جایگاه ITدراقتصاد کره

قبل از اينكه جايگاه ITC را در كره مورد بررسي قرار دهيم بايد ببينيم متغيرهاي اصلي اقتصاد كلان كره در چه وضعيتي قرار دارند؟ يكي از متغيرهايي كه هميشه مورد بحث است GDP يا همان توليد ناخالص داخلي است. كره در سال 2007 براساس معيار GDP داراي رتبة 13 در جهان بوده و در آسيا رتبه چهارم را داشته و پيش‌بيني مي‌شود با اين وضعيت تا سال 2020 يكي از سه كشور اول ثروتمند دنيا خواهد بود.

توليد ناخالص سرانة داخلي كشور در سال 1963 نزديك به يكصد دلار بود كه در سال 95 آن را به 10 هزار دلار مي‌ر‌سانند و طي 10 سال اخير مجدداً آن را به 5/2 برابر مي‌رسانند يعني الآن براي سال گذشته GDP سرانه نزديك به 25 هزار دلار بوده. سهم بخش كشاورزي در GDP 2/3 درصد است.
صنعت نزديك به 40 درصد، خدمات 57 درصد، نرخ تورم 5/2 درصد در سال 2007، اگر به نرخ تورم اكثر كشورهاي دنيا نگاه كنيد عموماً همه تك‌رقمي هستند. جمعيت زير خط فقر هم 2 درصد بوده است. توزيع جمعيت شاغل در بخش كشاورزي 5/7 درصد،‌ بخش صنعت 17 درصد و خدمات 75 درصد،‌ نرخ بيكاري در سال 2007، 2/3 درصد بوده است.
عمدة صنايع در اين كشور در اين حوزه‌ها مشغول هستند. الكترونيك، اتومبيل، محصولات شيميايي، كشتي‌سازي، نساجي و صنايع غذايي.
صادرات اين كشور در سال گذشته 372 ميليارد دلار بوده و شركاي عمده‌اش چين با 22 درصد، آمريكا 5/12 درصد، ژاپن 1/7 درصد و هنگ‌كنگ با 5 درصد هستند. واردات اين كشور نزديك به 357 ميليارد دلار است كه در سال 2007 شركاي عمده‌اش عبارتند از: چين 18 درصد، ژاپن 16 درصد، كشورهاي عربستان سعودي و امارات بعد از آنها قرار مي‌گيرند كه عمدة‌ واردات به نفت خام برمي‌گردد. به صورت مشخص شاخص كلان رشد اقتصادي طي سال‌هاي 95 تا 2007 از 5.2 درصد شروع مي‌شود و در سال گذشته نزديك به 5 درصد رشد اقتصادي دارد. درآمد ناخالص ملي از يكصد دلار در سال 1963 شروع مي‌شود تا 2006 به 18 هزار دلار مي‌رسد و  سال گذشته كه 25 هزار دلار رقم درآمد ناخالص ملي سرانه‌اش بوده است.
بالاترين سطح نرخ بيكاري به سال 1998 و 1999 برمي‌گردد به طور مشخص بايد گفت بحران مالي سال 1997 مهمترين عامل گسترش بيكاري بوده است به اين خاطر نرخ بيكاري به علت نوسانات اقتصادي خيلي بالا بود ولي بعد از سال 2000 آن هم به زير 4 درصد مي‌رسد. نرخ تورم كشور در تمام سال‌هاي گذشته زير 5 درصد بوده كه براي سال 2007، 5/2 درصد نرخ تورم داشته است. در تمام سال‌هاي 98 تا 2007 هميشه صادرات بر واردات فزوني داشته و تفاوت صادرات و واردات مازاد تجاري را مي‌سازد كه در 2007 نزديك به 15 ميليارد دلار مي‌شود.
بعد از اينكه تصويري كلي از متغيرهاي اقتصادي كره داشتيم حالا مي‌خواهيم ببينيم نقش صنعتIT  در اقتصاد رو به توسعة كره چيست؟ طبق آمار در سال‌هاي 2000 تا 2005 رشد سالانة اين صنعت در كره جنوبي نزديك 5/38 درصد بوده كه سهم صادرات IT در سال 2005 از كل صادرات 36 درصد بوده است. شما ا گر صادرات 2005 اين كشور را كه حدود 379 ميليارد دلار است در 36 درصد ضرب كنيد، مي‌بينيد نزديك 102 ميليارد دلار فقط سهم صادرات IT اين كشور مي‌شود كه عمدتاً شامل گوشي‌هاي موبايل، تلويزيون‌هاي ديجيتال، مانيتورها و غيره مي‌شود.
سهم IT از GDP در سال‌هاي 2000 تا 2005 به طور دقيق‌تر نشان داده مي‌شود سهمIT از GDP كل در 2000، 5/9 درصد بوده كه در سال 2005 به 15 درصد مي‌رسد و در خود بخش يعني رشد IT در خود بخش 32 درصد در 2000 تا 46 درصد در 2005 بالا مي‌رود. نكتة‌جالب اينكه اين صنعت نقش بسياري در تثبيت قيمت‌ها داشته. طي سال‌هاي 2000 تا 2005 توانسته شاخص CPI يعني شاخص قيمت مصرف‌كننده را به ميزان 22/0 درصد و شاخص قيمت توليدكننده را به ميزان 15/1 درصد كاهش دهد. در صورتي كه اگر به آمارهاي همين سال‌ها نگاه كنيد نرخ CPI نزديك به 2/3 درصد و شاخص توليدكننده 8/1 درصد بوده است.
كل بودجه‌اي كه دولت در اين بخش صرف مي‌كند در سال 2004 بالغ بر 3/2 ميليارد دلار است كه از اين ميزان 30 درصد در خود دولت سرمايه‌گذاري شده است.
يكي از شركت‌هاي بسيار قوي و مؤثر در اين صنعت سامسونگ است كه گفته مي‌شود به تنهايي 20 درصد از درآمدهاي ارزي ناشي از صادرات فقط مختص اوست.
بخش بعد كل توليدات فناوري اطلاعات است كه طي سال‌هاي 98 تا 2005 به رقم 233 ميليارد دلار رسيده است و صادرات IT برحسب يكصد ميليون دلار در 2005 به 1023 كه درواقع 102 ميليارد دلار مي‌شود افزايش پيدا كرده است.
معمولاً وقتي در صنعت IT صحبت مي‌شود شاخص‌هاي رايج را مورد بررسي قرار مي‌د هند. براساس شاخص‌هاي بين‌المللي ICU (اتحاديه بين‌المللي مخابرات) معمولاً سرانه تلفن، موبايل و غيره را لحاظ مي‌كند و ميزان توسعه‌يافتگي را در آن بخش‌ها مورد بررسي قرار مي‌دهند.
نگاه كنيد 3 شركت عمده در تلفن ثابت هستند كه شركت KT به تنهايي 21 ميليون نفر را در 2007 پوشش داده، شركت هانارو حدود 2 ميليون و شركت جديد ژاپن حدود 166 هزار نفر روي هم 23 ميليون نفر از خدمات تلفن ثابت استفاده مي‌شكنند.
در موبايل FKT، 21 ميليون نفر مشترك دارد. KTF، 13 ميليون و LVD، 7 ميليون كه در مجموع 43 ميليون نفر داراي موبايل هستند. در مورد اينترنت،‌كاربران از سال 1999 رقمشان از 10 ميليون نفر به 31 ميليون نفر در سال 2004 افزايش پيدا مي‌كند. نرخ كاربران اينترنتي در يكهزار نفر در سال 2004 به ازاي هر يكهزار نفر 70 نفر كاربر اينترنتي هستند. مشتركين اينترنتي كه از خدمات استفاده مي‌كنند در سال 2003 تقريباً 11 ميليون نفر از يك خدمات استفاده مي‌كنند.
كامپيوتر شخصي در 2004 حدود 16 ميليون،‌كامپيوترهايي كه در محيط تجاري استفاده مي‌شود 9 ميليون و روي هم 26 ميليون نفر داراي PC هستند. زيرساخت‌هاي ITC: تلفن در 2004، 22 ميليون نفر، موبايل حدود 31 ميليون نفر و كاربران اينترنت 22 ميليون نفر هستند.
يكي از بحث‌ها مربوط به مقايسة اينترنت پرسرعت در ميان چند كشور در سال 2002 است، با وجود اينكه ميزان استفاده از اينترنت در كره 70 درصد است هزينة‌ماهانة ADSL اينترنت پرسرعت 30 دلار در ماه است يعني كمتر از سنگاپور، استراليا،‌انگلستان،‌آمريكا و هنگ‌كنگ.
تجارت الكترونيكي از 2000 تا 2003 از 5/4 درصد تا 5/16 درصد رشد داشته و اين مبلغ تقريباً در سال 2003 حدود 2 ميليارد دلار مي‌شود. تعداد كاربران بهره‌مند از بانكداري آنلاين و موبايل. اين رقم تا سال 2004 هميشه سير صعودي داشته و به مرز 24 ميليون نفر در 2004 رسيده است. بانكداري الكترونيكي رو به افزايش است يعني افرادي كه از اينترنت بانكي استفاده مي‌كنند روند فزاينده دارد. كاربراني كه داراي امضاي الكترونيك هستند نزديك به 10 ميليون نفر در سال 2004 است با امضاي الكترونيك خريد مي‌كردند.
مي‌خواهيم ببينيم علل رشد فزايندة IT در سال‌هاي اخير در كره چيست؟ در سال 2004 استراتژي كه توسط دولت كره دنبال شد و سرمايه‌گذاري بسيار قابل توجهي روي آن كردند استراتژي معروف به IT هشت ضلع بود. اين استراتژي در فورية 2004 با هدف رساندن GDP سرانة اين كشور به 30 هزار دلار درآمد سرانه پيش‌بيني شده يعني تا 2010 بنا دارند به اين سهم برسند كه رسيده‌اند.
اين استراتژي كه گفتم داراي 8 سرويس و 3 زيرساخت و 9 محصول يا دستاورد است كه از شرح تفصيلي آن صرفنظر مي‌كنم. در حوزة MFCGA اولي تكنولوژي است كه ديتا و عكس را به صورت پرسرعت در اختيار همه قرار مي‌دهند. دولت در سال 2005 حدود 4 ميليارد دلار در ا ين تكنولوژي خرج كرده بحث wireless كه از اينترنت استفاده كرد تازه در ايران شكل مي‌گيرد.
نتيجه‌گيري آخري كه خدمت دوستان عرض مي‌كنم اينكه مطالعه‌اي صورت گرفته توسط 2 اقتصاددان برجستة توكيو كه آمدند بررسي كردند از سال 1997 تاكنون اقتصاد كره و ژاپن را كه موتور رشد آنها چيست؟ دقيقاً به اين نتيجه رسيدند كه از دهة 90 به بعد صنعت IT بسيار تأثيرگذار بوده روي اقتصاد اين كشور و عمده‌ترين چيزي كه شتاب مي‌بخشد به اقتصاد كشور فقط و فقط IT  است. اميدوارم در كشور ما نيز هرچه سريع‌تر مقدمات و زيربناهاي مورد نياز در اين صورت به شكل عالمانه فراهم گردد.

