


چندتا عکس از حیوانات نایاب



چندتا عکس از طبیعت امیدوارم لذت ببرید
چه اين كه چند سال قبل كه دلار ارزش كمتر از يورو پيدا كرد ، به درستي دولت چشم بر دلار بست و ذخاير ارزي اش را به يورو و يا ارزهاي معتبر ديگر تبديل كرد تا از منافع كشور دفاع كند، هرچند در بازار داخلي دلار محبوبيت داشت و ذائقه استفاده كنندگان به يورو كمتر تمايل پيدا كرد. اما به نظرم تصميم دولت به جا و منطقي بود.اكنون قاعده برگشته است و اين بار يورو در برابر دلار رنگ باخته و فرصتي است تا تدبير درست كنيم و از زيان ديدن ذخاير ارزي خويش جلوگيري كنيم.تناقض يادشده در سطرهاي پيشين به نظرم ناشي از بيان نيمي از واقعيت هاست و اين خلا نه به عمد كه برخاسته از جايگاه مسئوليت ايشان است.ساده اش اين است كه يكي مي گويد : چون ذخاير ارزي ما كمتر به دلار و بيشتر به غير دلار و به قاعده به يورو تبديل شده است ، در شرايطي كه يورو ارزش اش كمتر از دلار مي شود ، طبيعي است كه ارزش ذخاير ارزي غير دلاري ما كاهش مي يابد و بايد كه چاره اي انديشيد.
ديگري از منظري ديگر و در تحليل نوسان بهاي نفت خام ، باور دارد كه چون ما نفت به دلار مي فروشيم ، پس افزايش بهاي دلار به نفع ماست چرا كه اگر نفت كمتر هم بفروشيم دلار پرارزش تر نصيب مان مي شود و دست كم اين تغيير نرخ دلار ٢٠درصد نوسان قيمت نفت را پوشش مي دهد. ابهام اصلي در تبديل دلارهاي نفتي به ارزهاي ديگر است يعني اگر ما ذخاير ارزي خود را به دلار تبديل كنيم ، از كاهش ارزش اين دارايي ملي خود جلوگيري كرده ايم.ناديده نبايد گرفت كه پيچيدگي سياست هاي ارزي و مديريت نرخ ارز در بازارهاي داخلي و نگهداشت ذخاير ارزي خارجي كشور بسيار است اما چالش اين است كه چرخش از يك ارز به ارز ديگر چگونه بايد صورت گيرد ، آن هم در شرايطي كه تبديل بخشي از ذخاير ارزي به سهام در بورس هاي جهاني توام با ريسك است و چه بسا اگر بدون داشتن تحليل درست از شرايط اقتصاد جهاني به خريد سهام روي آورده بوديم اين روزها روزگار تيره اي را پيش چشم خويش مي ديديم.گمان بر اين است كه جزم انديشي به تعيين غير واقعي ارزش دلار به ريال در بازار داخلي هم به خطاست و چاره اين است كه دولت و بانك مركزي با واقعيت نگري نسبت به تغيير روش ها اقدام كنند و صرف نگاه درآمدي به اين كه دلار ٩٠٠و چند توماني را در بازار آزاد بيشتر بفروشند و جبران كسري بودجه كنند ، كوتاه نظري است و بودجه سال آينده را بر مبناي ارزش واقعي دلار بايد سنجيد و دامنه نوسان نرخ ارز و دايره و حدود دخالت بانك مركزي هم بايد متناسب با اهداف واقعي اقتصاد باشد تا كمترين آسيب را به بخش خصوصي ، توليد كنندگان و صادركنندگان وارد كند نه اين كه ممر درآمدي باشد براي دولتي ها.
از سوي ديگر بستن بودجه ٨٨روي مرز قيمت نفت تهديد آميز خواهد بود و دور از منطق آينده نگري.آيا دلار بد است يا خوب به نظرم دلار چه خوب بدانيم اش چه بد مهم اين است كه اقتصادي و واقع گرايانه تحليل اش كنيم و خطاست اگر از زاويه سياست بنگريم.
ترجمه: ف.م. هاشمی

