پذیرفته و از طریق استعداد های انسانی به به کار گرفته شوند.

عقب ماندگی افراد به عنوان به عوامل اقتصادی،علت و نتیجه نا گوار فقر است . پیشرفت حمایت می شود . غیر از این ، از طریق ایجاد و حمایت ( امانه حمایت بیش از حد)از حقوق مالکیت عقلانی فرد استفاده از معیارهای نظارتی و مالیاتی برای پاداش دادن به شرکت های که نواوری به شرکت های که نواوری می کنند ، مساعدی را به وجود اورد. قطعا" خود کشور رو به توسعه نقش مهمی در تولید ایده ها، دانش اطلاعات دارد . ولی در مراحل اولیه فراکرد توسعه باید به انتقال ایده ها از طریق تجارت بین المللی ،سرمایه گذاری مستقیم خارجی و انتقال فن اوری تکیه کرد. شاید تاًثیر اموزشی تجارت حتی از واردات کالاهای مادی نیز مهم تر باشد بیش از کمبود هر عامل دیگری ، این نقص دانش است که مانع فرا گیری بر سر راه توسعه به شمار می رود . با وجود این دانش یک کالای جهانی است و ارتباط با اقتصاد های پیشرفته تر تنها را سریع فائق امدند بر این نقص است . برای دست یابی به پیشرفته فنی چاره ای جز وارد کردن دانش و مهارت های فنی نداریم ،وارد کردن ایده ها محرک بالقوه توسعه به شمار می رود و نه فقط برای تغییر اقتصادی بلکه برای پیشرفت های سیاسی و اجتماعی  فرهنگی که شرط لازمه پیشرفت اقتصادی اند ، امری حیاطی است . اگر از موفقیت ها و شکست های اقتصادی و قرض گیری و انطباق گزینشی را تسهیل کنیم ، دراین صورت تجارت خارجی می تواند به نحو قابل ملاحظه این سبب تسریع توسعه کشورها

 

شود.

در اواسط قرن نوزدهم ، جان استیوارت میل چنین گفت بسیار دشوار است که در

شرایط کنونی که نوع بشر از رفاه اندکی بر خوردار است ،بتوانیم برارزش ارتباط

ارتباطی همواره  به خصوص در عصر حاظر  یکی از منافع اصلی پیشرفته

است از این رو بر قراری تجارت ایده ها منافع پویایی در بر دارد . در واقع رومر

صنعتی برای ایجاد ارزش اقتصادی به کار می رود ، دست رسی ندارد.

باسو عقیده دارد تا جایی که به رشد درامد مربو ط می شود باید کانون توجه ما

حال و روز فقیر ترین مردم و نرخ رشد درامد سرانه پنجک فقیر ترین افراد

جامعه باشد . بسیار مهم است که به موضوع تقریبا" فراموش شده تعامل راهبردی

بین اهداف کشورهای مختلف و موضوع اخلاقیات شرطی ناشی از ان توجه می

کنیم.مهم تر از این همه که تجربه اثار زیان بار مداخله دولت بر انتقادهای متداول

صحه گذاشت . علاقه اقتصاددانان به برنامه نویسی یا برنانه ریزی توسعه به طور

مداوم کاهش یا فت . به رغم خوش بینی نسل پیشین و کوشش های اگاهانه دولت ها

برای شتاب دادن به توسعه متاسفانه معلوم شد که در بسیاری از کشورهای فقر

توده دیگری هنوز وجود دارد ؛شمار زیادی از مردم بی کار یا دچار اشتغال

ناقص اند ،شمار افراد مبتلا به فقر افزایش یافته و نا برابری بیشتر در توزیع

درامد و داری ها به وجود امد ه است.برای توضیح این نا کامی ها  عده زیادی

تقصیر را به گردن انحراف های ناشی از القای سیاست و نارسایی های غیر بازار

حاصل از سیاست های عمومی انداختند . انتقاد های خاصی نیز معطوف به غفلت

از کشاورزی ، نا کارامدی شرکت های تجار دولتی اثار زیان بار صنعتی شدن

مبتی بر جایگزینی واردات و توازن کسری پرداخت ها شد.