20 عامل عقب ماندگی ایرانیان

اولين‌ محور مداخله‌ كشورهاي‌ خارجي‌، استعمار و انواع‌ و اقسام‌ سلطه‌طلبي‌ها بوده‌ است‌. دومين‌ نكته‌ رژيم‌هاي‌ سياسي‌ حاكم‌ و مساله‌ سوم‌ تلقي‌ مردم‌ از دين‌ بوده‌ است‌.
اين‌ سه‌ عامل‌ تاكنون‌ بيشتر مورد تاكيد بوده‌ است‌ و بسته‌ به‌ ديدگاه‌هاي‌ مختلف‌ بر يكي‌ از اين‌ عوامل‌ بيشتر تاكيد شده‌ است‌. اگرچه‌ معمولا كسي‌ هم‌ نيست‌ كه‌ دو عامل‌ را انكار كرده‌ باشد. اما مساله‌اي‌ كه‌ مهمتر از اين‌ سه‌ عامل‌ است‌ وضع‌ فرهنگي‌ مردم‌ است‌. به‌ تعبير ديگر آسيب‌شناسي‌ فرهنگي‌ مردم‌ ايران‌ و اينكه‌ به‌ لحاظ‌ فرهنگي‌ چه‌ امور نامطلوبي‌ در ذهن‌ و ضميرشان‌ راسخ‌ شده‌ است‌. بنابراين‌ سخنان‌ من‌ به‌ معناي‌ انكار سه‌ عامل‌ ديگر نيست‌. ولي‌ تاكيد بر اين‌ است‌ كه‌ مهم‌تر ازآن‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ ماست‌.
در باب‌ نگرش‌هاي‌ فرهنگي‌ هم‌ من‌ يك‌ تفسير دوگانه‌ دارم‌. من‌ معتقدم‌ وقتي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ از ماست‌ كه‌ بر ماست‌ و اينكه‌ گفته‌ مي‌شود ما بايد از درون‌ تغيير كنيم‌ دو نوع‌ تغييركردن‌ مراد است‌ كه‌ من‌ به‌ يك‌ نوع‌ آن‌ مي‌پردازم‌.
گاه‌ وقتي‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ ما بايد عوض‌ شويم‌ يعني‌ تا ما رفتار اخلاقي‌ سالمي‌ نداشته‌ باشيم‌ وضعمان‌ بهبود پيدا نمي‌كند و اين‌ نكته‌ گفته‌ مي‌شود كه‌ سود سرانجام‌ و بالمعاد همه‌ در اخلاقي‌ زيستن‌ است‌. اين‌ اخلاقي‌ زيستن‌ يكي‌ از دو بخش‌ مطلب‌ محل‌ اشاره‌ من‌ است‌. اما وضع‌ فرهنگي‌ به‌ بحث‌ اخلاقي‌ ما بستگي‌ ندارد و به‌ يك‌ سري‌ نگرش‌هاي‌ ذهني‌ هم‌ بستگي‌ دارد و من‌ مي‌خواهم‌ به‌ اين‌ نگرش‌هاي‌ ذهني‌ بپردازم‌.
نگرش‌هاي‌ ذهني‌ اموري‌ هستند كه‌ آگاهانه‌ يا ناآگاهانه‌ در ما راسخ‌ شده‌اند و ما در همه‌ كنش‌ها و واكنش‌ها تحت‌تاؤير اين‌ نگرش‌ها هستيم‌ كه‌ لزوما جنبه‌ اخلاقي‌ هم‌ ندارد و براي‌ تغيير آنها نبايد رفتار اخلاقي‌ ما تغيير كند. برعكس‌ اين‌ نگرش‌ها هستند كه‌ اخلاق‌ ما را به‌ سمت‌ ناسالمي‌ مي‌كشند. مي‌شد اين‌ نگرش‌ها را تحت‌ عنوان‌ جامعه‌شناسي‌ قوم‌ ايراني‌ بحث‌ كرد. اما موضوع‌ بحث‌ من‌ درباره‌ جامعه‌شناسي‌ ايران‌ معاصر نيست‌. به‌ تعبير ديگر من‌ به‌ اين‌ بحث‌ نمي‌پردازم‌ كه‌ شاخه‌اي‌ از روان‌شناسي‌، روان‌شناسي‌ اقوام‌ است‌ و شاخه‌اي‌ از جامعه‌شناسي‌ و روان‌شناسي‌ مربوط‌ به‌ اقوام‌ است‌. بنابراين‌ سخنان‌ را نبايد در عداد كتاب‌ روح‌ ملت‌هاي‌ زيگفريد يا نوشته‌ مرحوم‌ بازرگان‌ كه‌ گفتند زيگفريد به‌ روح‌ ملت‌ ايران‌ نپرداخته‌ و من‌ به‌ روح‌ ملت‌ ايراني‌ مي‌پردازم‌ تا نوشته‌ كامل‌تري‌ مي‌شود قرار داد. آن‌ بخش‌ از مسائل‌ فرهنگي‌ كه‌ به‌ نگرش‌هاي‌ ايرانيان‌ مربوط‌ مي‌شود من‌ بيست‌ عامل‌ را احصا كرده‌ام‌. استدلال‌هاي‌ من‌ هم‌ بر اين‌ مطالب‌ بيشتر درون‌نگرانه‌ است‌. يعني‌ مخاطب‌ بايد به‌ درون‌ خودش‌ مراجعه‌ كند و ببيند كه‌ در خودش‌ چنين‌ حالتي‌ وجود دارد يا اگر وجود دارد مي‌توان‌ گفت‌ سخن‌ روي‌ صواب‌ دارد.

بقیه راحتما در ادامه مطلب بخوانید:

ادامه نوشته

نگاهي به مقوله مديريت دانايي محور

سال انتشار : 1385

چكيده

تشكيل گروه هاي فكري به منظور نظريه پردازي از الزامات رسيدن به هدف جنبش نرم افزاري است. خوشبختانه با سخنان رهبر معظم انقلاب درخصوص علم و لزوم توجه به نظريه پردازان، شاهد رشد مباحث مطرح شده در اين زمينه و استقبال نخبگان كشور از آن هستيم. مدتي است مباحث نظري و البته كاربردي درحوزه اقتصاد با حضور نخبگان كشور در مؤسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي برگزارمي شود. تاكنون موضوع هايي چون اقتصاد و مديريت دانايي محور، تورم، دولت الكترونيك و... در اين مباحث مطرح شده است. گزارشي كه مي خوانيد خلاصه اي است از مباحث مطرح شده در اين مؤسسه با عنوان مباني مديريت دانايي محور.

منبع : روزنامه ايران،‌ يكشنبه 26 آذر 1385، سال دوازدهم، شماره 3525، صفحه 8.


اساساً نوع نگاه ما به مديريت دانايى با هرنوع نظريه يا رويكردى، بايد به گونه اى باشد كه در درجه اول بخواهيم نظام ادارى، سازماندهى شركتها و در سطح كلان ساختار حكومتى را براى خدمت رسانى بهتر به شهروندان اصلاح كنيم. در دو دهه گذشته رويكردهاى متفاوتى براى دستيابى به اين اهداف مطرح شده است.
در يك مرور سريع و كلى مى توان برخى از اين رويكردها را ذكر كرد: رويكرد كيفيت جامع درمورد سازمان ها و شركت ها اعم از دولتى و خصوصى كه خواهان بهبود مستمر هستند يكى از اين رويكردها است.

در مقابل، كشورهايى كه شرايط مساعدترى داشتند تلاش كردند پله ها را يكجا طى كنند و با توجه به فرصت اندك، روند توسعه را سريعتر بگذرانند. اين شيوه عمل را مهندسى مجدد مى نامند.
مهندسى ارزش نيز رويكرد ديگرى است كه درصدد است با حفظ سطح كيفيت (و يا حتى افزايش آن)، هزينه ها را كاهش دهد.

تغيير رويكرد نسبت به نيروهاى انسانى نيز ازجمله مسائل ديگرى است كه به شكلى متفاوت مطرح شد.
زمانى واحدهاى كارگزينى انسان را به عنوان يك نيرو درنظر مى گرفتند، درحالى كه مى توان به انسان به عنوان يك منبع نيز نگاه كرد. در اين صورت بايد اين منبع توانمند شود و اگر بتوان اين توانمندسازى را دركاركنان ايجادكرد مى توان تغييرات زيادى را در سازمان به وجود آورد.

توجه به سرمايه فكرى رويكرد ديگرى بود كه معتقدبود در يك سازمان تنها نيروى انسانى نيست كه سرمايه است، بلكه به مشترى سازمان نيز مى توان به عنوان يك سرمايه نگاه كرد، حتى «تأمين كننده ها» نيز به عنوان سرمايه موردبحث قرارگرفتند.