همان طور که در سند «رویکردهای جهانی در سال 2015» آمده است جهانی شدن (به معنی وابستگی متقابل جهان که خود را به صورت جریان آزاد اطلاعات، تکنولوژی، سرمایه، کالا، خدمات و انسان نشان می دهد) موتور اصلی حرکت جهان در قرن حاضر محسوب می شود. اکنون ما یک گام جلوتر می گذاریم و این فرآیند را یک «ابر - رویکرد» می نامیم که به معنی نیروی منحصر به فرد و غالبی است که به دیگر رویدادهای عمده دنیا در سال 2020 شکل و جهت می دهد.طی 20 سال اخیر
«جهانی شدن» تحت تاثیر آزادسازی چین و هند، فروپاشی اتحاد شوروی و انقلاب فناوری اطلاعات در سراسر جهان، سرعت و گسترش بسیار یافت. طی 15 سال آینده رشد اقتصادی پایدار جهان، ارتقای سطح زندگی و تعمیق وابستگی های متقابل جهانی از این فرآیند تاثیر بیشتری خواهد گرفت. در عین حال «جهانی شدن» وضع موجود را نیز در سراسر دنیا به چالش می کشد و این موجب بروز بی ثباتی های گسترده اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خواهد شد. برخی جنبه های «جهانی شدن» مانند:
بقیه در ادامه مطلب :
تاريخ اقتصادي كشورهاي صادركننده مواد معدني اغلب مايوسكننده بوده است. بالاخص اينكه در طول چند دهه اخير صادركنندگان نفت بسيار بدتر از كشورهايي كه از لحاظ مواد معدنی فقیر محسوب ميشوند، عمل كردهاند.
![]() |
هنگامی که درآمد عظیمی را كه با افزايش قيمت نفت از سال 1973 در كشورهاي صادركننده نفت به دست آمده در نظر ميگيريم اين سوال پيش ميآيد كه علت اين عملکرد بد چيست؟ شايد اين به دليل ساختاری باشد که نفت در اقتصادهای نفتي به وجود آورده است. اما مگر مديريت درست درآمدهاي نفتي نيز بسيار مشابه مديريت درست هر نوع درآمد دیگری نیست؟ ظاهرا چنین است ولي با وجود این، برخي مسائل هستند كه در مورد کشورهای صادرکننده نفت از اهمیت بیشتری برخوردارند. مسائلي همانند این كه چقدر بايد براي نسلهاي آينده پسانداز كرد؟ چگونه در برابر درآمدهاي غيرمطمئن و در حال نوسان زياد ميتوان به ثبات اقتصادي دست يافت؟ و اينكه چگونه ميتوان از سیکلهای «فراز و فرود» جلوگيري كرد و اين اطمينان خاطر را حاصل كرد كه مصرف چه به شكل پروژههاي سرمايهگذاري عظيم، چه مصارف عمومي يا سوبسيدها، داراي كيفيت بالايي باشد.
نسخه پیچیدن براي مبارزه با اين چالشها و مسائل در تئوري آسان است. ولي این درآمدها اغلب با شرایط خاصی همراه هستند؛ شرایطی همانند سيستمهاي مالي مبهم، سیستمهایی که به شدت سیاست زدهاند و سیاست نقش بسیار بالایی در تخصیص منابع آنها دارد. این سیستمها فاقد بازرسيها و ايجاد چک و اصلاحهای لازم به منظور اطمينان حاصل كردن از اين امر كه منابع به خوبي به كار گرفته شده و انعطافپذيري مالي مورد نياز براي تنظيم مصرف با تغييرات ايجاد شده در منابع را فراهم ميكنند، هستند. در موارد خاص، وقتي يك دولت تنها با اتکا به پول نفت به قدرت ميرسد، هيچگونه تعديل مالي امكانپذير نخواهد بود مگر اينكه يك بحران مسبب آن باشد. اين مقاله به مقايسه اقتصاد سياسي سياستهاي مالي و مديريت اقتصادي در كشورهاي صادركننده نفت با سيستمهاي سياسي كاملا متفاوت ميپردازد و سعي دارد عواملي را شناسايي كند كه به برخي از آنها در مديريت موثر درآمدهاي نفتي كمك كرده است و اينكه در نهايت بتواند از آنها درسهايي بگيرد.
درسهایی از علوم سياسي
درست همان طوري كه عقايد سياسي نحوه استفاده از درآمد نفتي را شكل ميدهند، خود درآمدها نيز اقتصاد سياسي كشورهاي صادركننده نفت را شكل ميدهند.
بقیه در ادامه مطلب :