در 1952دبلیو . ارتور لویس می توانست چنین بگوید :

برنامه ریزی در کشورهای عقب مانده نسبت به برنامه ریزی در کشورهای

پیشرفته وظایف بسیار سنگین ترین را بر دولت ها تحمیل می کند . در کشورهای ،

دولت کارهای زیادی را می تواند بر عهده کار افرینان بگذارد . در کشورهای عقب

مانده باید مراکز صنعتی ایجاد کند در کشاورزی انقلاب کند ارزهای خارجی را با

 

شدت بیشتری کنترل بکند و افزون بر ان خدمات عمومی و/ یا قانون گذاری

معمولی اقتصادی نیزبر عهده دولت است. همه این ها کارها را باید ادارات دولتی

انجام دهند که معمولا" بسیار سطح پایین تر از یک کشور پیشرفته اند.

نسل دوم

اگر نسل اول اقتصاددانان تئسعه به واقعیت بی توجه بودند و خود را وقف نظریه

های بزرگ راهبردی کلی کرده بودند ،نسل دوم تقریبا" اخلاق گرا و به واقع

گرایی تلخ مبتنی بر اصول بنیادین اقتصاد نئو کلاسیک ها متعهد بودند . هاربرگر

می توانست خطاب به دولت های کشور های رو به توسعه بگوید اقتصاد برای شما

خوب است منظور از او اقتصاد تحلیل نئو کلاسیک به عنوان سیاست گذاری بود.

 

وظایف نسل جدید:

گرچه در اخر قرن بیستم نسل دوم اقتصاد دانان توسعه نسبت به اواسط این قرن به

موفقیت های بسیار بیشتری دست یابد ولی بدیهی است که کارهای نا تمام و مسایل

حل نشده زیادی برای نسل جدید باقی مانده است اگر اکنون بخواهیم برای اینده

تعیین تکلیف کنیم جسورانه و غیر واقع بینانه عمل کرده ایم ولی می توانیم به

برخی عنوان ها محور که شایان توجه اند اشاره کنیم.

ورای رشد درامد :الگوهای رشد و توزیع درامد:

هنوز هم نخستین کار نسل جدید درک معنای  توسعه اقتصادی است به نظر نسل

قدیمی ، غایت توسعه عبارتند از افزایش سرانه درامد واقعی یا از نظر قدرت

خرید ،شاخص برابری قدرت خرید درامد سرانه از طریق رشد محصول نا خالص

داخلی اما انان به تدریج دریافتند که توسعه به معنای رشد به علاوه تغییر است و

این تغییر متضمن غایت های دیگری غیر از رشد ساده محصول ناخالص داخلی

است . تاکید بر رشد کیفی یا الکوی رشد مطلوب ، معیارهای وسیع تری از قبیل

کاهش فقر،عدالت توزیعی ،حمایت های زیست محیطی،یا تاکید سن بر استحقاق ها

 

و پیشبرد قابلیت های انسانی(سن 1983)و اخیرا"به عنوان ازادی(سن 1999) را

در بر می گیرد . در این دیدگاه وسیع تر رشد درامد واقعی محصول نهایتا" 

دغدغه که ارزش ان به شدت مشروط به نقش علی ان در پیشبرد اموری است که

ذاتا" با ارزش تر هستند. (سن 0994:367). سیاست های موفق توسعه نه فقط باید

چه گونگی حصول رشدسریع تر درامد واقعی را تعیین کنند ، بلکه همچنین باید

بگونه چه گونه می توان از درامد واقعی برای دست یابی به دیگر ارزش ها

موجود در توسعه استفاده کرد.