يك رويكرد نسبتاً جديد معتقداست آنچه به عنوان نوآورى و خلاقيت در سازمان اتفاق مى افتد «سرمايه فكرى» آن سازمان است و اين سؤال مطرح شد كه چگونه اين سرمايه فكرى را هدايت و سازماندهى كنيم؟ در پاسخ گفته شد بايد مجموعه اى با عنوان مديريت دانايى يا مديريت دانش بر سازمان حاكم باشد تا بتواند از سرمايه انسانى و فكرى به صورت بهينه استفاده كند. بنابراين سؤال بعدى اين است كه مديريت دانايى و يا مديريت دانش چيست؟

در يك نگاه گذراى تاريخى مى توان گفت در جامعه كشاورزى، كار و زمين عوامل اصلى توليد محسوب مى شدند. با گذر از جامعه كشاورزى و ورود به جامعه صنعتى، دركنار كار و زمين، سرمايه نيز به عنوان يكى از عوامل توليد قلمداد شد. با ورود به جامعه اطلاعاتى، دانش به عنوان عامل اصلى توليد مطرح شد به اين دليل كه به كمك دانش از همان كار، زمين و سرمايه ارزش افزوده بيشترى حاصل مى شود.

در زمينه سرعت رشد دانش و اطلاعات گفته شده است كه ۸۰درصد يافته هاى فناورى و ۹۰درصد تمام دانش و اطلاعات فنى در جهان فقط در قرن بيستم توليد شده است. جالب اين است كه هر ۵سال و نيم نيز حجم دانش دوبرابر مى شود.

در باب اهميت اقتصادى دانش و دانايى به اين نكته اشاره مى كنم كه دانش در عصر حاضر به عنوان موتور رشد اقتصادى درآمده است. دانش به عنوان دارايى استراتژيك سازمانى قلمداد مى شود و رشد روزافزون مشاغلى كه بر پايه ايجاد و استفاده از دانش قرار دارند واقعاً موجب حيرت است. توزيع شغلى كاركنان در فعاليت هاى اقتصادى در كشور آمريكا در سال۹۳ نشان مى دهد كه از مجموع شاغلين، ۱/۵ درصد در بخش كشاورزى فعاليت مى كنند، حدود ۱۲ يا ۱۲/۵ درصد در بخش صنعت و معدن فعال هستند كه در مجموع كمتر از ۱۵درصد مى شود، بنابراين بيش از ۸۵ درصد شاغلين در بخش خدمات فعاليت مى كنند از ۸۵درصدى كه در بخش خدمات شاغل هستند، ۶۸درصد آنها در زمينه توليد و توزيع اطلاعات فعال هستند. مسلماً اكنون كه در پايان سال۲۰۰۵ هستيم درصد شاغلين در بخش اخير افزايش يافته است.

البته رشد بى سابقه تكنولوژى اطلاعات و ارتباطات تنها مربوط به كشور آمريكا نيست، بلكه در همه جاى دنيا و از جمله در كشورهاى در حال توسعه نيز قابل مشاهده است. در سال،۲۰۰۳ از كل مشاغل خدماتى در سازمان هاى پيشرفته، ۸۰درصد در پست هاى مرتبط با دانش شاغل بوده اند. اين بدان معنا است كه توانايى هاى فيزيكى افراد اهميت كمترى يافته است و ما در حال حركت به سمت كارخانه هاى بدون كارگر هستيم، كارخانه هايى كه چند نفر در يك مركز كنترل تمام كارخانه را اداره مى كنند.

اشاره شد كه هر ۵سال و نيم يكبار حجم دانش دوبرابر مى شود وعلاوه بر آن هر سه سال، نيمى از آن كهنه مى شود و اين موضوع براى اشخاصى مانند من كه معلم هستند مهم است كه به معلوماتى كه در دو دهه پيش به دست آورده ايم غره نشويم و دائماً درصدد نو كردن دانش خود برآييم. باز در زمينه سرعت حيرت انگيز رشد دانش، آمارها حكايت از آن دارند كه در هر پنج دقيقه يك فرمول شيمى، در هر سه دقيقه يك رابطه فيزيكى و در هر پنج دقيقه يك موضوع جديد در علم پزشكى كشف، ايجاد و يا ابداع مى شود.

همان طور كه در مباحث قبلى اشاره شد اقتصاد دانش محور، اقتصادى است كه در آن توليد، توزيع واستفاده از دانش نقش اصلى را در توليد ثروت ايفا مى كند. در اين زمينه، اينترنت به عنوان يك عامل هم افزايى در دانش جهانى مطرح شد. دولت الكترونيك و تجارت الكترونيك نيز به عنوان محمل هايى جهت استقرار اقتصاد دانش محور مورد بحث قرار گرفتند. پيشرفت ICT به شكل گيرى و گسترش آموزش الكترونيكى انجاميد و دهكده جهانى تا حدود زيادى به واقعيت پيوسته است. ارتباطات سريع و دقيق از راه دور جانشين ارتباط سنتى رو در رو شده است. بخش خدمات به شكل غيرقابل تصورى در حال توسعه است. در چنين اقتصادهايى اولويت منابع مورد استفاده بنگاه هاى اقتصادى هم تغيير كرده است و نيروى انسانى متخصص به عنوان مهم ترين منبع مطرح شده وتوسعه و آموزش نيروى متخصص دراولويت برنامه هاى سازمان هاى پيشرو قرار گرفته است. به عنوان مثال سود شركت IBM در سال۱۹۹۹ معادل ۶/۴ ميليارد دلار بوده است كه ۲/۲ ميليارد دلار آن صرف تحقيق و توسعه و آموزش شده است، يعنى آموزش، تحقيق و توسعه نه به عنوان هزينه بلكه به عنوان سرمايه گذارى تلقى مى شود.

در كشور ما نيز بحث اقتصاد و مديريت دانايى محور در قانون برنامه چهارم توسعه مطرح شده است. در فصل دوم،تعامل فعال با اقتصاد جهانى و در فصل چهارم، توسعه مبتنى بر دانايى در چارچوب مواد قانونى مورد تأكيد قرار گرفته است. در مواد۴۵ ، ۴۶ و ۵۵ اين برنامه كه در زمينه توسعه مبتنى بر دانايى است، ارتقا و توانمندسازى سرمايه انسانى، كاهش فاصله سطح دانش و مهارت نيروى كار كشور با سطح استانداردهاى جهانى و توجه جدى به نظام آموزش هاى فنى و حرفه اى مطرح شده است.

با توجه به دستاوردهاى جهانى و اهداف برنامه چهارم توسعه مى توان پرسش محورى اين جلسه را چنين مطرح كرد كه دانش و دانايى ومديريت آن به چه معنا است و ديد ما نسبت به آن چگونه است؟ اگر ساده ترين اجزاى دانش را داده ها بدانيم در اين صورت داده ها، سمبل ها يا نشانه هايى از چگونگى و كميت واقعيات هستند. اين كه جمعيت ايران ۷۰ميليون نفر است و يا GNP يك كشور فلان مقدار است داده هاى خام هستند. اطلاعات، زمانى ايجاد مى شود كه انسان به اين داده ها معنا ببخشد. بخشى از اين معنا از طريق تركيب داده ها زير چتر يك نظريه يا تحليل علمى صورت مى گيرد. حال مى توان دانش را مجموعه اى از اطلاعات، تجربه، كارايى و آمادگى افراد قلمداد كرد.

يكى از ابعاد اهميت مديريت دانش و دانايى حفظ سرمايه هاى فكرى است. در مورد خروج نخبگان از كشور، بحث هاى زيادى تحت عنوان مهاجرت يا فرار مغزها مطرح مى شود، اما كمتر به آن توجه داريم كه وقتى شخصى از سازمان خارج مى شود چه اتفاقى مى افتد. شخصى كه از سازمان خارج مى شود، در حقيقت دانش را از آن سازمان خارج مى كند.

به بيان ديگر دانش در ذهن افراد دانشور به وجود مى آيد و به كار مى رود و يكى از وظايف مديريت دانش و دانايى اين است كه آنچه را كه در ذهن افراد است استخراج كرده و در اختيار مجموعه سازمان قرار دهد. البته دانش در سازمان ها، نه تنها در مدارك و ذخاير دانش، بلكه در رويه هاى كارى، فرايندهاى سازمانى، اعمال و هنجارها مجسم مى شود. بخشى از دانش را مى توان به صورت مكتوب در اختيار افراد قرار داد، اما بخش ديگرى نيز وجود دارد كه در رويه هاى كارى، فرايندها، تجارب و شايستگى ها نمود پيدا مى كند. دانش را مى توان همچون سيالى تصور كرد كه در دو شكل مجازى يا «غيرآشكار» و شهودى يا «آشكار» ظاهر مى شود. دانش غيرآشكار مى تواند در تمامى گستره زنجيره خلق ارزش سازمان وجود داشته باشد، زنجيره اى كه از تأمين كنندگان شروع مى شود وتوزيع كنندگان و بالاخره مشتريان را در برمى گيرد. مديريت وظيفه دارد اين دانش غيرآشكار را احصاكند و در اختيار سازمان قرار دهد.

موضوع ديگرى كه در بررسى مديريت دانش بايد مورد توجه قرار گيرد، تفاوت فرايند با برنامه است. برنامه از جايى شروع مى شود ودر جايى تمام مى شود اما فرايند استمرار دارد. در اين ديدگاه، مديريت دانش يك برنامه نيست، بلكه فرايندى است كه پيوسته درصدد كشف، كسب، توسعه، ايجاد، تسهيم، نگهدراى و ارزيابى و به كارگيرى دانش است. در اين فرايند، توسعه و ايجاد دانش از جايگاه ويژه اى برخوردار است. به بيانى ديگر دانش، فناورى و مهارت را مى توان از ديگران آموخت ولى فرايند توسعه را مى توان در اين چارچوب ديد. ژاپن در ابتدا به تقليد توليدات ديگران پرداخت، ولى پس از مدتى موفق شد دانش را توسعه دهد.

چين نيز در حال حاضر، در حال تقليد توليدات ديگران است، اما به سمت توليد دانش حركت مى كند و با برنامه ريزى در  تلاش است در سال۲۰۲۰ به مرحله توليد دانش برسد. چين اعلام كرده است كه حاضر است با ۰/۱ درصد سود در صحنه رقابت جهانى حضور داشته باشد. در واقع يكى از ابعاد مديريت دانش آن است كه ما را قادر مى سازد تا از طريق ايجاد پيوند مناسب بين تكنولوژى،منابع انسانى و ساختار سازمانى مناسب، بتوانيم در اين صحنه پررقابت باقى بمانيم.

يكى از ويژگى هاى مديريت دانش اين است كه نوعى مديريت يكپارچه است. نمى توان در انجام يك فعاليت به تعدادى دانشور اهميت داد و از ديگر كاركنان انتظار داشت بقيه كار را انجام دهند، بلكه مديريت دانش يك طرح يكپارچه است و كل سازمان را در بر مى گيرد.

مديريت دانش بر پايه هدف هاى استراتژيك بنا شده است، بر محور فرايندهاى كسب و كار حركت مى كند و از فناورى هاى اطلاعات كمك مى گيرد. به عنوان مثال سازمان مديريت و برنامه ريزى در نظر دارد نخبگان را وارد سيستم ادارى كند. اگر قرار باشد كه تنها بر روى نخبگان سرمايه گذارى كنيم نتيجه اى به دست نمى آوريم، اما اگر اين افراد به عنوان الگو وارد نظام ادارى شوند و اگر نظام ادارى را به گونه اى سامان دهيم تا با آنها سازگار باشد آنگاه با اين مديريت يكپارچه حصول نتيجه ممكن خواهد بود.

در مديريت دانش، مدل هاى مختلفى مطرح شده است. مدل اول، مدل مبتنى بر رمزگذارى است، به اين معنى كه آنچه را در اختيار داريم به گونه اى مطرح كنيم كه همه بتوانند از آن استفاده كنند. وقتى فرايندها را مستند سازى مى كنيم از اين مدل استفاده مى كنيم. استفاده مجدد از دانش و تبادل مستندات دانش بر پايه تكنولوژى ارتباطات در اين الگو قرار دارد.

مدل دوم مبتنى بر تجارب فردى است، يعنى تبادل دانش بين افرادى كه بحث مديريت منابع انسانى را برجسته مى سازند. در اين الگو تجربه و شايستگى هاى فردى از طريق ارتباط رو در رو، مبادله مى شود.
به نظر مى رسد مدل مناسب، الگوى مبتنى بر اجتماعى كردن است. يعنى تبادل و توليد دانش از طريق ارتباطات و سازماندهى مجدد، يا به عبارت بهتر تركيبى از الگوى كد گذارى و الگوى مبتنى بر تجربه فردى، به اين صورت كه آنچه را مى توان به راحتى كد گذارى كرد مطرح كنيم و آنچه را نمى توان كدگذارى كرد به روشهاى مختلف در اختيار همگان قرار دهيم.

تقسيم بندى ديگر، رويكرد مبتنى بر انسان محورى و تكنولوژى محورى در حوزه مديريت دانش است. رويكرد انسان محور بر جنبه هاى فرهنگى تأكيد دارد و در آن مديريت دانش، روش كسب، تسهيم و نگهدارى دانش است. در اين رويكرد بر كاركنان دانشى و بر مديريت انتزاعى دانش يا اطلاعات تأكيد مى شود و سرمايه اصلى سازمان را انسان ها مى دانند و بر روى آنها سرمايه گذارى كرده و با استفاده از افراد به توليد دانش مى پردازد.

رويكرد دوم مبتنى بر فناورى اطلاعات و ارتباطات است. براساس اين رويكرد، مديريت دانش، مفهوم توسعه يافته سيستم هاى مديريت اطلاعات است و بر مديريت اطلاعات و ارتباطات داخلى بين منابع اطلاعاتى تأكيد دارد.

حال مى خواهيم بدانيم در اين فرايند به چه چيزهايى نياز داريم و چگونه مى توانيم اين مدل را تبيين كنيم؟ در اينجا بحث چرخه دانش مطرح است. در اين چرخه نخست اطلاعات خام به دانش تبديل شده و سپس از صحت دانش توليد شده اطمينان حاصل مى شود و در مراحل بعد كسب و تأمين دانش، خلق دانش، تركيب دانش، تسهيم دانش و نهايتاً كاربرد آن را خواهيم داشت. ابتدا يك سازمان بايد موجودى دانش خود را شناسايى كند و محيط درونى و بيرونى سازمان را شناسايى كند. بسيارى از سازمان ها به دليل عدم آشنايى با موجودى دانش خود، در تصميم گيرى ها و هدف گذارى ها دچار مشكل مى شوند.

بعد از اين مرحله، نوبت به كسب دانش مى رسد. دانش را مى توان از محيط داخلى و خارجى به دست آورد. اينجا دوباره تأكيد مى كنم كه منابع دانش را بايد در مشتريان، مراجعان، همكاران، رقبا، عرضه كنندگان و غيره جست وجو كرد. مرحله بعد، توسعه دانش با توجه به پايه هاى موجود است و براى اين منظور بايد توانايى ها و دانش كاركنان را افزايش دهيم. توسعه محصولات بهتر، خدمات بهتر، ايده هاى جديد تر و فرايند هاى مناسب تر همگى به مفهوم توسعه دانش در سازمان است و يا به عبارتى بهتر، تجلى توسعه دانش در اين حوزه ها قابل مشاهده است.

مرحله بعد تقسيم دانش است. آنچه در مديريت دانايى اهميت دارد نحوه تقسيم دانش موجود و انتقال آن به محل مناسب و مورد نياز و چگونگى انتقال دانش از سطح فردى به سطح گروهى و نهايتاً به سطح سازمانى است. اگر با سرمايه گذارى، افراد نخبه اى را آموزش دهيم و بتوانيم آن دانشى را كه اين افراد دارند در افراد ديگر و در كل كشور توسعه دهيم آنگاه مى توان ادعا كرد كه دانش را مديريت كرده ايم.

ذخيره و به هنگام كردن دانش، گام بعدى است كه مانع از بين رفتن دانش مى شود و امكان مورد استفاده قرار گرفتن را فراهم مى سازد. مرحله بعدى در چرخه دانش، ارزيابى دانش است. نحوه رسيدن به هدف هاى تعيين شده و استفاده از نتايج آن به عنوان «بازخورد» براى تعيين يا اصلاح هدف به اين مرحله مربوط مى شود.
يكى از سؤالات مطرح در حوزه مديريت دانش اين است كه چه نوع دانشى در سازمانها مورد نياز است؟ از جمله دانش هاى مورد نياز، دانش ساختارى است. مديريت دانايى فرهنگ، ساختار و نيروى انسانى خاص خود را مى طلبد. برخى از انواع ساختارها كه تناسب بيشترى با مديريت دانايى دارند عبارتند از: ساختار تخت، گروه هاى خود گردان كامل، سازمانهاى حبابى، سازمان دورانى، سازمان شبدرى، سازمان سلولى و بالاخره سازمانهاى آميبى. وجه تسميه سازمان حبابى، عمر كوتاه آن است به اين معنا كه با تغيير اوضاع، عمر آن پايان مى يابد و يا در سازمان هاى آميبى تغيير سريع ساختارها مورد نظر است تا با تغييرات سريعى كه در دانش و دانايى صورت مى گيرد خود را هماهنگ كنند.

دانش فرايند از ديگر دانش هاى لازم براى استقرار مديريت دانايى است. دانش فرايند در صدد تحليل و بهينه سازى فرايندهاى كارى است. مهندسى مجدد و مديريت كيفيت جامع در حوزه دانش فرايند قرار مى گيرد.
دانش پرسنلى نيز يكى از دانش هاى مورد نياز براى استقرار مديريت دانايى است كه در آن شايستگى ها و قابليت هاى كاركنان داخلى مورد توجه قرار مى گيرد.

علاوه بر آموزش هاى مرسوم به كاركنان، آموزشهاى ديگرى نيز براى استقرار مديريت دانايى ضرورى است. دانش  پروژه اى يكى از اين آموزش ها است كه در آن مهارت ها، گزارش ها و تخصص هاى ذخيره شده يا كسب شده در رابطه با انجام كار مورد مطالعه قرار مى گيرد. مدل هاى حل مسأله و ابزار موردنياز براى مديريت پروژه ها به اين حوزه مربوط مى شود. مستند سازى تجربيات نيز در اين قسمت مورد توجه قرار مى گيرد.
دانش هدايت، محور دانش هايى است كه مديران بايد داشته باشند. شناخت دانش ضمنى و تبديل آن به دانش آشكار، جزء جدايى ناپذير و اصلى مديريت دانايى است.

ويژگى ها و موانع سازمان هاى محروم از مديريت دانايى را مى توان به اين شرح ذكر كرد: عدم نشانه هاى ابداع و ابتكار، عدم اولويت بندى و استفاده از دانش، ناديده گرفتن دانش خارجى، دشوارى جذب نيروهاى دانشى جديد، ضعف در جذب و استفاده از سيستم هاى اطلاعاتى، مخفى كردن يا سياسى نمودن اطلاعات، جدا شدن كارشناسان و نيروهاى دانشگر از سازمان، فراموش كردن مسائل مهم و اساسى و استفاده محدود از دانش هاى موجود آن هم به صورت غير متمركز.

عدم توجه به رويكرد مديريت دانايى باعث بروز مشكلاتى در حوزه منابع انسانى خواهد شد كه در زير به برخى از آنها اشاره مى شود. همكاران خود را به حد كافى آموزش مى دهيم، اما اجازه نمى دهيم كه دانش خود را به كار بگيرند. تجارب زيادى را در پروژه ها فرا مى گيريم، اما اين تجربيات را به ديگران منتقل نمى كنيم. باوجودى كه براى حل مسائل سازمان يا كشور، مجموعه اى از افراد متخصص و خبره وجود دارد، اما كمتر كسى مى داند كه چگونه بايد آنها را شناسايى كنيم. در واقع به بخشى از كوه يخ كه در زير آب قرار مى گيرد، يعنى دانش ضمنى توجه نمى كنيم. افراد باهوش را استخدام مى كنيم، اما چند سال بعد آنها را به نفع ديگران از دست مى دهيم. همه را به تقسيم دانش تشويق مى كنيم، اما دانش هاى حساس را براى خود نگه مى داريم. هماهنگى هاى لازم را براى آموزش و يادگيرى خود و ديگران فراهم مى كنيم، اما هدفهاى آموزشى را فراموش كرده و يا نمى شناسيم.