 

اشتغال زایی

هرگاه نیروهای موجود در برخی نظام های رشد برخی گروه ها را به فقر مبتلا

کنند، ابداع سیاست های دولتی مناسب برای رهایی این گروه ها از چنگال فقر

ضرورت بیشتری پیدا می کند . کار اضافی همچنان یکی از مشکلات محوری

توسعه خواهد بود . نیاز به ایجاد شغل نیز بسیار شدید خواهد بود ، زیرا در دو دهه

اینده نیروی کار جهان 40 افزایش خواهد یافت که95 درصد این افزایش در

کشورهای رو به توسعه خواهد بود ؛یعنی در جایی که کمتر از 15 درصد سرمایه

گذاری سرمایه جهانی صورت خواهد گرفت (سامرز1991:5)برای کاهش فقر به

وسیله بهره وری و عایدات رو به افزایش ، دو لت ها مجبور به ابداع سیاست های

مناسب در چهار بخش اقتصاد خواهند بود : بخش روستایی ، بخش غیر رسمی

شهر،بخش صادرات،و بخش اجتماعی.

 

اظهار نظر مایکل لیپتن :

 

در رشد از درامد میانگین یک کشور به درامد میانگین پنجک فقیر ترین افراد ان

 

در توسعه انسانی از شاخص تجمعی به غبر تجمعی

 

در مشاوره به سوی پیشینه سازی مشترک ضمنی با استفاده از اخلاقیات مشروط

 

در موضوعات بین الملل به سوی اجتناب از تعادل های جدید (بد)مربوط به معمای زندانیان.

 

 

توسعه انسانی :از شاخص توسعه انسانی به

(یک روز دیگر ،یک دلار دیگر)

باسو به درستی تاکید می کند که توسعه انسانی بسیار مهم تر از ان است که با یک

 

نماکر تقلیل دهنده سنجیده شود . این امر خیلی بد است که اقتصاد دانان ،هواپیما و

 

کنسرتوهای و یولن را نیز به محصول ناخالص اضافه می کنند . با این وجود این

 

برخلاف شاخص توسعه انسانی محصول ناخالص داخلی مجموعه ا یی است که

 

برای ان دلایل خوب و نظریه های خرد قابل ازمایش درباره علل تغییر و تعدل ،

 

مثبت یا منفی ،بین چنین تغییری و دیگر نیاز ها و معیارهای قابل فهمی برای چه

 

گونگی ارزیابی مولفه ها یعنی از طریق قیمت های نسبی وجود دارد گر چه قرار

 

باشد با چنین قیمت ها یی هزینه جانبی تولید و مطلوبیت نهایی حاصل برای هر

 

مصرف کننده محاسبه کنیم.

 

تامین اموزش پایه یی کاهش فقرر ،حفظ محیط زیست و ایجاد یک چارچوب

 

حقوقی و تقویت نظام مالی این گزارش اعمال مشترک مجریان موفق را ذکر کرد:

 

سرمایه گذاری بر مردم ،از طریق اموزش و مراقبت های بهداشتی

 

بهبود بخشیدن عملکرد بازار ،رقابت و شرایط داد و ستد

 

گشودن اقتصادها به روی تجارت و سرمایه گذاری بین الملل

 

درست کردن سیاست اقتصاد کلان

 

ترکیب کردن فعالیت های دولتی و ازاد سازی بازار به منظور حصول حداکثر

 

نتیجه.

پی امد های توسعه

 

توسعه باید مشمول گرا باشد و به نسل های اینده و کره رمینی بیا ندیشد که به انان

به ارث خواهد رسید راهبرد توسعه اگر بخواهد به موفقیت دست یابد باید مردم را

نیز در گیر توسعه کند بنابراین معیار های توسعه باید چیزی بیش از میزان رشد

اقتصادی را در برگیرد برابری،پر اکنش،ترکیب؛و پایداری این رشد همگی به یک

میزان مهم اند.  رشد سرانه محصول نا خالص داخلی اغلب به عنوان پیشرفت

اجتماعی و توسعه پایدار سطح زندگی مورد استفاده قرار گرفته است ،یک علت

این امر پیوستگی پیشرفت اجتماعی بارشد محصول ناخالص داخلی است و علت

دیگر ان مصلحت اندیشی است (نشان دادن میزان رشد محصول نا خالص داخلی با

عدد و رقم کار تقریبا"اسانی است)امروز می دانیم که اتکا به محصول نا خالص

داخلی به عنوان تنها معیار رفاه ،باز دارند و گم راه کننده .افزون بر این ،به

معیارهای چند بعدی شامل شاخص های توسعه انسانی و شاخص های منابع طبیعی

و پایداری زیست محیطی نیاز داریم.