خلاصه بحث من اين است كه انسان، سازمان و فناورى، ابعاد اصلى مديريت دانايى را تشكيل مى دهند كه بايد به صورت يكپارچه مورد توجه قرار گيرند. ساختارها و فرايندها در بعد سازمان،  فناورى اطلاعات و ارتباطات در بعد تكنولوژى وجنبه هاى روحى، فرهنگى، رفتارى و تخصصى در بعد سرمايه انسانى بايد مورد توجه قرار گيرد و اين مجموعه مى تواند ما را به سمت استقرار درست مديريت دانش هدايت كند.

 

اندیشه های برتر جهانی

اندیشه های برتر جهانی

 

اندیشه های برتر جهانی - شرکت زیراکس

شرکت زیراکس با سابقه ای صدساله و دریافت دهها جایزه ملی و بین المللی، پرونده پربرگ و باری دارد. اختراع فناوری عکسبرداری الکتریکی یا زیروگرافی خیلی سریع، شرکت را از دنیای فناوریهای قدیمی به فناوریهای نوین منتقل کرد.


اندیشه های برتر جهانی - شرکت فیلیپس

 

فیلیپس از معدود شرکتهای جهان است که سابقه فعالیت بیش از یک سده را در پرونده خود دارد. شاید این پایداری و ماندگاری از آن رو بوده است که شرکت با تدبیر مناسب بنیانگذار خود، جرالد فیلیپس و آینده نگری افراد خانواده فیلیپس که بعدها هدایت شرکت را عهده دار شدند، بخوبی توانست از دنیای برقی قرن 19 به عصر الکترونیک منتقل شود. از این رو است که شرکت علاوه بر حفظ جایگاه برترین شرکت جهانی در زمینه صنعت روشنایی، در حوزه صنایع و محصولات الکترونیک نیز توانسته است، مقام دهم جهانی را حفظ کند.


اندیشه های برتر جهانی - شرکت هوندا (HONDA)

فکر جستجوگر و خلاق سویی شیروهوندا، آهنگرزاده روستاهای ژاپن آنقدر عالی بود که شاید آدمی می توانست از همت بلند او دریابد که پس از ترک تحصیل دبیرستان بتواند طی مدت 12 سال بزرگترین کارخانه موتورسیکلت‌سازی جهان را داشته باشد. اما شاید خود او نیز از همان ابتدا به فکرش نیز خطور نمی کرد که بتواند با ورود از دنیای موتورسیکلت‌سازی به عرصه تخصصی خودروسازی، در میان غولهای خودروساز جهان سربرآورد و در مقام هفتم سرفرازانه بایستد.


اندیشه های برتر جهانی - سانیو

 

شاید مهمترین و اصلی‌ترین ویژگی شخصیتی بنیانگذار شركت سانیو، توشیو ایو را بتوان این نكته را درنظر گرفت كه با وجود اتفاق ازدواج كونوسوكی ماتسوشیتا بنیانگذار شركت ماتسوشیتا با خواهرش و اشتغال به كار درشركت آنها و همكاری و همراهی در ارتقای جایگاه شركت ماتسوشیتا، هیچگاه استقلال شخصیت خود را از دست نداد و با وجود بحرانهای بزرگی كه در زندگی شخصی و كاری برایش پیش آمد، شركت مستقل سانیو را تأسیس كرد.


اندیشه های برتر جهانی - شرکت فورد (FORD MOTORS COMPANY)

تجربه تاسیس شرکت فورد از آن دسته تجربیاتی است که از یک رؤیای بلند و همت والا پدید آمده است. ازهمین‌رو بود که هنری فورد، مهندس جوان و نوآور و ایده پرداز و متفکر، چند سال قبل از اینکه شرکت را با همت خویش تأسیس کند، اولین چهار چرخ را ساخت. این فورد بود که خودرو را برای استفاده تمامی انسانها عرضه کرد.


اندیشه های برتر جهانی - شرکت موتورولا

تجربه موتورولا نمونه روشنی است که منطق و فرایند توسعه استراتژی قدرتمند منابع انسانی را مبتنی بر مفاهیم و بهترین فعالیتها نشان می دهد. موتورولا در حوزه اصلی کار خود، یعنی تلفن همراه موفق عمل کرده و بیش از 17 درصد بازار را دردست خود گرفته است. با این حال، زاندر مدیرعامل شرکت در فکر افزایش سهم شرکت از بازار سه میلیارد دستگاه تلفن همراه در سال 2010 است.


اندیشه های برتر جهانی - شرکت جنرال موتورز (GM)

شرکت جنرال موتورز در آستانه صدسالگی به جمع شرکتهایی می پیوندد که یک سده تجربه کاری را پشت سر گذاشته‌اند و هنوز به راه خود ادامه می دهند. درمورد جنرال موتورز که به مرور زمان با خرید شرکتهای متعدد و متنوع خودروساز و موتورساز پدید آمده، ادامه حیات درگرو یکپارچگی اداره مجموعه از یک سو و مقابله و مواجهه با رقبای جدی در عرصه خودروسازی است که بسیار انعطاف پذیرتر و چابکتر از پیش عمل می کنند.


ورنر زیمنس، خود یک شخصیت علمی و صنعتی بود که اصول دیناموالکتریک را کشف کرد و بنیان مهندسی برق را تحکیم بخشید و اکنون شرکت زیمنس نیز در این مسیر به‌عنوان سرآمدترین شرکت جهانی در صحنه حضور دارد. فروش شرکت در سال 2006، از مرز 100 میلیارد دلار فراتر رفت و دامنه فعالیت آن به بیش از 190 کشور گسترش یافت.


 

اندیشه های برتر جهانی - شركت رویال داچ شل

شاید بتوان شركتهای بسیاری را در جهان نشان داد كه به مرور زمان حوزه فعالیت اولیه خود را تغییر داده و پس از مدتی، در حوزه‌ای كاملا جدید و بدیع به فعالیت پرداخته‌اند. اما بی‌تردید تعداد شركتهایی كه این تحول كسب و كار در آنها رخ داده انگشت‌شمار است. اگر متغیر قدمت زمانی را نیز به این معادله بیفزاییم مسلما این دامنه تنگ‌تر خواهد شد. شركت هلندی – انگلیسی رویال داچ شل یكی از این شركتهاست.


 

اندیشه های برتر جهانی - شركت مایكروسافت (MICROSOFT)

 

چشم انداز اولیه شركت كه از سوی مدیرعامل جوان آن، بیل گیتس ارائه شده بود چنین بود: یك رایانه شخصی (PC) در هر خانه و روی هر میز. اما به مرور زمان و با تغییرات سریع دنیای فناوری اطلاعات و پیشرفتهای خیره‌كننده شركت این آرمان تغییر یافت و تكمیل شد و به آن این جمله اضافه گشت: در هر زمان و هر مكان و روی هر دستگاهی. به عبارت دیگر نگرش آن است كه روی هر میز در هر خانه و هر اتاق و هر ماشین و هر كیف و هر جیب یك رایانه باشد.

 

اندیشه های برتر جهانی - هارلی دیویدسون

سابقه موتور سیكلت‎های هارلی دیویدسون به سال 1903 برمی‎گردد. این شركت تا سال 1960 تمام رقبای امریكایی خود در بازار را كنار زد و 70 درصد بازار را در اختیار خود گرفت.


 

اندیشه های برتر جهانی - كنتینانتال

لورنزو یك استادكار تمام‌وكمال بود كه با قرض كردن مقداری پول و همراه سرمایه اندك خود یك خط عظیم هواپیمایی به وجود آورد. او در اواخر 1986 بزرگترین خطوط هواپیمایی جهان خارج از كشورهای كمونیست را در اختیار داشت و از نظر تعداد هواپیما، فقط هواپیمایی ایرفلوت اتحاد جماهیر شوروی بزرگتر از هواپیمایی او بود. شبكه هواپیمایی كنتینانتال، پیپل اكسپرس، فرانتیز و استرن، با فروش سالانه 8/6 میلیارد دلار از یك سرمایه‌گذاری كوچك در اینترنشنال ایرلاین در سال 1971 به وجود آمد.


 

اندیشه های برتر جهانی - كمپانی هوور

در جریان یك اشتباه باورنكردنی، شعبه خارجی می‎تاگ در انگلستان ماجرای وحشتناكی را ناشی از مدیریت غیرمتمركز به‌وجود آورد. این ماجرا را می‎توان ثمره تفویض اختیار و نتایج آن دانست.


شركت فولاد میتال و اندیشه های برتر جهانی در استراتژی و مدیریت راهبردی


 

اندیشه های برتر جهانی - رمز موفقیت وانگارد

گروه «وانگارد» بزرگترین خانواده از صندوقهای خرید سهام در دنیا و بهتر از توسعه سرمایه‌گذاری «فیدلیتی» است.


 

اندیشه های برتر جهانی - شركت اینتل

اینتل دو بحران عظیم نفتی و اقتصادی را با درایت پشت سر گذاشته و حتی توانسته به تعبیر اندی گرو رهبر موفق پیشین شركت، آنها را نقطه چرخش راهبردی خود قرار دهد و از سنت پرسابقه تولید تراشه حافظه به وادی چالش انگیز و نوین تولید ریزپردازنده درآید و با دراختیار داشتن رهبرانی اندیشمند و هوشمند و آینده نگر، كاركنان را در زمینه تحقق اهداف شركت سمت و سو دهد و سرمایه گذاریهای میلیاردی در تحقیق و توسعه فناوریها و محصولات صنعت ITC را به ثمر نشاند.


 

اندیشه های برتر جهانی - ماجرای كمپانی ADM

تثبیت قیمت یكی از ساده‎ترین مورد برای تعقیب قضایی است. توطئه برای تثبیت قیمت در تضاد مستقیم با قانون است. در این راستا دولت نیاز ندارد كه ثابت كند اصل رقابت مخدوش و یا تجارت محدود می‎شود، بلكه تنها چیزی كه باید اثبات شود، این است كه جلسات برای تثبیت قیمت، مناقصه و یا تخصیص سهم بازار تشكیل شده است.


 

اندیشه های برتر جهانی - شركت جنرال الكتریك

نام جنرال‌الكتریك با نام جك ولش مدیرعامل افسانه‌ای شركت گره خورده است. او انقلابی عظیم در شركت ایجاد كرد و سبكی از رهبری را در عرصه كسب و كار بنگاههای اقتصادی ارائه داد كه شعاع تاثیرات آن تا سالهای طولانی باقی خواهد بود. جك‌ولش برگ دیگری به پرونده موفق این شركت عظیم صنعتی افزود: نگاهی نو به امر رهبری سازمانها و عرضه داشت سبكی نوین در این عرصه.


 

اندیشه های برتر جهانی - یورو دیسنی

بین سال‎های 1987 و 1991 سه پارك تفریحی 150 میلیون دلاری با وسایل تفریحی زیاد در فرانسه افتتاح گردید ولی بعداً از گردونه خارج و در سال 1991، دو تا از آنها ورشكست شدند. كمپانی والت‎دیسنی طرح 4/4 میلیارد دلاری خود را به عنوان اولین «دیسنی‎لند» اروپا در سال 1992 در زمینی به مساحت 5000 هكتار در 20 مایلی پاریس افتتاح كرد.


اندیشه های برتر جهانی - شركت وال مارت

امروزه میلیونها نفر در آمریكا و سراسر دنیا به بیش از 6200 فروشگاه وال مارت رفت و آمد دارند و 8/1 میلیون نفر به خدمت آنها مشغول هستند و یك زنجیره عظیم تامین كنندگان به پشتیبانی آنها می پردازند و درآمد 312 میلیارد دلاری و سود 2/11 میلیارد دلاری حاصل می شود.

اندیشه های برتر جهانی - آی . بی . ام غول بهبود یافته

(شركت آی.بی.ام IBM) در ژانویه 1993 ی بزرگترین زیان در تاریخ شركتهای آمریكایی را به عنوان كسری درآمد اعلام كرد. قیمت سهام آی.بی.ام كه در تابستان 1992 بالغ بر 100 دلار بود، در پایین‎ترین ركورد 11 ساله به 48 دلار كاهش یافت. آی.بی.ام كه به عنوان شركت معظم تراشه ـ آبی در صنعت رایانه مطرح بود، چگونه مشكلاتش ناگهانی آشكار شد؟


اندیشه های برتر جهانی (جنگ كفشهای ورزشی)

آدیداس بر صنعت كفش ورزشی در بازار تسلط داشت اما توسط رقیب تازه واردی به نام نایك از میدان به در رفت. زیرا آدیداس سپر خود را در لحظات حساس زمین گذاشت. به طریق مشابه نایك از تهاجم تازه وارد دیگر غفلت كرد و با كم بهادادن به آن در عرضه كفشهای نرمشی، از رقیب عقب ماند.

 

منبع:سایتhttp://tablighcity.com/category/the-best-idea/


بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتری

 

معاملاتی که تنها بر اثر بخشی عناصر آمیخته بازاریابی تاکید داشت، به سوی بازاریابی مبتنی بر رابطه و برقراری مدیریت موثر ارتباط با مشتری تغییر جهت داده است. طی دو دهه گذشته سازمانهای بسیاری به اهمیت رضایتمندی مشتریان خود واقف شده و دریافته‌اند که حفظ مشتریان موجود به مراتب کم هزینه تر از جذب مشتریان جدید است.به علاوه وجود رابطه قوی بین رضایتمندی مشتریان و سودآوری مورد قبول واقع شده و تامین و ارتقای رضایتمندی مشتریان به هدف عملیاتی بسیار مهم اغلب سازمانها تبدیل شده است. بنابراین شرکتها همواره باید ناظر و مراقب تعامل بین خود و مشتریانشان باشند و با شناخت و درک صحیح از نیازها و ارزشهای مد نظر مشتریان ، کالاها و خدمات با ارزشی را به آنان ارائه کنند تا با جلب رضایتمندی ، در آنها وفاداری ایجاد کنند. محققان، بازاریابی رابطه مند را از ابعاد مختلفی مورد بررسی قرار داده اند که یکی از آنها تاکید بر برقراری روابطی بلند مدت و متقابل بین خریدار (مشتری) و فروشنده است. در این مقاله به این بعد از ابعاد بازاریابی رابطه مند و همپوشی آن با مدیریت ارتباط با مشتری پرداخته شده است.

مقدمه
بر خلاف تئوری بازاریابی کلاسیک که هنرش در جذب مشتریان جدید و تاکید آن بیشتر بر انجام معاملات متمرکز بود تا ایجاد رابطه با دیگران، با شدت گرفتن رقابت بین شرکتها در مشتری یابی برای محصولات و خدماتشان و همچنین افزایش قدرت مشتری در دنیای رقابتی امروز، شرکتها دیگر نه تنها باید به دنبال جذب مشتریان جدید باشند، بلکه حفظ و نگهداری مشتریان قبلی و برقراری روابطی مستحکم با آنان را نیز باید مورد توجه قرار دهند.
دنیای امروز مملو از تغییرات و دگرگونی هاست. تغییر در فناوری،تغییر در اطلاعات، تغییر در خواسته های مردم، تغییر در مصرف کنندگان و تغییر در بازارهای جهانی. اما از مهمترین تغییرات ایجاد شده در صحنه کسب‌وکار، تغییر در ارزشهای قابل عرضه به خریداران بوده است که به عنوان عامل اصلی موفقیت در سازمانهای فعلی شناخته می شود و سازمانهای پیشرو در هر صنعت موفقیت خود را مدیون توانایی در عرضه و ارائه ارزش بیشتر به خریداران در مقایسه با رقبایشان می دانند.
«وارن کیگان» از صاحب نظران علم بازاریابی معتقد است که تنها در صورت تمرکز منابع بر فرصتها و ایجاد ارزش برای مشتریان است که می توان به مزیت رقابتی پایدار دست یافت و پشتوانه ای محکم برای ادامه حیات سازمان و کسب رهبری در آن عرصه از رقابت را پیدا کرد.
بازاریابی رابطه مند به دنبال برقراری چنان روابطی با مشتریان هدف است که مجدداً در آینده از او (شرکت) خرید کنند و دیگران را نیز به این کار ترغیب کنند. بهترین رویکرد جهت حفظ و نگهداری مشتریان این است که رضامندی فراوان در مشتری ایجاد کرد و آنچه را برای او ارزش تلقی می شود. مورد توجه قرار داد تا در نتیجه وفاداری او نسبت به شرکت مستحکم شود. مدیریت ارتباط با مشتری نیز در پی ارائه ارزشهای بیشتر برای مشتری و دست‌یابی به مزایای ملموس و غیر ملموس ناشی از این رابطه است. در دنیای کنونی توجه و عمل به اصول بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان یک مزیت رقابتی به شمار می رود.

تعاریف
امروز شرکتها علاوه بر تدوین استراتژی هایی برای جذب مشتریان جدید و انجام معامله با آنها درصدد برآمده اند تا مشتریان کنونی را نیز حفظ کنند و رابطه ای دائمی با آنها به وجود آورند. به عبارتی بهتر آنها دریافته‌اند که از دست دادن یک مشتری چیزی بیشتر از دست دادن یک قلم فروش است و آن به معنی از دست دادن کل جریان خرید هایی است که مشتری می توانست در طول زندگی خود یا دوره زمانی که خریدار محصولات شرکت بود، انجام دهد. به عبارتی شرکتها به دنبال کسب ارزش دوره عمر مشتریان خود هستند.
ارزش دوره عمر مشتری عبارت است از ارزش فعلی جریان منافعی که شرکت در صورت از دست ندادن مشتری خود می تواند از او به دست آورد. بنابراین تلاش در راه حفظ و نگهداری مشتریان از نظر اقتصادی مقرون به صرفه بوده و مورد توجه شرکتهاست.
بازاریابی رابطه مند تمام گامهایی که شرکت جهت شناخت و ارائه خدمات بهتر به مشتریان با ارزش خود بر می دارد را در بر دارد. بازاریابی رابطه مند، فرایند مستمر جهت شناسایی و ایجاد ارزشهای جدید برای مشتریان است که در آن منافع دو جانبه مورد توجه قرار دارد و این منافع در طول دوره عمر مشتری با او تقسیم می شود.
بری (۱۹۸۳) بازاریابی رابطه مند را جذب، نگهداری و افزایش روابط با مشتریان تعریف کرده است. بنابه تعریف بری و پاراسورمن (۱۹۹۱) بازاریابی رابطه مند عبارت است از جذب ، توسعه و نگهداری روابط با مشتریان. به عقیده مورگان و هانت (۱۹۹۴) بازاریابی رابطه مند اشاره به تمام فعالیتهای بازاریابی در راستای برپایی، توسعه و نگهداری مبادلاتی سودمند دارد و بالاخره از دیدگاه گرون روس (۱۹۹۶) بازاریابی رابطه مند عبارت است از شناسایی، نگهداری و افزایش روابط با مشتریان و دیگر ذی‌نفعان در منافع؛ به طوری که اهداف تمامی طرفین درگیر تامین شود.
جای تعجب نیست که در این محیط متلاطم و با تغییرات شتابنده، شرکتهای کنونی مجبور شده اند شیوه واکنش خود را نسبت به بازار تغییر دهند، به طوری که کمتر روی محصولات و بیشتر بر مشتریان و روابط متمرکز شوند و به جای دیدی کوتاه مدت ، دیدی بلند مدت را در پیش گیرند.
از دیگر مقوله هایی که امروز در جذب و نگهداری مشتریان دارای اهمیت و اولویت بسیاری است و از جمله عوامل مهم در موفقیت شرکتها محسوب می شود ارزش مشتری است. در عصر مشتری محوری ارزش مشتری سلاحی استراتژیک در جذب و نگهداری مشتریان است.
مدیریت ارتباط با مشتری در پی ارائه ارزشهای بیشتر برای مشتری و دست‌یابی به مزایای ملموس و غیر ملموس ناشی از این رابطه است.
مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) یک استراتژی است که برای کسب آگاهی بیشتر در مورد نیازها و رفتار مشتریان و ارتباط بیشتر با آنان استفاده می شود. روابط خوب با مشتری رمز موفقیت در کسب و کار است. CRM روشی است جهت شناسایی مشتریان و راضی نگه داشتن و تبدیل آنها به مشتریان همیشگی.
سوالی که در اینجا به عنوان یک چالش مهم باقی است، اینکه شرکتها چگونه باید عملکرد مدیریت رابطه با مشتری را مورد ارزیابی قرار دهند؟ در حقیقت چگونگی برقراری روابط با مشتری و اینکه چه چیزی ارزش مشتری را به وجود می آورد و نیز چگونگی و عملیاتی کردن آن به عنوان یکی از مهمترین موانع بر سر راه محققان و کاربران درآمده است.