 

رشد نا برابری و فقر

کسانی که فقر را مساوی فقدان درامد یا کالاها می دانستند ،به طبع توجه خود را

به راه های افزایش درامد سرانه از طریق رشد توسعه اقتصادی  به عنوان راهبرد 

بالقوه کاهش فقر معطوف ساختند . سوال این بود که ایا افزایش درامد فقرا هم به

اندازه بقیه جامعه است یا این که این افزایش فقر را شامل نمی شود .

توسعه انسانی و رشد افزون بر وابستگی های متقابل میان جنبه های گوناگون

توسعه انسانی ،پیوندهای مهمی بین توسعه انسان و ظرفیت کسب درامد وجود

دارد،درامد هم عمل تعیین کننده و هم پی امد مهم توسعه انسانی است . را خاص

مشارکت فقرا در رشد عبارت است از افزایش استفاده یا افزایش بهره وری استفاده

از فراوان ترین دارایی ان ها یعنی کار ولی برخی خصایص ذاتی فقر کمبود

اموزش ،تغذیه ضعیف و بهداشت اندک نیز تاثیرات عملی برظرفیت فقرا برای

کار دارند بعضی از پیوندهای افزایش دهنده یا کاهش دهنده قابلیت های فقرا می

تواند نشانه کنش های متقابل گونا گون توسعه انسانی و رشد باشد

 

استاندارد های زندگی

هم اقتصاد دانان و هم مورخان اقتصاد به طور روز افزون به توسعه از معیارهای

مربوط به استاندارد زندگی پرداخته اند که نسبت به دست مزد های واقعی یا سرانه

محصول نا خالص داخلی واقعی از جامعیت بیشتری برخوردارند . علت این امر تا

حدودی ان است که صاحب نظران به طور روز افزونی به جای درامد ها ی مردم

به زندگی ان ها توجه کرده اند ،دلیل این امر ان است که در بیشتر شرایط یک

عنصر مهم رفاه نه از طریق تسلط فردی بر منابع بلکه از طریق دولت تامین می

شود این مطلب درباره بهداشت اموزش در بسیاری از کشورها صادق است و

عموما"درباره حقوف مدنی و سیاسی صدق می کند.

هاف و استیگلیتز به این موضع نئوکلاسیگی پاسخ می دهند دیدگاه انان به اختصار

این است که مقوله نارسایی دولت بسیار گسترده تر از ان است که مفید باشد دولت

ها همیشه شکست نمی خورند و حتی و قتی شکست می خورند درجاتی از نارسایی

داریم ،عبارت است از یک نظر مفصل بندی شده درباره این که چراو چه وقت

دوات ها شکست می خورند که بخش مهمی جالب مقاله انان خواننده را با برخی

ابعاد بالقوه چنین نظریه ای اشنا می کند.

انچه در مقاله هاف و استیگلیتز و جود ندارد و شایدمنطقی هم باشد ،دیدگاه انان

در این باره است که قلمرو . مناسب دولت چه می تواند باشد به خصوص معلوم

نیست که پس از درک بهتر دولت بخواهیم به دیدگاه کلاسیگی کذشته باز گردیم .

هاف و استیگلیتز تلویحا" می گویند که لزومی ندارد به این مطلب بپردازیم ولی

چیز زیادی در این باره نمی گویندکه چرا وچه وقت ممکن است بخواهیم از دستور

کار متداول دور شویم این هما چیزی است که به ان می پردازیم اظهار نظر من

ضرورتا"مبتنی بریک دیدگاه بسیار ارتجالی درباره دولت است ولی ا ین مزیت را

دارد که کاملا" اختصاصی است و بنابراین شاید برای ترویج جهان بینی متمایزی

که به تلویح در فصل انان وجود دارد کار امد تر باشد.