اصول و اهداف بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری
هدف بازاریابی رابطه مند عبارت است از بهبود در سود آوری شرکت از طریق تغییر دیدگاه شرکت از بازاریابی معاملاتی و تاکید بر جذب مشتریان جدید به سوی حفظ و نگهداری مشتریان از طریق کاربرد مدیریت موثر ارتباط با مشتری.
بازاریابی رابطه مند در تلاش است تا مشتریان ، عرضه کنندگان و سایر شرکای مهم اقتصادی را در فعالیتهای توسعه ای و بازاریابی شرکت دخیل سازد. چنین درگیری منجر به پیدایش روابط تعاملی نزدیک با عرضه کنندگان، مشتریان یا سایر شرکای زنجیره ارزشی شرکت می شود. رابطه منسجم نیازمند همپوشانی در طرحها و فرایند های طرفین متقابل است و پیوندهای نزدیک اقتصادی، عاطفی و ساختاری را میان آنها پیشنهاد می کند.
این امر به جای استقلال عمل در میان طرفین ، بازتاب گر وابستگی دو سویه است و به جای رقابت و درگیری حاصل از آن ، در میان فعالان بازار بر همکاری تاکید می کند. در نتیجه توسعه بازاریابی رابطه مند به تغییری مهم در اصول بازاریابی اشاره دارد: تغییر از رقابت و نزاع به مشارکت متقابل.
یکی از اصول بازاریابی معامله محور (معاملاتی) اعتقاد به این است که رقابت و منفعت فردی محرکهای خلق ارزش هستند. از طریق رقابت به فروشندگان حق انتخاب عرضه و این انتخاب از سوی عرضه کنندگان مطرح می‌شود و بازاریابان را تحریک می کند تا ارزش بیشتری برای منفعت فردی خود ایجاد کنند. این اصل از رقابت اینک توسط مدافعان بازاریابی رابطه مند به چالش کشانده شده است، چرا که آنها معتقدند که مشارکت متقابل در برابر رقابت و نزاع ، منجر به خلق ارزش بالاتری می شود.
از دیگر اصول بازاریابی معامله محور اعتقاد به این نکته است که استقلال انتخاب در میان فعالان بازار، سیستم موثرتری را برای خلق و توزیع ارزش بازاریابی فراهم می آورد. سازمانهای صنعتی و سیاست گذاران معتقدند که استقلال در میان فعالان بازاریابی به آنها آزادی می دهد تا شرکای معاملاتی خود را انتخاب کنند و این انتخاب را بر مبنای منافع فردی خود در تصمیم گیریها صورت دهند.این امر منجر به توانایی خرید با پایین ترین هزینه از طریق چانه زنی و پیشنهاد قیمت می شود. اما این اعتقاد نیز به تازگی در عرصه اقتصادی به چالش کشیده شده است. بر طبق این اعتقاد ، هر معامله ای شامل هزینه های معاملاتی مانند جستجو،مذاکره و سایر فعالیتهای مرتبط می شود که به جای کاهش هزینه بر آن می افزاید و در نتیجه به جای بهره وری برای شرکتهای در گیر در معاملات، برای آنها نزول بهره وری را به همراه دارد. معتقدان به کارگیری بازاریابی رابطه مند عقیده دارند که وابستگیهای دو سویه سبب کاهش هزینه های معاملاتی می شود و کیفیت را ارتقا می بخشد. به طور خلاصه کیفیت بهتر با هزینه پایین تر از طریق وابستگی طرفین در میان فعالان زنجیره ارزش گذاری حاصل می شود. از این رو هدف بازاریابی رابطه مند، ارتقای بهره وری بازاریابی از طریق دست‌یابی به اثر گذاری و شایستگی است.
امروز ما شاهد یک دگرگونی اساسی در نحوه سازماندهی شرکتهای برتر هستیم و آن تغییر ساختارهای سازمانی از محصول گرایی به سوی مشتری گرایی است و عامل اصلی و محرک این تغییر ظهور پدیده ای به نام مدیریت ارتباط با مشتری است.
ریشه های مدیریت ارتباط با مشتری را می توان در بازاریابی رابطه مند جستجو کرد. بر مبنای یافته های تحقیقات ریچهلد و ساسر (۱۹۹۰)، ۵ درصد افزایش در نرخ نگهداری مشتریان می تواند به طور متوسط منجر به افزایش ۳۵ تا ۹۵ درصدی در ارزش دوره عمر مشتری شود.
ریچهلد عنوان داشت که به دلایل زیر نگهداری مشتریان برای سازمانها سودآوری به همراه خواهد داشت:
_ هزینه های جذب مشتریان ممکن است بالا باشد، بنابراین مشتریان سودآور نخواهند بود، مگر اینکه آنها برای مدت بیشتری حفظ شوند و از شرکت خرید کنند.
_ جریان حاصله از سودهای کسب شده از مشتریان حفظ شده و وفادار، شرکت را در پوشش هزینه های خود یاری می رساند.
_ با خرید های بیشتر مشتریان از شرکت، درآمدها افزایش یافته و شرکت از کارایی بیشتری در ارائه خدمات به مشتریان برخوردار می شود، بنابراین هزینه ها کاهش می یابد.
_ مشتریان خشنود و حفظ شده ( وفادار) موجب جذب دیگر مشتریان بالقوه برای شرکت خواهند بود.
_ برقراری روابط با مشتریان برای آنها ارزشمند است و در نتیجه مشتریان وفادار حساسیت کمتری به قیمت خواهند داشت.

http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-۱۸۱/images/۱۸۱-page۵۶.jpg

نقش تکنولوژی در بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری
امروز به دلیل بهره گیری از کامپیوتر، بحث بازاریابی فرد به فرد در مقیاس وسیعی قابل اجرا و اقتصادی شده است.تکنولوژی پایگاه داده ها این امکان را به شرکتها می دهد که رد تک به تک مشتریان خود را دنبال کنند. تکنولوژی تعاملی نظیر سایت های وب به فروشندگان ابزاری داده است تا ارتباط بین مشتری و شرکت برقرار شود. در این ارتباط از مشتری بازخورد گرفته و مشخصات مورد نیاز وی استعلام می شود. تکنولوژی تولید انبوه سفارشی به شرکتها اجازه می دهد، پیشنهادهای خود را دیجیتال ارائه کنند و در واقع تولید انبوه را تا حد جوابگویی سفارشی شرکت به هر مشتری برسانند.
وقتی یک مشتری در درون این رابطه قرار می گیرد، بعد از مدت کوتاهی تکرار خرید از شرکت حتی زمانی که شرکت هیچ تخفیفی برای او قائل نیست، آسانتر از مراجعه به رقیب این شرکت است که باید خواسته هایش را از نو به آن آموزش دهد.