محاسن و معایب مداخله دولت

 

به نظر من ضعف نظریه کلاسیگ ای است که تمایل دارد توجه خود را بر سیاست

 

های منفی حذف تحریف ها در تخصیص منابع متمرکز کند ،وبه سیاست های مثبت

 

بهبود چارچوب نهادی یک کشور روبه توسعه  بی توجه است . نظریه بین الملل

 

رسمی فرض می کند که چار چوب نهادی داخلی کاملا" توسعه یافته است که

 

الگوی اقتصاد مبتنی بر رقابت کامل بدو اصطکاک مثال بارز ی امر است با

 

وجود این هدف از گزینش ای الگو صرفا" ان است که بتوانیم تحریف هارا بطور

 

نظری به صورت انحراف هایی از تخصیص بهینه منابع تعریف کنیم . وقتی ما

 

کار خودرا از چار چوب نهادی داخلی کاملا"توسعه نیافته اغاز کنیم ،مسلما"به

 

سیاست های مثبت دولتی نیاز داریم تا نظام بازار بتواند به نحو مطلوب تری از

 

کاهش هزینه ها هزینه های معاملاتی و اطلاعاتی استفاده کند.

 

بازارهای و ازادی معاملات

 

نقش بازارها . این جا هم ازادی معاملات و معامله فی نفسه بخشی از ازادی های

 

اساسی است که مردم برای با ارزش شمردن ان ها دلیل دارند این مطلب با

 

موضوع بیشتری مورد بحث کارایی بازارها در ایجاد رفاه اقتصادی کاملا" تفاوت

 

دارند . این که به طور کلی مخالف بازارهای باشیم به همان اندازه عجیب است که

 

به طور کلی مخالف مکالمات مردم با یکدیگر باشیم . ازادی مبادله کلمات کالاهای

 

یا هدیه ای نیازی به توجیه دفاعی مبتنی بر تاثیرات مطلوب ولی مبهم ان ندارد این

 

امور بخشی از روال زندگی اجتماعی انسانها و تعامل ان ها با یکدیگرند . مگر

 

این که دستوری یا فرمانی انهارا ممنوع بکند.

فرصت های اجتماعی

دولت و جامعه می توانند در جهت تسهیل ان ها گام بردارند برای مثال اموزش

 

همگانی ابزار موثری در ازاد سازی مردم از بند بی سوادی و جهل بوده است .

 

این ازادی فی نفسه ارزشمند است ولی در عین حال به توسعه اقتصادی وحتی به

 

کاربرد متساوی تر سازو کار بازار و به ازادی موثر و ناشی از رفاه اقتصادی

 

کمک می کند . نقش توسعه قابلیت های انسانی در رشد اقتصادی سریع ژاپن به

 

طرز چشم گیریاین درس را که درتجربه غرب مضمر است تقویت می کند . هنگام

 

احیای سلطنت میجی در نیمه دوم قرن نوزدهم ،میزان با سوادی ژاپن  بیشتر از

 

اروپا بود ، هر چند اروپا در توسعه صنعتی پیشگام به شمار می رفت . در فاصله

 

سال های 1911،1906 ،اموزش 43 درصد از بودجه های شهری و روستایی

ژاپن را به خود اختصاص داد . در نخستین سال های قرن بیستم بی سوادی بسیار

کم بود و در واقع در1913 تعدادکتاب های منتشر شده در ژاپن دو برابر ایالات

متحده شد دست اوردهای بزرگ چند دهه گذشته اقتصادیهای اسیای شرقی و جنوب

شرقی هم رابطه نزدیکی با تاثیر تعامل گسترش اولیه و پی امد های گسترده ان

دارد.

منبع : کتاب پیشگامان توسعه اینده در چشم انداز

نشرنی

ترجمعه دکتر غلامرضا ازاد (ارمکی)

 

باتشکر از استاد گرامی

و فرزاد دلالیان