مروری بر برخی مطالعات صورت گرفته
در تحقیقی تحت عنوان «یک چارچوب تلفیقی (یکپارچه) برای ارزش مشتری و عملکرد مدیریت رابطه با مشتری» که در کشور چین صورت گرفته است، محققان مدعی شده اند که ارائه ارزشهای برتر برای مشتری می‌تواند مزایای ملموس و غیر ملموسی را که از رفتارهای مشتری ناشی می شود، برای شرکت به همراه آورد.
در این تحقیق اشاره شده است که با توجه به رقابت شدید و تغییرات سریع تکنولوژیک، بسیاری از شرکتها به دنبال ارائه ارزشهای برتر برای مشتریان خود هستند و ارائه ارزشهای برتر به مشتریان به عنوان یکی از مهمترین عوامل موفقیت شرکتها چه در زمان حال و چه در زمان آینده تلقی می شود و همچنین تاثیر مهمی روی رفتارهای مشتریان خواهد داشت و در نهایت اینکه عملکرد مدیریت رابطه با مشتری باید از طریق رفتار های مشتری اندازه‌گیری و ارزیابی شود، چرا که رفتارهای مشتری می تواند جریان درآمدی را به سوی شرکت سرازیر کند و از اهمیت استراتژیک زیادی برخوردار است. در مقابل دیدگاههای گذشته که ارزش را تنها در منافع حاصل شده می‌دانستند ، مطالعه حاضر چنین فرض کرده که ارزش مشتری مبنی بر ادراک مشتری است، از اینکه وی چه چیزهایی را دریافت می کند. ( از قبیل قیمت، هزینه فرصت، هزینه نگهداری و یادگیری)
در تحقیق دیگری (منبع شماره ۳) تحت عنوان « از آمیخته بازاریابی به سوی بازاریابی رابطه مند »چنین عنوان شده است که با توجه به تحولات اقتصادی به وجود آمده، پارادایم جدیدی در حوزه مدیریت بازاریابی در حرکت از توجه محض به عناصر آمیخته بازاریابی به سوی بازاریابی رابطه مند گسترش یافته است و این گرایش بخصوص در بازاریابی خدمات و بازاریابی صنعتی مورد تاکید قرار گرفته است و روابط بازاریابی به عنوان یک پارادیم جدید در ادبیات بازاریابی شناخته شده است.
تجقیق یادشده تفاوتهای بازاریابی معاملاتی و بازاریابی مبتنی بر رابطه را به شرح جدول شماره (۱) مورد بررسی قرار داده است.
با توجه به این مطلب که در دنیای رقابتی امروز عنوان می شود: «هزینه جذب مشتری جدید به مراتب بیش از هزینه نگهداری مشتریان کنونی است»، محققان عنوان داشته اند که پیروی از اصول بازاریابی رابطه‌مند می تواند سهم عمده ای در حفظ و نگهداری مشتریان کنونی و در نتیجه سودآوری شرکت داشته باشد و می توان آن را یک مزیت رقابتی ممتاز برشمرد.
با مطالعه و بررسی تحقیقات صورت پذیرفته می توان به نقاط مشترک و همپوشی مفاهیم بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری پی برد. شرکتها در پی به کارگیری استراتژی هایی هستند که از آن طریق مشتریان کنونی خود را حفظ کنند و با داده کاوی و به کارگیری تکنولوژی مناسب در پی کسب اطلاعات بهنگام در خصوص مشتریانشان بوده تا از طریق برقراری روابطی پایدار و بلند مدت با مشتریان خود در پی جلب رضایتمندی و وفاداری آنها باشند. بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری از جمله استراتژی هایی است که شرکتهای کامیاب امروز برای دست‌یابی به اهداف گفته شده از آن بهره برداری می کنند و می توان توان استفاده مطلوب از آنها را به عنوان یک مزیت رقابتی پایدار در دنیای تجارت امروز دانست.
کاربردهای بازاریابی رابطه مند و مدیریت ارتباط با مشتری
عمل ایجاد پیوند و وفاداری محکم با مشتریان، بازاریابی رابطه مند نامیده شده است. سه رویکرد برای توسعه پیوند قوی با مشتریان مطرح شده است. اولین رویکرد عبارت است از افزایش منافع مالی برای مشتریان. در هر حال این منافع مالی می‌تواند توسط رقبا تقلید شود و هیچ گونه تمایزی را به طور دائم برای شرکت به وجود نخواهد آورد.
دومین رویکرد این است که علاوه بر منافع مالی به مشتریان منافع اجتماعی اعطا کرد. رویکرد سوم عبارت است از اضافه کردن پیوند های ساختاری به منافع مالی‌ و اجتماعی. بازاریابی معاملاتی را ممکن است به عنوان ارتباط معامله گرایانه خریدار و فروشنده ، که توجه خود را معطوف به انجام فروش به مشتری می کند، توصیف کرد. این کار توسط یک فروشنده انجام می‌شود. برای مشتریان عمده، شرکتها به شکلی روز افزون به جای بازاریابی معاملاتی به سمت استفاده از فروش گروهی و بازاریابی رابطه مند حرکت می کنند. فروش گروهی شامل افراد فنی و بازرگانی می شود که می توانند در مکانهای مختلف مشتری را ملاقات کنند، با گروههای درون سازمان با مشتری کار کنند و مشکلات مربوط به کالا یا فرایند آنها را حل کنند.
به نظر می رسد که اغلب شرکتها نیاز به ترکیبی از رویکرد های بازاریابی معاملاتی و رابطه مند برای انجام فعالیتهای خود دارند. شرکتهایی که در بازارهای مصرف کننده نهایی بزرگ فعالیت می کنند، درصد بزرگتری از بازاریابی معامله ای را مورد توجه قرار می دهند، در حالی که شرکتهایی که دارای تعداد کمتری از مشتریان هستند، از درصد بزرگتری از بازاریابی رابطه مند بهره برداری می کنند.
از مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان مکملی برای بازاریابی رابطه مند یاد کرده اند. مدیریت ارتباط با مشتری ترکیبی است از فرایندهای تجاری و تکنولوژیک که در پی درک صحیحی از دیدگاههای مشتریان، در خصوص اینکه مشتریان چه کسانی هستند، چه می کنند و چه دوست دارند، است. مدیریت ارتباط با مشتری بر روی حفظ و نگهداری و توسعه روابط با مشتریان تمرکز دارد.

نتیجه گیری
در حالی که تا مدتی پیش تمرکز برای جذب مشتریان جدید عمده ترین سیاست سازمانها بود، اما امروز سیاست های راهبردی و تجاری برای حفظ و بهبود وفاداری و افزایش اعتماد مشتریان نسبت به سازمان متمرکز شده است.مشتریان ماندگار عمدتاً خرید های خود را گسترش می دهند و همانطور که ذکر شد هزینه فروش به این گونه مشتریان بسیار پایین تر از مشتریان جدید یا بالقوه است و مشتریان ماندگار به صورت پیوسته، سازمان را به دیگران توصیه می کنند. چنین به نظر می رسد که در دنیای تجارت امروز توجه و عمل به اصول بازاریابی رابطه‌مند و مدیریت ارتباط با مشتری می تواند سهم عمده ای در حفظ و نگهداری مشتریان کنونی و در نتیجه سودآوری شرکت داشته باشد و می تواند برای شرکت به عنوان مزیت رقابتی پایدار به شمار آید.

منابع و مأخذ
۱ - کاتلر، فیلیپ، « دایره المعارف بازاریابی از A تا Z »، ترجمه: عبدالحمید ابراهیمی و دیگران،تهران: انتشارات آن.
۲ Berry, L.L.۱۹۸۳, “Relationship Marketing”, American Marketing association, Chicago.
۳ Grenroos, C., »From Marketing Mix to Relationship Marketing «, Management Decision, Vol ۳۲ No ۲.
۴ Morgan, R.N. and Hunt, S.D.۱۹۹۴, “The commitment-trust theory of relationship marketing”, journal of marketing, Vol ۵۸ No ۳.
۵ Reichheld, F.F. and Sasser, W.E. Jr.۱۹۹۰, “Zero Defections: quality comes to services”, Harvard business Review.
۶ Yonggui, W., Hing, Po.Lo., Renyong, C., and yongheng, Y. ۲۰۰۴, »An integrated framework for customer value and customer-relationship-management performance«, Managing Service Quality, Vol.۱۴ No۲/۳.
بقیه منابع در دفتر نشریه محفوظ است.

_ پیمان غفاری آشتیانی: دانشجوی دکترای مدیریت بازرگانی و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی – واحد اراک

رموز بلندآوازگی شرکتهای چینی

رموز بلندآوازگی شرکتهای چینی

فراگیر شدن نامهای تجاری چینی در بازارهای جهانی در سالهای اخیر اتفاقی نیست بلکه حاصل اتخاذ رویکردی معقول و متفاوت در عرصه مناسبات سیاسی و تجاری از سوی دولتمردان و کارآفرینان چینی است.

رموز بلندآوازگی شرکتهای چینی

فراگیر شدن نامهای تجاری چینی در بازارهای جهانی در سالهای اخیر اتفاقی نیست بلکه حاصل اتخاذ رویکردی معقول و متفاوت در عرصه مناسبات سیاسی و تجاری از سوی دولتمردان و کارآفرینان چینی است. نوشتار حاضر کارراهه های استراتژیک چینی‏ها برای طی مسیر از بی نام و نشانی تا بلندآوازگی جهانی را مورد کاوش قرار می‏دهد تا آموزه مناسبی برای دولتمردان و شرکتهای ایرانی برای جهانی شدن فراهم سازد. برپایی نامهای تجاری مشهور جهانی فرایندی پیچیده و مسیری ناهموار است که سهولتی برای دستیابی به آن متصور نیستمقدمه سازمان توسعه و همکاری اقتصادی در گزارشی اعلام کرده‏است که چین در پنج سال آینده با پیشی گرفتن از آمریکا و آلمان جایگاه بزرگترین صادر کننده جهان را به خود اختصاص می‏دهد. اقتصاد روستایی چین در حال تبدیل شدن به یک اقتصاد صنعتی است. چین می‏خواهد از یک سرمایه گذار منفعل به فعال دارای فرصت برای به دست آوردن درآمدهای بسیار از بازار آمریکا تبدیل شود.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ساختمان شرکتهای معروف جهانی کامپیوتر

گردشگری، پردرآمدترین صنعت   

صنعت گردشگری تا پایان دهه آینده در صدر جدول صنایع پردرآمد جهان قرار می گیرد و انتظار می رود بیش از ۴۰ درصد اشتغال جهان را به خود اختصاص دهد. این صنعت با بخش های مختلف اقتصاد به طور مستقیم و غیر مستقیم در تعامل قرار دارد و با داشتن اثرات مثبت عمیق و متقابل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از بخش های حائز اهمیت و مهم به شمار می رود. اگرچه ایران جزو ۱۰ كشور نخست جهان به لحاظ جاذبه های گردشگری است، اما سهم ناچیزی را در جذب گردشگر به خود اختصاص داده است،

بقیه در ادامه مطلب:

 

ادامه نوشته

نقش زن در جامعه

                                       نقش زنان در جامعه

در سالهاي اخير، زنان، که نيمي از جمعيت کشور را تشکيل مي‌دهند، گرايش بيشتري به تحصيلات دانشگاهي پيدا کرده‌اند و نرخ ورود زنان و دختران به دانشگاه‌ها، سال به سال در حال افزايش است. در حالي کهبر اساس آمارهاي رسمي، نرخ بيکاري نيز در ميان بانوان تحصيلکرده به صورت قابل توجهي در حال افزايش مي‌باشد

  بقیه در ادامه مطلب: 

نوشته شده توسط:خانم مهری پور سلمان

ادامه نوشته